مصاحبه های محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان

8080 

ورئیس شورای اجرائیه ائتلاف ملی افغانستان درقبال حوادث وانکشافات سیاسی ونظامی کشور

پولیس محلی بدون تعهد ملی، فقط تفنگ سالاری را ترویج می کند

به باور کارشناسان؛ پولیس محلی افغانستان به دلیل اینکه تعهد ملی ندارند، باعث ایجاد هرج و مرج و ترویج تفنگ سالاری در کشور می شوند.

در حملات اخیر طالبان بر پاسگاه های پولیس، زمزمه هایی مبنی بر نفوذ طالبان در بین پولیس محلی به وجود آمد که کارآمدی این نیرو را زیر سوال برد.

همچنین عده ای از کارشناسان اصل وجود چنین نیرویی را در کشور باعث ایجاد هرج و مرج و بی نظمی می دانند.

محترم نورالحق علومی، کارشناس سیاسی ــ نظامی در گفتگو با خبرگزاری جمهور با اظهار مخالفت با پروسه جلب و جذب پولیس محلی در کشور گفت: ” این پروسه بجای مردم سالاری اصل تفنگ سالاری را در جامعه ترویج می کند”.

به گفته وی؛ در افغانستان هم پولیس ملی وجود دارد وهم ارتش ملی و اگر در کنار اینها مردم محل هم مسلح شوند؛ این مساله خود باعث هرج و مرج و بی نظمی و رشد تفنگ سالاری در کشور می شود.

بنابر اظهارات این کارشناس؛ در رشد و انکشاف پولیس محلی به هیج وجه اصل شایسته سالاری در نظر گرفته نشده و فقط کمیت مهم بوده است؛ به همین دلیل اکثر این افراد به دلیل وابستگی هایی که دارند، باعث ایجاد بی نظمی در کشور می شوند.

به اعتقاد محترم علومی؛ استخدام پولیس در محلات، یک اشتباه بزرگ است؛ چرا که این افراد فقط از قوم، محله و خواسته های قبیله خود و یا از کسانی که برایشان امتیاز می دهد و اسلحه آماده می سازد دفاع می کنند و نمی توانند در سطح ملی قوانین را تطبیق کنند.

وی افزود: ” این عده بخاطر اینکه تعهد ملی ندارند آسیب پذیرتر هستند و زودتر به طرف گروه های شورشی گرویده می شوند”.

این در حالی است که برخی آگاهان سیاسی پیش از این نیز در زمینه توجه به پولیس محلی هشدار داده بودند.

سفیر پیشین ایالات متحده در افغانستان گفته بود که پولیس محلی در صورتی که برای ترویج عداوت بین قبایل کار بکنند؛ تهدید طولانی مدتی برای حکومت افغانستان خواهند بود.

همچنین برخی تحلیلگران داخلی نیز ایجاد پولیس محلی را اشتباه فاحش حکومت مرکزی به حساب آورده و خطراتی چون ملیشه سازی و نفوذ مخالفین به این چوکات را پیش از این هشدار داده بودند. افزون براین؛ گزارشاتی چون خودسری و تعدیهای این قطعات در مناطق مختلف کشور، به این نگرانی ها افزوده است.

باید خاطرنشان ساخت؛ که این نیروها کمتر از دو سال پیش، به پیشنهاد حکومت افغانستان و به حمایت ایالات متحده امریکا ایجاد گردید، که به صورت رسمی هم اکنون در چوکات وزارت امور داخله فعالیت می کنند. سه شنبه 3 ثور 1392

 

تبدیل سیستم ریاستی به سیستم پارلمانی خواست بر حق و قانونی ماست

قسمت اول گفتگو با محترم نور الحق علومی، رئیس حزب متحد ملی افغانستان ورئیس شورای اجرائیه ائتلاف ملی افغانستان در ارتباط به نشست پاریس .

اشاره: چندی پیش به اتبکار (بنیاد مطالعات استراتژیک فرانسه) نشستی پیرامون بیان مواضع طرفین درگیر در افغانستان، در پاریس برگزار شد که در آن نمایندگانی از جناح مختلف سیاسی (اپوزیسیون سیاسی، نمایندگان حکومت، حزب اسلامی و گروه طالبان) اشتراک نموده بودند. محترم نورالحق علومی، رئیس حزب متحد ملی افغانستان ورئیس شورای اجرائیه ائتلاف ملی افغانستان در ترکیت هیات ، در این نشست حضور داشتند. آن چه در زیر می خوانید، حاصل گفتگو با ایشان می باشد.

پرسش: هدف کنفرانس پاریس – در تاریخ 22 و 21 دسامبر سال روان – که شما هم به نمایندگی از ائتلاف ملی اشتراک نموده بودید ، بیان دیدگاه ها از طرفین درگیر در افغانستان اعلام شده بود. مواضع و دیدگاه طالبان که در این کنفرانس شرکت کرده بودند ، چه بود؟

پاسخ: به نام خداوند توانا و دادگر.

بی ثباتی و ناامنی های کشور جان هزاران انسان را گرفته و قربانی های بزرگی را در پی داشت، نه تنها باعث تشویش و نگرانی مردم افغانستان گردیده، بلکه توجه عده ای از کشورهای دوست را نیز به خود جلب نموده و هر یک در حدود توان، در پی پیدا نمودن راه حل واقعی معضل افغانستان اند. هویدا است، حل این معضل صرف راه حل نظامی ندارد بلکه، مساعی از طریق حل سیاسی را نیز ایجاب می نماید. در حل سیاسی موضوع در حالی که ضرورت به ایجاد حکومت داری سالم مبتنی به رعایت قانون، ارتقای نقش ساختارهای دموکراتیک احزاب سیاسی و ائتلاف ها و جامعه مدنی می رود. از جانب دیگر، سعی به خاطر آغاز و پیشبرد مذاکرات صلح با طرفین درگیر طبق یک برنامه کاملا دقیق و شفاف یک امر ضروری است. نشست پاریس نیز به خاطر حصول این مامول دایر شده بود. این سومین نشست است به ابتکار بنیاد مطالعات استراتژیک فرانسه در پاریس، دایر می گردد. در سومین کنفرانس نمایندگان ائتلاف ملی، جبهه ملی، احزاب سیاسی، جامعه مدنی، نمایندگان دولت و نمایندگان رسمی طالبان و حزب اسلامی آقای حکمتیار اشتراک داشتند. در دو کنفرانس قبلی، نماینده رسمی طالبان اشتراک نداشت ولی در این نشست، نمایندگان رسمی طالبان با ارایه دیدگاه های رسمی و مشخص ایشان اشتراک داشتند.

طالبان در رابطه به اجندای کنفرانس پاریس، دیدگاه های رسمی خود را در دو بخش ارایه کردند: بخش اول آن نوعی انعطاف پذیری را نشان می داد، که عبارت از حفظ کرامت انسانی، حقوق بشر، حقوق زن – البته در چوکات دین مبین اسلام – حق کار و حق تحصیل است. این بخش از دیدگاه های شان با دیدگاه های اکثریت شاملین کنفرانس مطابقت داشت که همه اشتراک کنندگان همین را می خواستند؛ و بخش دوم دیدگاه های طالبان همان موضع گیری هایی بود که در گذشته اظهار داشته بودند؛ کما فی السابق مانند این که این اداره – منظورشان دولت و حکومت فعلی – را به رسمیت نمی شناسند، اداره حاضر را به این خاطر به رسمیت نمی شناسند که گویا این اداره توسط قوت های امریکایی به پا ایستاده شده و رسمیت ندارد. گویا یک اداره ی (دست نشانده) است. به همین ترتیب، نه نظام و نه قانون اساسی قابل پذیرش است چون بالقوه خارجی ها آورده شده است. شرط اصلی شان را برای مذاکره و مصالحه خروج مکمل قوت های خارجی خاصتا نیروهای ایالات متحده امریکا از افغانستان، مطرح کردند.

تا جایی که دیده شد در کنفرانس پاریس دیدگاه های اپوزیسیون دولت اعم از ائتلاف ملی و جبهه ملی تقریبا دیدگاه های واحد در مقابل طالبان داشتند. شخصیت های مستقل، نمایندگان دولت، نمایندگان کمیسیون عالی صلح، نمایندگان احزاب سیاسی که در کنفرانس پاریس اشتراک کرده بودند، در مجموع از نظام و از قانون اساسی، همه دفاع و حمایت کردند. حزب متحد ملی افغانستان و در جمع ائتلاف ملی افغانستان این نظام را پذیرفته است یعنی جمهوری اسلامی افغانستان و قانون اساسی افغانستان را پذیرفته ایم. در چوکات همین قانون اساسی افغانستان به شکل مدنی می خواهیم مبارزه کنیم. تا جایی که متصور است باید در قانون اصلاحات بیاوریم، همان اصلاحات که همیشه گفته ایم. سیستم ریاستی را به سیستم پارلمانی تبدیل کردن خواست بر حق و قانونی ما است. البته باید زمینه و شرایط آن فراهم شود. زمانیکه مابه طرف انتخابات شفاف و عادلانه رویم، اگر مردم اعتماد کردند و نمایندگان واقعی خود را انتخاب کردند و دولتی که واقعا نمایندگی از مردم کند و از حمایت مردم هم برخوردار باشد، بوجود آمد، در آن زمان تعدیل بعضی مواد قانون اساسی را به خاطر بهبود وضع سیاسی ، نظامی ،اجتماعی ، اقتصادی وظام سیاسی کشور، آنهم در مطابقت به قانون اساسی ، پیشبین استیم ، ما به عنوان اپوزیسیون داخل نظام ، لازم نمی ببینیم که کسی اظهار عقیده نماید که گویا، قانون اساسی ویا نظام موجود را قبول نداریم یا سرنگونی این نظام را بخواهند، ائتلاف ملی و جبهه ملی در مورد مشروعیت نظام موجود قبلأ نظریات خویشرا رسمأ اعلام داشته اند.

پرسش: نظر به فرمودهء شما، بیانات طالبان دو بخش داشت: یکی احترام گذاشتن به حقوق شهروندان و کرامت انسانی و حقوق زن؛ و بخش دوم به رسمیت نشناختن حکومت و قانون اساسی. در صورتی که قانون اساسی و نظام فعلی با آرای مردم بوجود آمده است. و این در واقع نادیده گرفتن مردم است. نکته دیگر این که طالبان نه تنها با دولت سر دشمنی و ستیز دارند، بلکه با اپوزسیون هم از گذشته کینه دارند و در همین راستا چهره های برجسته ای مانند استاد ربانی را به شهادت رساندند. با این گونه سابقه ای که طالبان دارند، مردم چگونه می توانند به آن ها اعتماد کنند؟

پاسخ: در این مورد این که چرا طالبان این نظام را به رسمیت نمی شناسند: اولا، طالب ها زمانی در راس قدرت بودند، قوت های خارجی یا قوت های ائتلاف به رهبری ایالات متحد امریکا باعث سقوط نظام شان شد. دوم، همین قوت هایی که طالب ها را سقوط دادند، قانون اساسی را تدوین کردند، و این اداره را به وجود آوردند. دیدگاهی که طالبان در این شرایط دارند کوشش می کنند که نشان بدهند کسانی که باعث سقوط شان شده است، هیچ گاه با آن ها آشتی پذیر نیستند. طالبان به خاطری که آشتی ناپذیری شان را با نیروهای خارجی و ایالات متحده امریکا که در راس قوت های ائتلاف قرار دارد، نشان بدهد، بهانه برای شان این است که بگویند نه قانون شان را به رسمیت می شناسند و نه نظامی را که به وجود آورده اند، به رسمیت می شناسند و نه کسی را که در راس این نظام – و به اصطلاح خودشان این اداره – است، به رسمیت می شناسند.

ما باید منافع اولیای مردم افغانستان را در نظر بگیریم. اکثریت مطلق مردم افغانستان در داخل این نظام زیست می کنند خواه با نظام موافق هستند، خواه موافق نیستند. اپوزسیون هم که مخالفت هایی با نظام دارد آن مخالفت ها صرف برای این است که این نظام، قانونی را که بوجود اورده است ، زیر پا می کند. زمانی که از این قانون تخطی صورت می گیرد، مجبور هستیم مبارزه کنیم، این شیوه کار ما است. مخالفان داخل نظام همین شیوه کارشان است.

دیدگاه طالب، شاید دیدگاهی باشد که از همان اهداف استراتژیک کشور های همسایه الهام گرفته باشد ، همسایه ها، افغان هایی را که امروز به عنوان مخالف مسلح وجود دارد، نمیگذارد که نظام موجود را بپذیرند، در داخل نظام مبارزه کنند و به حق خود برسند.

این را باید در نظر بگیریم که از بیرون کوشش می شد مخالفان داخل نظام ائتلاف یا جبهه ی ملی را طالبان دشمنان اصلی خود فکر کنند. خوشبختانه در همین نشستی که در پاریس صورت گرفت، هیچ تقابل وجود نداشت. این مساله این را ثابت می سازد که نیروهای مخالف داخل نظام پیرو جنگ نیستند؛ از جنگ پشتیبانی نمی کنند؛ این ها صلح و آشتی را می خواهند؛ این ها صلح پایدار و ثبات را در داخل کشور خود می خواهند. نیروهایی که امروز به عنوان مخالف مسلح دولت مطرح می باشد یا طالبان اگر واقعا به مذاکره حاضر باشند و جنگ را رد کنند، اپوزیسیون داخل نظام هیچ گونه تقابلی با طالبان ندارند. به همین خاطر یگانه چیزی که در کنفرانس پاریس ثابت شد و نمایندگان طالبان هم به این امرمعترف بودند که نماینده طالب ها با اپوزیسیون داخل نظام، طرفین را درست دریافتند. از طرف اپوزسیون داخل نظام، صراحت داده شد هر کسی که بخواهد این نظام و قانون اساسی را قبول کند با آن ها در میز مذاکره و مصالحه حاضر خواهیم شد و کوشش میکنیم راه معضلات فعلی افغانستان را مشترکأ پیدا کنیم.

پرسش: اپوزسیون داخل نظام مانند ائتلاف ملی و جبهه ملی آن طوری که شما اشاره نمودید، پر کردن خلاهایی است که در نظام حاکم وجود دارد؛ اما طالبان در کل این نظام را نمی پذیرند. روشی که دولت با طالبان در پیش گرفته با برخوردی که با اپوزسیون دارد، متفاوت است. دولت به طالبان چراغ سبز نشان می دهد و به طور مثال افراد زیادی از حزب اسلامی را به داخل نظام آورده اند در صورتی که چنین رفتاری را با اپوزسیون ندارد؟

پاسخ: طبیعتا تیم حاضری که در این اداره قرار دارد تا جایی که برای ما ثابت شده به اصل رعایت قانون عقیده ندارند و نه اراده دارند که قانون را در افغانستان تطبیق کنند. ازاینرو در عدم رعایت قانون توسط این ها، امروز در کشور فساد رشد کرده، قاچاق رشد کرده، رشوت، فقر و بی کاری به اوج خود رسیده است. اگر اداره حاضر یا تیمی که در این اداره است اراده می داشتند که به طرف صلح و حاکمیت قانون گزار نمایند، باید برنامه درست می داشتند. باید کوشش می کردند عوامل اصلی که ما را به طرف مذاکره و مصالحه می کشد، عوامل اصلی که جلب اعتماد و همکاری مردم راجلب میکرد جستجو ودرمی یافتند. این دولت اگر قانون پذیر می بود، به حرف های مخالفین داخل نظام صادقانه توجه می کردو به طرح های شان راجع به صلح و ثبات، راجع به این که در افغانستان باید رشد و ترقی بیاید توجه میکرد. متاسفانه اراکین دولت قانون را تطبیق نمی کنند و به ساختار های سیاسی اهمیت وارزش قایل نیستند وحتی ایشان تا حال نتوانستند که همین بند قانون را تطبیق نمایند که نظام ما باید مبتنی بر تشکیل احزاب سیاسی باشد.

شورای همکاری احزاب و ائتلاف ها طرح های را، راجع به تدوین قانون انتخابات و رفتن به طرف انتخابات شفاف ارائه نموده است ولی از آنجاییکه این دولت در گذشته ودرحال هیچ گاه معتقد به این نبوده که یک انتخابات شفاف دایر شود تا مردم بتوانند نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنند. برعکس میکوشد تا تفرقه باندازد و حکومت کند، تفرقه بین اقوام می اندازد، تفرقه بین مذاهب می اندازد، تفرقه بین نیروهای سیاسی می اندازد. حتی تفرقه بین کسانی را که برداشت هایی مختلف از این نظام دارند، می اندازد ، کوشش می کنند این ها را در مقابل هم قرار بدهند. نقص اصلی در اداره است، نقص اصلی در عدم قانون پذیری و آوردن عدالت در داخل این کشور است. دولت باز صدای خود را می کشد که مخالفان مسلح ما که طالب است با مخالفان داخل نظام که ائتلاف ملی و جبهه ملی است با هم دشمنی دارند. درست است که در جریان جنگ هایی که در این جا سپری شده عوامل بسیار مختلف دخیل بوده است. شخصیت هایی از بین رفته و حتی هنوز هم شخصیت های عمده و مردم بی گناه ما کشته می شوند. همین دیروز یک حادثه صورت گرفت، این حادثه را به هر کس که شما متعلق می سازید، عمل دهشت افگنی و تروریستی است، باید با قاطعیت برخورد صورت بگیرد. این را هیچ گفته نمی توانیم که این گونه حوادث توسط یک افغان صورت گرفته باشد که واقعا به صلح و به خیر مردم افغانستان می اندیشیده است. خوشبختانه باز هم ما این را گفته می توانیم در کنفرانس پاریس طرفین خود را یافتند. یک طرف که خارج از افغانستان آمده بودند، مخالفان مسلح خطاب می شود و طرفی که از داخل افغانستان آمده، مخالفینی که مبارزات مدنی می کنند. این ها یافتند که این ها توطئه ها و دست های دولت است که گویا یکی را علیه دیگری استعمال می کند و خود می خواهد در این جا بهره برداری کند و یعنی آب را گل آلود کردن و ماهی گرفتن. تفرقه انداختن و حکومت کردن است.

پرسش: با وجود این که طالبان بارها موضع خود را اعلام کرده اند مثل: خروج نیروهای بین المللی از کشور، تغییر قانون اساسی، تعیین اداره موقت و این که دولت فعلی را به رسمیت نمی شناسند و گفته اند مستقیما با خود امریکایی ها گفتگو می کنیم. شما اینتجربه را کسب کرده اید که با طالبان و نماینده رسمی شخص اول طالبان دیدار کرده اید و نظرات شان را شنیدید، به عنوان یکی از اعضای اپوزسیون و یکی از اشخاص سیاسی مملکت می توانید امیدوار باشید که در یک نظام یا زیر یک سقف با طالبان کنار بیایید؟

پاسخ: من همیشه به پروسه صلح خوش بین هستم. باید مراحلی را طی کنیم. صلح دفعتا هم آمدنی نیست. به خاطر رسیده به آن زمینه ها را برای نشست ها و برای مذاکرات فراهم کنیم. طرف مقابل اظهار نمودند با تیم حاضرکه در دولت است، نشست نمی کنند؛ و اما با طرف دیگر که اپوزیسیون است، همین جمع کسانی که در پاریس اشتراک کرده بودند، آماده استند که درهر زمان نشست و مذاکرات صلح را با ایشان پیش ببرند.

طبیعتا در این مذاکرات و دیدارها در ابتدا ما با هم توافق نداشتیم. در ابتدای گفتگو یادآورد شدم که یک تغییر در بیان دیدگاه های رسمی طالبان وجود داشت. در قسمت کرامت انسانی و حقوق بشر و حقوق زن نظرات مثبت داشتند و یک تعداد دیدگاه های دیگر که ما با هم مخالفت داشتیم، مانند نپذیرفتن نظام، سقوط نظام، نپذیرفتن قانون اساسی افغانستان و یا دوباره این جا امارات اسلامی را ایجاد کردن. این ها چیزهایی هستند که در موردشان نقطه نظرات مخالف وجود دارد. برای حل شدن این نقطه نظرات، رسیدن به یک نقطه مثبت که خیر مردم افغانستان در آن باشد، ایجاب نشست های بعدی را می کند که در این مورد هم توافق صورت گرفت که ما وقتا فوقتا باید با هم بنشینیم؛ یعنی کنفرانس ها دایر شود، خواه نا خواه تاثیرات مثبت را در امر صلح و ثبات در افغانستان خواهد آورد. یک موضوع را باید تذکر بدهم که هم نماینده طالبان و هم نماینده حزب اسلامی با تمام شناختی که مردم افغانستان و مردم دنیا از ایشان دارند، تذکر دادند که ما مخالف جنگ هستیم و ما صلح می خواهیم. امیدوار هستم که این حرف ها بتوانند جامه ی عمل بپوشند.

شنبه 7 دلو 1391

 

تبدیل سیستم ریاستی به سیستم پارلمانی خواست بر حق و قانونی ماست

قسمت دوم:

پرسش: موضوع دیگر سفر آقای کرزی به امریکا است. هدف این سفر نهایی شدن پیمان استراتژیک بین افغانستان و امریکا و همچنان گفت و گو در مورد پایگاه های امریکا و تعداد سربازانی که در این جا باقی خواهد ماند، اعلام شده است. همزمان با سفر آقای کرزی، امریکایی ها اعلام کردند که نیروهای شان زود تر از زمان تعیین شده از افغانستان خارج خواهند شد. اعلام خروج زودهنگام نیروهای امریکایی در این برهه از زمان به چه معنی است؟

پاسخ: مذاکراتی که در امریکا صورت گرفت، یک بخش آن در مورد پایگاه های نظامی ، تعداد این پایگاه ها و اینکه چه تعداد قوت های ایالات متحده امریکا در افغانستان می ماند، میباشد. دوم، وقتی که قبول گردید که بخشی این نیروها در افغانستان باقی می مانند، موضوع مصوونیت قضایی آن ها مطرح میشود. این موضوع ازجانب دولت در مطبوعات ازحد آن اضافه دامن زده شد. ولی مسایل مهم ترازآن این است که به کدام اندازه به قوت های نظامی افغانی کمک خواهند شد. به کدام اندازه نیروهای نظامی افغانستان آماده هستند که مسوولیت های امنیتی را به دوش بگیرند و به کدام اندازه ایالات متحده امریکا آماده است که در بخش نظامی نیروهای امنیتی را تجهیز و تسلیح می کند و در بخش ملکی کمک مالی می نماید.

فکر می کنم هیچ موضوعی جدید درآن مذاکرات مورد بحث و مداقه قرار نگرفته است . موضوعاتی بود که قبلا در توافقات شیکاگو و جاپان طرح گردیده بود. می توان گفت تکرار احسن بود. تعهدات به خاطر این که ما شما را تنها نمی گذاریم، نیروهای امنیتی تان را تجهیز و تسلیح می کنیم، یا تربیت می کنیم، همکاری ما بعد از سال 2014 ادامه پیدا می کند ،این ها چیزهایی است که در گذشته هم گفته شده بود. چیزی که از دید ما عمده است و باید صراحت داده می شد عبارت از تثبیت ارقام دقیق تعداد پایگاه و تعداد نیروهای که این جا خواهد ماند. ولی با تاسف دراینمورد، تصمیم به آینده موکول شد..

موضوع دیگر مصوونیت قاضی سربازان امریکایی است. مصوونیت قضایی نیروهای امریکایی یک امر مسلم است. هیچ گاه توقع نداشته باشیم که رئیس جمهور اوباما مثل آقای کرزی هر روز بتواند قانون اساسی آن کشور را تخطی کند، در افغانستان تخطی کردن قانون اساسی بیک امر عادی تبدیل شده است . اما در قانون اساسی ایالات متحده امریکا صراحت داده شده که شهروندان ایالات متحده امریکا در هر کشوری که باشند از مصوونیت قضایی برخوردارند. این مورد بسیار اساسی بود. بنأ میتوان اظهار عقیده نمود که به گمان اغلب در آن جا کدام توافق صورت نگرفته باشد. آقای اوباما البته این تذکرات را داد، که این مربوط دولت افغانستان است و باید ضرورت خود را بسنجد که از نقطه نظر نظامی به همکاری های بین المللی ضرورت دارد، یا خیر؟ در صورتی که ضرورت دارد، چه تعداد پایگاه و چه تعداد نیرو را می خواهد که در افغانستان باقی بماند؟ حالا ایجاب مینماید که دولت تعمق نماید که اگر امریکایی ها زودهنگام از افغانستان خارج میشوند، باید تدابیر جدی را درموارد مختلف روی دست گیرند، ما نیروی کافی امنیتی خویشرا در اختیار داریم ولی متاسفانه نقض در عدم موجودیت تجهیزات و تسلیحات بقدر ضرورت است. همچنان از نقطه نظر تشکیلاتی ما قوای هوایی ، رادار ، راکت ، قوای سرحدی به حد کافی دراختیار نداریم. هنوز از آن طرف سرحد پایگاه هایی که ما آن را پایگاه های دهشت افگنان می نامیم، مهار نشده اند و به همان قوت و پیمانه قبلی خود قرار دارند. درست است که 75 در صد مسوولیت ها به ما انتقال پیدا کرده، شاید 25 در صد دیگر مسوولیت ها هم در طول همین سال انتقال پیدا کند. ما هنوزهم به قوت های خارجی ضرورت داریم زیرا ما در ظرف این یازده سال خود کفا نشده ایم و یا این که هنوز به پا ایستاده نشده ایم. عدم خود کفایی به معنای این نیست که ما طیاره جنگی نداریم ما راکت و تشکیلات صحیح نداریم. عدم خود کفایی، یعنی همین امروز بودجه ما در عرصه های مختلف از جمله بودجه نظامی ما ازجانب امریکا تمویل میشود و اگر تمویل نگردد، سرباز ما معاش ، موتر ما تیل و تفنگ ما مرمی ندارد. زمانیکه ما فاقد این همه امکانات گردیم ، آیا نیروی نظامی ما میتواند، مطابق لایحه وظایف خویش ،از مردم و کشور دفاع نمایند ؟ مشکل دیگر ما عدم حمایت وپشتیبانی مردم از دولت است ، باید دولت مداران ماحاضر گردند که با تمام نیروهای سیاسی با اپوزسیون، هم نوا شده ، هر چه زودتر قانون انتخابات را پاس نماید و ما به طرف یک انتخابات شفاف، همگانی و عادلانه که در آن جا توانسته باشیم یک دولت سالم و رهبری معقول را در افغانستان انتخاب کنیم ، رویم. زیرا اهمیت ، ارزش ونقش انتخاب رهبری درشرایط کنونی کشور درست به مراتب بالاتر از اتکا کردن بالای قوای امنیتی است. اگر مردم همکاری کنند، همکاری جامعه جهانی هم در عرصه های مختلف مادی ومعنوی زندگی مردم افغانستان به وجه احسن صورت خواهد گیرد و به اصطلاح تسلیحات و تجهیزات نظامی شان هیچ گاه بر ضد مردم عام استعمال نخواهد شد وصرف به ضد آنانی استعمال خواهد شود که مخالف منافع علیای این کشور بوده ونظم کشور را برهم میزنند.

پرسش: آن چه شما فرمودید که دولت پایبندی به قانون نشان نمی دهد و بارها قانون را نقض کرده و زیر پا گذاشته اند، در حالی که ده ها کشور خارجی در این جا نیرو داشته، حال زمانی که آن ها از کشور خارج شوند، در آن صورت معلوم می شود که زمامداران فعلی به هیچ صورت پای بندی به قانون نخواهند داشت؟

پاسخ: دولت وظیفه دارد همان طوری که به دولت امریکا تعهد داد و خواست رئیس جمهور امریکا هم این بود که یک انتخابات سالم در افغانستان صورت گیرد. ولی شما عملأمی بینید که از همین حالا زمینه سازی غرض عدم برگزاری شفاف روند انتخابات ریاست جمهوری صورت میگیرد، از جانب دولت اظهار میگرددکه انتخابات کرده نمیتوانیم و پول نداریم که کارت های رای دهی و تذکره های الکترونیکی توزیع شود. قابل تذکر است که دولت فردا ها یک لویه جرگه تقلبی را تدویر و در آن جا کوشش خواهند کرد که به وسایلی دست بزنند که انتخابات آینده را زیر سوال ببرند. یا چالشی را در داخل پارلمان بوجود آرند که قانون انتخابات را که از طرف شورای همکاری احزاب، احزابی که مطرح بحث است ، تدوین گردیده است ، در وقت و زمانش پاس نه نمایند، از نقطه نظر امنیتی وبرای رفتن به طرف یک انتخابات کاملا شفاف و عادلانه این دولت مسوولیت دارد که حد اقل امنیت ساحوی و امنیت حوزه های انتخاباتی را نیز بنحوی تامین نماید ، ولی متاسفانه دراین زمینه هم چالش های وجود دارد.

انتخابات سالم زمانی صورت می گیرد که هم زمان با خروج مکمل قوت های خارجی از افغانستان باشد. اداره ای که توسط مردم انتخاب واز اعتماد مردم برخوردار باشد، جلو هر نوع آشوب داخلی را می گیرند. تنها توطئه ها و دسیسه های بیرونی و لانه های تروریزم که در پاکستان است ، باقی میماند. به یقین کامل گفته میتوانم که استطاعت وارادۀ برحق مردم جلو هرنوع توطئه های بزرگ خارجی را در موقعش خواهد گرفت.

پرسش: آن طوری که صاحب نظران امور مطرح کردند و از رسانه ها شنیده شد، رفتن آقای کرزی در ارتباط به نهایی شدن سند استراتژیک بین افغانستان و امریکا بهانه ای بود برای این که رییس جمهور در مورد ابقای خودش و یا تیمش در قدرت با امریکایی ها چانه زنی کند؛ اما زمانی که آقای کرزی از این سفر برگشته اند، چندان راضی به نظر نمی رسند؟

پاسخ: این ها با همان دید وشناخت محدودی که ازمردم زحمتکش ما دارند کوشش می نمایند که خود را در پیش مردم بمثابه شخصیت های ملی نشان بدهند، که میخواهند به خواسته های مردم عمل نمایند و مسایل را آن طور مطرح کنند که گویا ما می توانیم امتیازات بسیار بزرگ را از این کشور ها برای تامین منافع علیای کشور بگیریم. به همین خاطر به حق مصوونیت و پایگاه ها و مسایل دیگر که تا به حال حل نشده، دامن می زنند. در ضمن نشان بدهند که ایالات متحده امریکا تا چه وقت از ما حمایت می کند یعنی همان اهداف و نیات شخصی خود شان. تا جایی که می بینیم این ها به اهداف و نیات شخصی خود در این سفر نرسیده اند. طرف مقابل به درستی و با منطق انها را متوجه ساخت که در کدام موقف قرار دارند و چه می خواهند و این ها باید درک کنند اهدافی راکه کشورهای بزرگ در این منطقه دارند، این کشورها میخواهند که استراتیژی های بزرگ ملی خود را در این جا پیاده کنند. همان استراتیژی های را که نزد مردم ما قابل درک است. اراکین فعلی نظام و همین اداره حاضر که به وسیله ی خودشان به قدرت رسیده ، تلاش مینمایند تا از نظر دور نگردند.

این ها دراین سفربه خواست های شخصی خود نایل نیامدند چون در مقابل سوالات بی جواب مانده نتوانستند که استدلال درست از خود ارائه بدارند ، این ها چنین اظهار عقیده مینمایند که تمام مسایل را به لویه جرگه محول مینمائیم، تدویر لویه جرگه ازدید ماهم خواب است و خیال زیرا تدویر لویه جرگه قانون اساسی فعلا هیچ تصورش نمی شود. مراجع اصلی که باید به آن مراجعه شود عبارت از شورای ملی افغانستان است. باید به نمایندگان مردم مراجعه گردد زیرا شورای ملی مظهر اراده مردم است ، بایدبه آن مراجعه کنند، درانصورت می توانند نه مشوره ، بلکه تصمیم شورا را بگیرند و اجراآت نمایند. من فکر می کنم آن چه که این ها در دل داشتند ومی خواستند جامه عمل بپوشانند، نتواستند عملی نمایند ، انها از آن جا با دلخوش پس نیامده اند، ما می فهمیم که جانب مقابل می خواهد که خواسته های خویشرا را بالای این ها تحمیل نمایند .

پرسش: آقای کرزی پس از بازگشت از امریکا در یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشتند که امریکایی ها به ما طیارات بی پیلوت خواهند داد؛ اما در پی این خبر وزارت دفاع امریکا اعلام داشت که این مساله بین دو طرف مطرح نشده، در صورتی که امریکا بخواهد طیاره های بی پیلوت به افغانستان بدهد از نوعی خواهد داد که برای شناسایی کاربرد دارد نه برای حملات هوایی. این تناقض گویی عدم صداقت کدام یک از طرفین را می رساند؟

پاسخ: این پیشنهادات که مردم ما از دولت ایالات متحده امریکا دارند، که ما چرا قوای هوایی ، قوای راکت ، توپچی، تانک نداریم…. مسوولین امریکایی گفته اند که ما کمک تجهیزات می کنیم، اما نگفته اند که چی وقت؟ و در کدام زمان و به کدام پیمانه؟ من جریان این مصاحبه را شنیده ام که امریکایی ها به ما چهار بال طیاره سی 130 ترانسپورتی، 17 بال طیاره می 17 و می 35 می دهند. اما قبلا هم از این نوع طیارات به ما داده بودند. این ها یک بخشی از قوای هوایی است. قوای هوایی و مدافع هوایی ما اگر حداقل یک بخشش همین باشد، طیارات شکاری اش ، طیارات بمباردمان ، قوای راکت ، قوای دافع هوا ، قوای رادار آن همه باقی می ماند. مجموعه ازاین ساختارها یک جا می شوند و قوای هوایی و مدافع هوایی افغانستان را تشکیل می دهند که ما در یک بخشی از قوت های هوایی آن هم نه مدافع هوایی، فقط دربخش تشکیل ترانسپورتی اش این طیارات را داریم. افغانستان در مقابل همسایه های پر حرص و آز خود که دارای سلاح اتومی میباشند و بعضأ تحریکات ناجایز رانیز انجام می دهند، قرار دارد . این وسایل وتجهیزات بسیار ناچیز است، که ما بتوانیم از کشور و مردم خویش درمقابل حملات دشمنان واجانب دفاع کنیم. ازدو سال است که سرحدات شرقی ما آماج اجانب قرار می میگیرد ما تا الحال نتوانستیم با ارائه یک پاسخ صحیح به این تجاوز،به مردم کشور احساس آرامش دهیم که ما توانمندی دفاع از کشور و حریم زندگی خویشرا داریم .

شنبه 14 دلو 1391

 

 

مصاحبه اختصاصی

با محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان در مورد

کنفرانس بین الافغانی که در فرانسه بر گزار گردید.

طوریکه خواننده گان عزیز سایت وطن اطلاع دارند ،بتاریخ 19 دسامبر 2012 گرد هم آئی فراگیر میان نماینده های دولت افغانستا ن، نماینده های اپوزیسیون مسلح دولت(طالبان) و نماینده های اپوزیسیون سیاسی دولت ، که ازطرف بنیاد مطالعات استراتیژیک و دولت فرانسه تنظیم گردیده بود در شهر پاریس بر گزار گردید. دراین نشست بین الافغانی محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان و رئیس شورای اجرائیه ائتلاف ملی افغانستان نیز شرکت داشتند. غرض آگاهی خواننده گان محترم ، سایت وطن ، مصاحبه مختصری را با محترم علومی انجام داده است که اینک متن آن خدمت شما به نشر میرسد .

سوال : محترم علومی ، اگر زحمت نشود ، لطف کرده درمورد نشست مورخ 19دسامبر 2012 بین الافغانی که در فرانسه دایر گردید ، برای خواننده گان سایت وطن معلومات مختصر ارائه نموده ، ممنون سازید ؟ .

جواب : بنام خداوند دادگر . قسمیکه شما هم از طریق وسایل اطلاعات جمعی آگاهی دارید ، بتاریخ 19 دسامبر 2012 در اثر تلاش و زحمات فروان بنیاد مطالعات استراتیژیک و دولت فرانسه نشست بین الافغانی بین اپوزیسیون سیاسی دولت ، مخالفین مسلح ( طالبان و حزب اسلامی) ، نماینده جامعه مدنی ، نماینده های منتخب مردم در ولسی جرگه و نماینده های دولت اسلامی افغانستان بشکل مستور درشهر پاریس فرانسه برگزار گردید . این نشست از هر لحاظ برای مردم و کشورعزیز مان از اهمیت خاصی برخوردار بود . خوشبختانه اشتراک کننده گان آن نشست ازمواضع خصم و خشونت بسوی همگرائی ، تبادل نظر و صمیمیت ها گام گذاشته و در بعضی موارد تصامیم بسیار دوستانه که انعکاس دهنده خواست اکثریت اشتراک کننده گان نشست بود نیز اتخاذ گردید. اما تفاوت های نظر نیز وجود داشت.

ما نباید ازاین نشست انتظارات بیش از حد داشته باشیم . نباید فکر کنیم که در اولین نشست همه اختلافات رفع میگردد وهمین فردا مبارزات مسلحانه کنار گذاشته میشود وما دریک فضای صلح و امنیت به مبارزه سیاسی گذار میکنم . البته نیت همین است ولی فعلأ میتوان آن نشست را بمثابه گام اول و یک اقدام عملی بسوی تامین امنیت و ثبات کشورتلقی نمود .

سوال : تا جاییکه از رسانه ها برمی اید , دراین نشست مواضع طالبان و حزب اسلامی در رابطه به دولت و سیاست ها ی آن ، سختگیرانه بود . نکته ایراد آنها عمدتأ چه بود و مواضع حزب متحد ملی افغانستان در قبال آن چیست ؟.

جواب: دقیقأ. مخالفین مسلح دولت، خروج نیروهای نظامی خارجی ، تغیر کلی دولت و قانون اساسی کشور را مطالبه دارند . خوب، این خواست یکی از جوانب نشست میباشد.اما سایر اشتراک کننده گان بصورت طبعی درمورد نظریات خویشرا داشتند . مواضع ما درزمینه روشن است . نخست ما خواهان اصلاحات در نظام دولتی ، وارد نمودن تعدیلات درقانون اساسی و حفظ ارزش های دموکراتیک دهه اخیر در کشور میباشیم . ما ادامه تفاهمات بین الافغانی را بمثابه کلید حل بحران کشور دانسته و آنرا در تامین وحدت ملی ، حفظ تمامیت ارضی و تحکیم حاکمیت ملی کشور با اهمیت تلقی می نمائیم و از تصامیمی که در چنین گرد هم آئی ها در راستای تامین منافع علیای کشور اتخاذ گردد، حمایت میکنیم .

سوال : شرکت شما دراین نشست از کدام آدرس بود. طرح ها ونظریات شما غرض ثبات در کشور چه بود. و فضای این نشست را چگونه ارزیابی مینماهید؟.

جواب : دراین نشست ازمن به عنوان رئیس حزب متحد ملی افغانستان و رئیس شورای اجرائیه ائتلاف ملی افغانستان دعوت صورت گرفته بود . بلی، ما طرح ها ونظریات خویشرا مطابق اهداف استراتیژیک سیاسی خویش در نشست ارائه نمودیم که مورد حمایت اشتراک کننده گان نیز قرار گرفت. طرح ها ونظریات ما در سایر اسناد رسمی حزب متحد ملی وائتلاف ملی صراحت دارد . نشست در فضای واقعأ افغانی آغاز ، ادامه و خاتمه یافت. یعنی صراحت، نرمش ، رعایت ، انعطاف وعطوفت فضای نشست را فرا گرفته بود.

سوال : اگر قرار است مصالحه ای درافغانستان صورت گیرد ، اطراف مصالحه کی هاخواهند بود؟ زیرا جناب کرزی بمثابه رئیس جمهور کشور یک فرد است ونیرو های مسلح مخالف هم پراگنده اند. این مصالحه از نظر شما چگونه صورت خواهد گرفت؟

جواب: اساسأ در هر جنگ مسلحانه و مخاصمت ها ، مصالحه بمثابه نیاز مبرم جامعه قابل بحث و مداقه میباشد.

مساله مصالحه صرفا مساله اختصاصی میان دولت و مخالفین مسلح آن نمی باشد بلکه جامعه در مجموع و احزاب و ساختار های سیاسی ، جامعه مدنی بصورت خاص میتوانند در این روند مطرح گردند. همانطوریکه جنگ ابعاد مختلف دارد ، دستیابی به صلح هم میتواند از ابعاد مختلف امکان پذیر شود. به این سبب باید اپوزیسیون داخل نظام وخارج نظام بخاطر قطع جنگ ، راه ها ، شیوه ها و طرق مختلف رسیدن به صلح رامورد مطالعه قرار داده و در زمینه گام های عملی بردارند .

ازدیدما ، اپوزیسیون خارج نظام میتواند ، مشترکأ با شورای احزاب و ائتلاف ها که فعلأ به عنوان یک ساختار قوی اپوزیسیون سیاسی دولت مطرح شده است ، فعالیت مشترک داشته ودر روند تامین صلح و ثبات درکشور نقش شایسته و بایسته ایشانرا ادا نمایند .

سوال : ازدید شما تاثیرات بعدی این نشست در روند تامین صلح وثبات در کشور ، چه خواهد بود.؟ آیا تاریخ نشست بعدی نیزتعین شده است ؟.

جواب: به هرحال، این نشست تاثیرات مثبت خویشرا در روند تامین صلح وثبات در کشور دارد . نخست فضای سرد و تقابل را بیک فضای گرم صمیمانه وبیک فرهنگ عالی گفتمان سیاسی تبدیل نمود . ثانیأ ما بسیار مسایل مبرم و حیاتی را که شامل اختلافات فکری اشتراک کننده گان نیز می شود نشانی نمودیم که یقینأ در نشست های بعدی ، بالای آن تعمق نموده و به نتایج مثبت دست خواهیم یافت.

راجع به دور بعدی تدویر نشست باید یاد آوری کنم که اشتراک کننده گان خواهان ادامه برگزاری چنین نشست ها میباشند ودر زمینه تعین تاریخ بعدی نشست نیز تفاهم بعمل آمد .

تشکر از شما محترم علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان و رئیس شورای اجرائیه ائتلاف ملی افغانستان که به سوال های مان پاسخ ارائه نمودید .

 

جنگ استخباراتی در افغانستان

چه دیدگاه هایی نسبت به اظهارات اخیر معاون شورای امنیت ملی وجود دارد؟ در حالیکه آقای نبیل خواستار جا دادن نام سازمان استخبارات پاکستان در فهرست سیاه شده است از تمام نهادهای سیاسی و نظامی در داخل حکومت افغانستان خواسته تا در برابرتوطئه های پاکستان هماهنگ شوند.

آیا چنین اظهاراتی تغییر در راهکار و شیوه سیاست خارجی افغانستان در برابر همسایه ای که همواره در برابر او از خود گذشت کرده است، واکنش تند یا مقطعی می باشد؟

محترم نور الحق علومی، رئیس حزب متحد ملی افغانستان و رئیس شورای اجرائیه ایتلاف ملی افغانستان بیان داشت. موقعیت، جغرافیایی، سیاسی افغانستان بگونه ای است که پاکستان همیشه و از ابتدای پیدایش اش هیچگاه سیاست روشنی در مورد تامین صلح و ثبات درافغانستان ، نداشته است .این خوش باوری دولتمردان افغانستان است که کوشش کرده اند حقوق حقی مردم افغانستان را در نظر نگیرند و در مقابل دولت پاکستان همیشه گذشت نمایند .

این تنها حادثه ای نیست که صورت گرفته ، اظهارات شخصیت به ظاهر مذهبی داخل پاکستان نشانگر این است که جنگ حاضر در افغانستان قومی، مذهبی و جنگی با ابعاد کوچک نبوده و ما در عمق استراتژیکی کشورهای بزرگ قرار داریم.

بنأ این جنگ، کاملأ جنگ استخباراتی است که در افغانستان جریان دارد، استخبارات نظامی پاکستان از ابتدای پیدایش خود فقط حافظ، گسترش دهنده، تمویل و مسلح کننده نیروهای دهشت افگن در منطقه بوده است که یکی از این کشورها افغانستان می باشد.

اظهار نظر های طاهر اشرفی نشان می دهد که ما باید جدی باشیم و موضع گیری قاطع در حفظ منافع ملی خود داشته باشیم و در برابر چنین تجاوزات، سطحی نگری نشود، گرچه در بروز واکنش عقب مانده ایم با وجود این هم آغازهر کار خوب در هر زمان ، مصمم بودن آن را افاده مینماید باید بیک نتیجه قطعی غرض تامین صلح وثبات در افغانستان برسیم و عوام فریب نباشیم، مرجعی که صدای خود را کشیده است گویا احساسات قلبی خود را بروز داده است، مردم افغانستان توقع موضع گیری از جانب دولت افغانستان رادارد و احقاق حقوق حقی مردم به دوش دولت است.

بنابر این باید جدی باشیم و نتیجه چنین موضع گیری ها را مردم افغانستان باید در عمل ببینند، این عمل نه تنها مردم افغانستان را در راستای آوردن صلح و امنیت کمک می کند بلکه کمکی به مردم منطقه و جهان و حتی خود پاکستان نیز است.

ما امروز در یک ایتلاف بین المللی هستیم، ایتلاف بین المللی هم ازچنین اقدامات ونظریات غیر مسوولانه صدمه می بیند، این سکوت تنها از دولت افغانستان نیست زیرا دولت افغانستان در این دهه حاکمیت خود سکوت کرد و کوشش کرد تا از مصامحه کاری استفاده کند.

جامعه جهانی نیز در این مورد حقایق را کتمان کرده است، جامعه جهانی در مدت این 11 سال در حدود 20 میلیارد دالر به کشور پاکستان بنام مبارزه علیه دهشت افگنی داده است، این در حالی است که امروز در راس اهرم های پاکستان رهبران گروه های دهشت افگن وجود دارد و از همین آدرس به مجامع بین المللی روابط تامین کرده اند ، اما هیچ کس از آنها بازخواست نمی کند، هنوز هم کوشش در تحت فشار قرار دادن مردم افغانستان است . درج کردن نام استخبارات و (آی اس آی) در لیست سیاه یک موضوع اساسی است و امیدوار هستیم که دولت افغانستان قاطع بودن خود را در جهت حفظ منافع افغانستان صراحت دهد، رهبران سیاسی از مردم دعوت به عمل می آورد تا باهم یکجا ومتحدانه ازمنافع علیای کشور دفاع نمائیم ، اما به کدام آدرس یکجا شویم؟

زیرا اراده در تامین صلح، امنیت و حاکمیت قانون که دولت را مشروعیت می دهد متاسفانه چنین یک دولت درافغانستان وجود ندارد با وجود این هم صدا می کنیم که آنها به چه آدرس هایی روند . کسی ارزش آنها را می داند که بعنوان یک کشوری مستقل و دارای حاکمیت ملی باشد ،با وجود پراگننده گی مردم ، خوشبختانه افغانستان یگانه کشوری درمنطقه است که دولت پاکستان با وجود تمام دسیسه های (آی اس آی) نتوانست او را بعنوان اقوام و مذاهب جدا کند. مردم افغانستا ن در مورد تامین وحدت ملی ودفاع از حاکمیت ملی خویش مصمم و یک پارچه اند .

درخواست که از سوی دولت افغانستان و شورای امنیت ملی صورت گرفت، اگر بپذیریم که جامعه جهانی و آمریکا نیز این درخواست را جدی گرفته و نام استخبارات پاکستان را در لیست سیاه جای دهند چه منفعتی برای افغانستان خواهد داشت، بهتر نیست که همزمان با چنین تلاشی قدرت دفاعی افغانستان نیز بیشتر شود تا حتی پس از قرار گرفتن استخبارات پاکستان در لیست سیاه نیروهای امنیتی ما در مقابل تهاجم استخبارات کشورهای منطقه توان دفاع را داشته باشند ؟

بعد خارجی قضیه درحدود صلاحیت دوستان بین المللی ماست که خود تصمیم گیرند ما در جهت به پا ایستادن خود باشیم خود را از نقطه نظر دفاعی قوی کنیم، اما چه چیزی دفاع ما را قوی می کند؟ حکومت داری سالم تا حکومت قانون را به افغانستان بیاورد و با آوردن حکومت قانون و حکومت داری سالم در افغانستان همکاری مطلق مردم افغانستان به سمت دولت را می توانیم جلب کنیم که مانع تاثیراندازی این نوع توطئه ها می شود و افغانستان به سمت ثبات و صلح پایدار می رود به دوستان بین المللی اعتماد کنیم ولی اتکا نکنیم، اتکا را باید به نفس خود کنیم.

چنین واکنش و در خواست از آدرس شورای امنیت ملی افغانستان چه تاثیری برای مردم افغانستان خواهد داشت؟ از این مطلب که حکومت متوجه ضعف های خود شده و سیاست جدی در برابر دولت پاکستان با توجه به زمان اندک اتخاذ کرده است و اینکه سیاست های دولت در برابر پاکستان متفاوت از گذشته خواهد بود؟

توقع ما از دولت افغانستان گام برداشتن عملی است با بلند کردن یک یا چند صدا نمی شود به نتایج مطلوب دست پیدا کرد ، ما باید درقبال موضوع از خود عمل مشخص داشته باشیم، ما نباید سکوت کنیم و دولت افغاستان باید بطور رسمی از آدرس حقوقی خود در مجامع بین المللی با بیان وصراحت قضیه و تصمیم گیری مطابق یک طرح منظم در مورد پاکستان اقدام نماید ، آن کسی که خشونت برای مردم وکشور مان خلق می کند نباید برادر خطاب کنیم.

با توجه به فرصت اندک به زمان خروج نیرو های خارجی و انتظار رویدادهای مهم پس از آن، چقدر دولت افغانستان کارها را میتواندهماهنگ سازد تا پیش از روی کار آمدن دولت بعدی انجام شود ، این خود سوال است ؟

با وجود زمان اندک حکومت افغانستان می تواند ثابت کند که در خدمت مردم و در جهت تطبیق حاکمیت قانون است و زمینه را برای رفتن به سمت انتخابات شفاف، عادلانه و همگانی فراهم کند و اداره حاضر را طوری تحویل دهد که نمایندگی از مردم افغانستان کند.

 

متن مصاحبه محترم نورالحق علومی با تلویزیون طلوع

گره باید با دست باز شود!

سوال : به تازه گی در گزارشی از وزارت دفاع انگلستان تاکید شده است که ناتو نخواهد توانست از طریق نظامی در افغانستان پیروز شود.هدف از پخش این گزارش در چنین وضعیت حساس که تیره گی روابط افغانستان و آمریکا شدت گرفته است و بخصوص که 11 سال از عملیات نظامی در افغانستان میگذرد چیست؟

جواب ما باید بالای دو موضوع مکث نمائیم . نخست اینکه تنها کاربرد نظامی نتیجه ای ندارد؟ و دوم اینکه آنهاخواسته اند ، وضعیت و موقعیت فعلی شانرا با موقعیت قبلی اتحاد جماهیر شوروی سابق ، در افغانستان مورد مقایسه قرار دهند.

واقعأ تنها با فعالیت های نظامی ویا هم کاهش و افزایش نیروهای نظامی نمی توانیم صلح و امنیت را درداخل کشور تأمین نمائیم ،ولی متاسفانه هستند کسانیکه صرف فکر خود را روی همین مساله متمرکز کرده اند و از کاهش و افزایش نیروهای خارجی و تاثیر گذاری بعدی آن بالای وضعیت سیاسی و نظامی کشور سخن می گویند.

اگرما وضعیت سیاسی ونظامی کشور را بعد از سقوط طالبان به بررسی بگیریم ،دیده میشود که دربخش نظامی نیروهای مسلح افغانستان از لحاظ کمیت و کیفیت تا اندازۀ رشد کرده ولی مساله ی عمده این است که ما به حل سیاسی مساله افغانستان درست نپرداخته ایم . به همین ترتیب جامعه بین المللی ودولت افغانستان روی ایجاد ظرفیت حکومتداری سالم برای مردم افغانستان توجه نداشته اند. ازاینکه قانون اساسی درکشور یکسان قابل تطبیق نیست ، مردم نمی خواهند در مسایل امنیتی و در مجموع با دولت همکاری نمایند. اصل شایسته سالاری در دولت جایگاه خویشرا به روابط وشناخت های فردی خالی نموده است، وبلاخره بی عدالتی سبب رنجش ودوری مردم از دولت میشود. زمانیکه مردم از دولت به نحوی فاصله میگیرند ، مساله مصالحه با مخالفین اهمیت خویشرا ازدست میدهد .

و اما در مورد موضوع دوم : میان حضور نظامی اتحاد جماهیر شوروی سابق و حضور نظامی نیروهای ناتو و جامعه بین المللی در افغانستان ، تفاوت های زیادی را میتوان برشمرد. نیروهای شوروی سابق در زمان حضور خود از ابتدا کوشش کردند که جانب افغانی را در تمام عرصه ها ، با در نظر داشت اینکه وطن ازخود افغان هاست، سهیم نموده، تلاش میکردند که دولت، توانمندی این را پیدا کند که تاهر چه زودتر بار مسوولیت ها را خود به دوش بگیرد.

اتحاد جماهیر شوروی زمانیکه در افغانستان حضور داشت، برای حکومتداری سالم در افغانستان تلاش کرد و حداقل با حزب 200 هزار نفری همکاری های خود را ادامه میداد ، اما در این دولت تا به حال ما تیم 200 نفری را نمی بینیم که هم فکر و هم نظر باشند و برنامه داشته باشند. در آن زمان تمام دنیا با دولت می جنگید اما امروز نیروهایی که با دولت می جنگد هیچ حامی در سطح بین المللی بصورت آشکار ندارد. در اوایل مردم افغانستان علاقمندی جنگ با آن نظام را داشتند، اما در حال حاضر، مردم افغانستان از جنگ نفرت دارند. شوروی ها در آن زمان یک خصلت را در بین مردم ما ترویج میکردند که وطن از شما است و حس وطن دوستی را دروجود مردم زنده مینمودند . اما امروز هیچکس ما را به وطن دوستی وایجاد جامعه شگوفان انگیزه نمی دهد. متاسفانه درسیستم اداره وسیاست کادری دولت ما ،همه معیارها دالر شده است و این خصلت، وطن دوستی مردم افغانستان را زیر سوال می برد .امروز قشر روشن ، خردمند و صاحب تفکر جامعه ما سخت ازاین وضعیت ناراضی است.

اتحاد جماهیر شوری درآن زمان خود مسوولیت ها را به دوش مردم افغانستان سپرد و دولتمردان افغانستان نیز با وجود تمام فشارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی که از طرف خارج بالای افغانستان وارد می گردید توانستند از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور مستقلانه دفاع کنند. بنابراین ما چگونه می توانیم بگوییم که تشابه بین این دو وجود دارد. اتحاد جماهیر شوروی غرض حفظ ودفاع از سرحدات جنوبی خود در داخل این کشور آمد اما امروز کشورهایی هستند که از دهها هزار کیلومتر دور در اینجا برای حفظ منافع ملی خود آمده اند . بنابراین اگر ما حضور نظامی نیروهای خارجی را درمقایسه بگیریم تفاوت های بسیار زیادی را درنوع عملکرد آنها مشاهده کرده میتوانیم.

سوال : آیا هدف از پخش این گزارش در چنین وضعیت حساس , بهره برداری سیاسی و تخریب آمریکا است که میان خود و در باطن بگونه ای باهم رقابت دارند و بخاطر ابر قدرت شدن , هر دو در تلاش هستند که یکدیگر را شکست بدهند؟

جواب : باوجودکه این کشورها در یک بلوک شامل اند ولی ، چنانچه شما فرمودید، من نیز یقین کامل دارم که در بین خود هر کدام خواست های مشخص خود را دارا می باشند و هر کدام در پی منافع خویش در این منطقه آمده اند . وهمچنان دربسیاری موارد مشترکأ غرض رسیدن به اهداف شان عمل مینمایند .بطور مثال دستگاه اهریمنی (آی.اس.آی) که در آغوش خود مراکز تروریستی را جا داده است، چرا تا امروز کوچکترین توجهی به آن نکرده اند؟ حتی در معامله های بین المللی می بینیم که در پشت پرده چگونه آنها را حمایت کرده اند . در ظرف 10 سال اخیر دستگاۀ ای ، اس ، ای و نیروهای دهشت افگن وتروریر یست در پاکستان رشد سریعی نمودند ولی کسی بعنوان دولت انگلیس، آمریکا و ناتو نتواست به صراحت بگوید که چرا؟ زیرا پاکستان و دستگاۀ استخباراتی آی.اس.آی بنحوی
تامین کننده منافع ایشان میباشد .

این هم بخش سیاسی موضوع است که تا حال به آن توجه نشده است و اگر بگویند که دربخش سیاسی و نظامی کار نتیجه ای ندارند بسیار بجا است. زیرا تاهنوز مراکز تروریستی در آدرس هاییکه قبلأ قرار داشته اند، هنوز هم فعالیت های خصمانه راعلیه منافع بشریت وبلاخص مردم کشور عزیزما ازهمان آدرس انجام میدهند . و اگر کشورهای تمویل کننده جنگ در افغانستان دست در دست یکدیگر دهند و فشار سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را بالای دستگاه های استخباراتی پاکستان وارد کنند، طبیعی است که دیگر همسایه های ما نیز از این برخورد مسوولانه پند خواهند گرفت که نه تنها روی منافع ملی خود بلکه بخاطر صلح و ثبات افغانستان نیز فکر کنند . ولی از آنجاییکه این موضوع به منافع ملی آنها بر می خورد ، درزمینه تا به حال ، گام استوار نبرداشته اند وهنوز که هنوز است هم مردم ما و هم مردم جهان ، ازبنیاد گرائی افراطی و تروریزم در ارعاب بسر میبرند.

سوال: هنگامی که رییس جمهور در مقابل آمریکا در روزهای اخیر موضع گیری های تند داشته است و بیشتر کشورهای غربی , بخصوص ,آمریکا تاکید داشت که چنین موضع گیری هائی می تواند مخالفان مسلح دولت افغانستان را جرات بیشتری برای حمله به نیروهای خارجی دهد. مطرح ساختن این مفکوره که گویا پیروزی نظامی در افغانستان ممکن نمی باشد و یا مطرح ساختن موضوعی که در بالا یاد آوری نمودم چقدر می تواند به مخالفان جرات دهد و آنها را برای رسیدن به قدرت خوشبین تر سازد؟

جواب: ما از رهبری دولت افغانستان این امید را نداریم که اولاد وطن را غرض رفاه ، آسایش ، اعمار مجدد وتطبیق قانون اساسی کشور بسیج کند ، ولی غرض ادامه جنگ ،هنوز هم میخواهند که بشکلی دامن جنگ را در سراسرکشور پهن نمایند. حکمت ، فهم ، دانش و وطن پرستی در رهبری سالم دولت این خواهد بود که چطور می تواند آتش این جنگ را روز به روز فروکش وخاموش نماید .

تاریخ گواه است که مردم افغانستان همواره از حملات نظامی خارجیان در قلمرو خویش نفرین کرده اند و در فرجام هرحمله تحفه ای که به آنها داده شده است ، صرف نفرت مردم افغانستان میباشد. دروضعیت فعلی در مقابل کنشی که خارجی ها در افغانستان نشان داده اند، تنها یک روی سکه را می توانیم ببینیم ومتاسفانه دولت ما هیچگونه تلاشی را درجهت تأمین منافع علیای کشور ، آن چیزیکه لازم است، انجام نداده است . ارائه چنین سخنان بی مسوولیت ازرهبری دولت درشرایط کنونی کشور تشویش وترس را به دل مردم جا دادن است . وظیفه دولت است تا شرایط بهتر زیست را برای مردم مساعد بسازد نه اینکه مردم و بخصوص نسل جوان کشور را تحریک به گرفتن سلاح نماید تا دامنه این جنگ وسعت بیابد، تنها با تفنگ گرفتن نمی توانیم مردم خود را از بدبختی نجات دهیم . با تألم که صدای رهبری دولت افغانستان، با صدای حکمتیار و صدای ملا محمد عمر همه یکی است. اینجا مردم، جامعه مدنی، نهادهای دموکراتیک، احزاب سیاسی و اپوزیسیون داخل نظام وجود دارند که دولت باید نظریات انها را درجهت بهبود وضعیت سیاسی ، نظامی ، اقتصادی ، فرهنگی و کلتوری نیزبشنود و درنظر بگیرد . و هر گرهی را باید با انگشت باز کرد نه با دندان .

سوال: در نظر نگرفتن دیدگاه های مردم، جامعه مدنی و بویژه کسانی که در رهبری ائتلاف ها و احزاب سیاسی قرار دارند , چه پیامدهایی دارد و چقدر می تواند ائتلاف ها و احزاب سیاسی و مخالفان حکومت افغانستان را که چشم امید مردم نیز با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری به همین نهادها و احزاب و ائتلاف ها است متوجه این نکته بسازد که تلاش کنند تا بگونه ای افغانستان را به مسیری هدایت کنند که از بحران کم کم بیرون شود؟

جواب: احزاب سیاسی، ائتلاف ها و جبهه ها واکنون که شورای همکاری احزاب نیز ایجاد شده است با درک و تجربه ای که دارند و با مطالعه ای که از شرایط فعلی اوضاع در افغانستان ، منطقه و جهان دارند ، تلاش بخرچ میدهند تا زمینه ها را برای تحقق حاکمیت قانون در افغانستان مساعد سازند و اگر حاکمیت قانون بوجود آید ما به سمت درست درحرکت خواهیم نمود ،زیراحاکمیت قانون ما را به سمت ایجاد یک اداره سالم هدایت می نماید. اداره سالم از طریق یک انتخابات شفاف که مبتنی بر رعایت قانون باشد و مردم افغانستان شخصیت های مورد اعتماد خود را انتخاب کنند، درآنصورت به یقین که زمینه حل معضل افغانستان در داخل بوجود می آید که این هم جزوی از رسالت جامعه مدنی و احزاب سیاسی در مطابقت به قانون اساسی کشور میباشد. اگر یک بند قانون اساسی افغانستان رعایت شود ما را به طرف نظامی میبرد که در واقعیت بنیاد آن از ساختارهای سیاسی اعمار شده ونه ازافراد پراگنده که به تصمیم وخرد جمعی تن ندهند .

سوال: حکومت افغانستان بیشتر به نقش نظامیان افغانستان در تامین امنیت کشور و خروج آرام نیروهای خارجی از افغانستان به خاطر آمدن صلح و ثبات پایدار در افغانستان است و در این اواخر انگلیس و وزیر دفاع انگلیس به این باور رسیده است که از راه جنگ نمی شود که به پیروزی دست یافت، مخالفان مسلح حکومت افغانستان هم بگونه ای تلاش دارند که در گفتگوها شرکت کنند البته باشرایط خاص که تا به حال روشن نیست با توجه به تمامی این موضوعات حقیقت در افغانستان چیست، آیا آینده افغانستان باثبات خواهد بود یا با توجه به سخنان و حالاتی که در اخیر در افغانستان به میان آمده است پس از سال 2014 افغانستان باز هم گواه رویدادهایی خواهد بود که حدود 11 سال پیشتر بود؟

گفتند: تا جایی که می بینیم عملکرد دولت ما را به سمت بی ثباتی و بحران می کشاند وروز بروز از اعتماد آن دربین مردم کاسته میشود. خوشبختانه دراین چند ماۀ اخیرنهادهای دموکراتیک وملی درترکیب احزاب سیاسی ، ائتلاف و جبهات دور هم جمع شده اند وبنحوی اجماع ملی و دموکراتیک را تشکیل داده اند و مصمم اند تا درهمکاری با مردم درجهت تحکیم حاکمیت ملی ، وحدت ملی ، حفظ استقلال سیاسی واقتصادی ، آوردن صلح ، ثبات و آرامش در کشور سعی وتلاش همجانبه خویشرا مبذول بدارند.

قابل یاددهانی میدانم که حضور جوامع بین المللی درافغانستان ریشه در طرح پلان های چندین دهه گذشته دارد که فعلأ درمنصه اجرا قرار گرفته است . حضور آنها در اینجا تنها به دلیل مبارزه با تروریزم نیست بل مسایل سیاسی ، اقتصادی ونظامی در داخل منطقه است که چه کسی و چطور می تواند رهبری منطقه را به دست گیرند بنابراین هوشیاری وپختگی سیاسی می طلبد که هم بتوانیم منافع علیای ملی کشور را حفظ کنیم وهم به هیچ کس اجازه ندهیم که زندگی وآسایش مردم ما را به چالش بکشاند.

دولت فعلی باید بداند که ما یعنی احزاب سیاسی ، ائتلاف و جبهات که درترکیب شورای همکاری احزاب و ائتلاف سیاسی افغانستان فعالیت داریم ، بخاطر اصلاح نظام وآوردن صلح وثبات کشور تلاش میورزیم و ما خواستار سقوط نظام نیستیم و همچنان به هیچ کس هم اجازه نمی دهیم که کشور را بطرف بحران بکشاند، ما ازگذشته ها تجارب داریم .

سه شنبه 29 حوت 1391

 

 

کرزی دهان پُرآب پاکستان است

گفت‌وگو با محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان ورئیس شورای اجرائیه ائتلاف ملی افغانستان

پرسش: محترم علومی با تشکر واظهار سپاس از شما از اینکه فرصت گذاشتید برای یک مصاحبۀ ویژه با روزنامۀ ماندگار. در نخست به شکل کلی می‌پرسم که تعریف شما از وضعیت سیاسی کنونی افغانستان چیست؟
پاسخ:
به همۀ شما معلوم است که سیر حوادث سیاسی و نظامی کشور چگونه انکشاف مینماید . قابل یاددهانی است که اگر امروز دولت ما دارای رهبری سالم میبود و واقعأ از اعتماد مردم برخوردار میبود میتوانست مردم وکشور را درجهت تأمین صلح ، ثبات ، رفاه و آسایش ، کمک ویاری میرسانید.
بیش از سه دهه است که ما به مصیبت‌ ،غم و اندوه گرفتار شده‌ایم، یکی از این مصیبت‌ها سیاست تفرقه‌انداختن و حکومت کردن است، در این‌جا افغان را علیه افغان قرار دادن است. مردم امید داشتند که ممکن در کشور حاکمیت قانون، عدالت و… حکم‌فرما شود، در حقیقت مردم برای توسعه و ترقی کشور کمر همت بسته بودند. تلاش‌ در عرصه‌های مختلف رشد وتوسعه جامعه آغاز شد و این تلاش‌ها به‌ خوبی پیشرفت، اما متأسفانه از آن‌جایی‌که مردم ما اقبال خوب نداشتند، نتوانسیتم آن طوری‌که قانون اساسی افغانستان صراحت دارد، به یک حکومتی که مبتنی بر قانون باشد، دست یابیم.
نابسامانی‎هایی‌که امروز در جامعه ما وجود دارد، برهمۀ مبرهن است: امروز مردم ما از نبود حاکمیت قانون، نبود حکومت‎داری سالم، نبود شایسته‎سالاری و … رنج می‎برند. کسانی‎که امروز در عرصۀ سیاسی و امنیتی کار می‌کنند وصاحب صلاحیت اند، اگر این اصول را در نظر می‌گرفتند، امروز عامل نجات مردم ازفقر و بیثباتی کشور می‌بودند.
تا هنوز مردم در آروزی تأمین صلح و ثبات بسر میبرند حالانکه هنوز مردم توسط انتحاری و ترورهای سازمان‌دهی‌شده آماج قرار میگیرند و سرحدات ما از آن‌سوی مرز مورد تجاوز قرار میگیرد . مردم این کشور همان‌گونه که در تاریخ ثابت ساخته اند، همیشه در شرایط بحرانی و پیچیده متحد بوده و همه به‌ حیث یک افغان و یک تن در کنار هم در برابر دشمن مقاومت و پایداری کرده‎اند. اما فعلأ متاسفانه شهروندان کشور آن‌طوری که در قانون صراحت داده شده است هنوز از حقوق یکسان برخوردار نیستند؛ هنوز در کشور فساد بیداد می‌کند، هیچ کس نمی‌تواند حق قانونی خود را بدون این‌که رشوه بپردازد و تن به فساد بدهد، به‌ دست آورد، برخی عناصری هنوز هم منافع شخصی خود را بر منافع ملی ترجیع میدهند و صاحب سرمایه‎های انگفتی شده اند .
وضعیت به حدی سردرگم است که دوسال می‌شود پاکستان به گونۀ مستقیم ما را هدف حملات نظامی ، سیاسی واقتصادی قرار می‌دهد، اما کسی نمی‌تواند به این کشور بگوید که چرا؟
دولت‌مردان ما با تأسف هنوز از خواب غفلت بیدار نشده‌اند. باید ما در روابط خود با دنیا ،منافع ملی کشور یعنی منفعت تمام مردم افغانستان را در نظر داشته باشیم، نه منفعت یک گروه، قوم و تیم خاص را. سوال این است که ما کجا می‌رویم؟ مردم امید به ایجاد یک ادارۀ سالم دارند که در سال ۲۰۱۴ بوجود بیاید. تهدیدات و چالش‌هایی‌ در رابطه به سال ۲۰۱۴ آگاهانه و ناآگاهانه از طرف دولت‌مردان دامن زده می‌شود. آن‎‌ها بحران را طوری نشان می‌دهند که حتا امید مردم نسبت به این سال کم شده است. مهم نیست که قوت‌های خارجی در کشور باقی می‌مانند و یا می‌روند؛ اگر ما یک انتخابات شفاف و سالم را برگزار کرده بتوانیم و در این انتخابات، همه طرف‌ها بتوانند کاندیدای خود را در داشته باشند، ما می‎توانیم صلح و ثبات را در کشور تأمین کنیم. ولی این زمینه‌ تا هنوز فراهم نشده است؛ اگر ما به‌ طرف یک انتخابات شفاف و عادلانه برویم و حکومت انتخابی که از اعتماد مردم بر خوردار باشد، ما در داخل خانۀ خود نظم و آرامش را تضمین کرده می‌توانیم.
پرسش: جناب محترم علومی ! شما عضو رهبری ائتلاف ملی افغانستان استید؛ ائتلاف ملی چه برنامه‌یی برای رهایی از وضعیت کنونی کشور دارد؟
پاسخ:
ائتلاف ملی با دیدگاه وسیعی که دارد، همواره کوشیده در هماهنگی مشترک با شخصیت‌هایی‌که در این ائتلاف شرکت دارند، راهبرد عملی را تدوین نماید که در آن خواست اکثریت مطلق مردم افغانستان درجهت تامین منافع علیای کشورنهفته باشد. ائتلاف ملی برای این‎که در آینده بتواند زمینه‌های حکومت‌داری سالم را در کشور مساعد سازد، با جبهۀ ملی، احزاب مختلف و شخصیت‌های مختلف از اقوام مختلف، گردهم جمع شده‌اند.
پرسش: برنامه‌یی ‌که برای رهایی و عبور از این بن‌بست روی دست دارید، چه است؟
پاسخ: ما می‌خواهیم با برنامۀ مشترک در تفاهم با شورای همکاری احزاب، فضایی را ایجاد کنیم که در آن چه باید کردمان تعریف شده باشد. در منشور شورای احزاب واضح است که ما چه کرده می‌تواینم و چه کرده نمی‌توانیم. در حال حاضر شورای همکاری احزاب روی قانون انتخابات توافق آرا دارد؛ اما تا اکنون هیچ قانونی که بتواند یک انتخابات شفاف را تضمین کند، وجود ندارد. این قانون طرح مشترک ائتلاف ملی با دیگر احزاب سیاسی است. اکنون این قانون در پارلمان ارسال شده است و شورای احزاب انتظار تصویب آن را دارد. براساس این قانون، نقش احزاب باید افزایش یابد و کمیسیون مستقل انتخابات باید مستقل شود. در (مسودۀ) این قانون شرایط انتخاب‌شونده و انتخاب‌کننده روشن است. ائتلاف ملی می‌خواهد که مردم یک انتخابات سالم و عادلانه داشته باشند که در آن همۀ مردم جایگاه خود را بیابند. اگر ما گذشته را بنگریم، می‌بینیم که احزاب سیاسی و ائتلاف‌هایی که دیروز در تقابل هم قرار داشتند، امروز برای تأمین منافع علیای کشور در کنار هم ودرتفاهم با هم قرار دارند .
پرسش: از فعالیت‌های شورای همکاری احزاب یاد کردید. شما آیندۀ این حرکت را چه‌گونه ارزیابی می‌کنید و چه‌قدر باور دارید که این احزاب تا فصل انتخابات بتوانند روی یک برنامۀ کلان کار کنند و متحدانه پیش بروند؟
پاسخ:
منشوری که شورای همکاری احزاب دارد، بسیار به‌جاست. کار این شورا تا اکنون با علاقه‌مندی و با اراده به پیش می‌رود. این احزاب در بسیاری از موارد بحث‌برانگیز هم توافق نظردارند. شورای همکاری احزاب نه تنها در بارۀ برگزاری انتخابات و قانون انتخابات احساس مسوولیت می‌کند، بل حل تمامی مسایل مبرم ملی را جز وظایف خود می‌داند.
بعضی اوقات دولت و برخی کسانی‌که شوق سیاست می‌کنند روی اجماع ملی تأکید می‌کنند؛ فعلاً اجماع ملی که باید از ساختارهای دموکراتیک و جامعه مدنی تشکیل گردد، به‌وجود آمده است. بر هیچ اجماع و محوریتی که ساختار نداشته باشد، نمی‌توان اعتماد کرد. این اجماع (شورای همکاری احزاب و ائتلاف‌های سیاسی) مصمم به کار است. ما می‌خواهیم که به اتفاق نظر و عمل به پیش برویم. ما می‌خواهیم که این احزاب با همین کمیت و کیفیت حفظ شود و حتا تلاش داریم که گسترش پیدا کند. تلاش‌ها جریان دارد که در انتخابات پیش‌رو، از شورای همکاری احزاب، کاندید مشترک داشته باشیم.
پرسش: اخیراً بسیاری از جریان‌ها و فعالان سیاسی، یک موضوع مشخص را با واژه‌های مختلف مطرح می‌کنند. برخی‌ها از اجماع ملی صحبت می‌کنند، برخی‌ها گفت‌وگو یا دیالوگ بین‌الافغانی را مطرح می‌کنند، برخی‌ها آجندای ملی را پیش می‌کشند و برخی‌ها هم از بسیج ملی حرف می‌زنند. در واقع با مفاهیم جداگانه، هدف مشترکی را بیان می‌کنند. آیا شما تا هنوز یک طرح موثر و تدوین شده در این زمینه از جانب کدام جریان سیاسی چه ائتلاف ملی چه جبهۀ ملی یا کدام جریان سیاسی دیگر که بدیلی باشد برای برنامه‌های حکومت، دیده‌اید؟
پاسخ:
یک سلسله تلاش‌ها در تیم حاکم جریان دارد که بتوانند این اصطلاحات را مغالطه کند. در شورای همکاری ائتلاف‌ها و احزاب، شخصیت‌های ملی حضور دارند، این‌ها خود یک اجماع هستند؛ اما دولت در پهلوی آن اصطلاح اجماع ملی را مطرح می‌کند. اجماعی که از طرف دولت طرح می‌شود در آن یک تعداد افراد و اشخاص وابسته جمع می‌شوند، بعد اسمش را می‌گذارند اجماع ملی؛ که این نادرست است. اما ائتلاف و جبهه به همکاری سایر احزاب توانستند زیر نام شورای همکاری احزاب و ائتلاف‌ها چنین اجماعی را به ‌وجود آوردند و این یک دست‌آورد است. در این شورا طرف‌داران دولت هم است و مخالف دولت هم. دولت از مبارزۀ مدنی و مبتنی برقانون جریان‌های سیاسی باید خوشنود باشد. ولی متاسفانه دولت به آنانی‌که نظام و قانون اساسی را نپذیرفته اند، ارزش قایل است، تا جایی‌که ازجنایات‌شان هم چشم‌پوشی کرده و می‌خواهد راه را برای گرفتن قدرت به آنها باز کند. راه باز کردن خلاف قانون به گروه‌های جنگ‌جو جفا به مردم وکشور ما افغانستان است.
پرسش: برنامه‌یی ‌که در برابر برنامه‌های گویا صلح‌خواهانۀ حکومت قرار داشته باشد و بتواند صلح را به ‌شکل واقعی و موثرش در افغانستان برقرار کند، کدام است؟
پاسخ: تلاش‌هایی را که دولت تا امروز انجام داده شخصی و انفرادی است. دولت یک ساختار خلاف قانون را که عبارت از شورای عالی صلح باشد، ایجاد کرده است. این شورا تا اکنون موفق نشده که حتی یک نفر مسلح مخالف دولت را از جنگ بطرف زندگی مسالمت آمیز بکشاند، ولی این شورا غرض تبلیغات که اذهان مردم را فریب دهد شماری از افراد فقیر و بیکار را در رسانه‌ها نشان می‌دهند که این‌ها به پروسه صلح با ما پیوسته اند.
پرسش: باتوجه به شناختی که شما از معضل کنونی کشور دارید، چه طرحی ممکن است که افغانستان را به طرف یک ثبات واقعی بکشاند؟ باید از چه روش‌های کار گرفته شود؟
پاسخ:
باید دولت افغانستان اول خود را بسازد، اعتماد به نفس بیابد، به قاطعیت در راه حفظ ارزش‌های ملی کشور اقدام کند. اگر دولت خود را ساخت و به ‌حیث یک آدرس مطمین عرض اندام کرد، هم از پشتیبانی داخلی برخوردار می‌شود و هم در مقابله با دشمنان خارجی یا مخالفانی‎که خارج از نظام است، با قاطعیت و ایمان‌داری عمل کرده می‌تواند. به گونۀ نمونه، ضعف نظام قضایی افغانستان سبب شده که مردم به محاکم صحرایی مخالفان مسلح دولت رجوع کنند و در یک روز معضل خود را حل کنند.
باید دولت با امکاناتی که در اختیار دارد، چنین آدرس‌هایی را بسازد، تا این‌که این آدرس‌ها مرجعی برای مخالفان و موافقان باشد. همیشه در امر آوردن صلح و اجرای هر امر دیگری، باید با قاطعیت، صداقت و ایمان‌داری کار کنیم؛ اگر صداقت در کار باشد، مردم خود به خود متوجه این مسأله می‌شوند. اگر صداقتی نباشد، با دقل‌باب دروازۀ این کشور و آن کشور، صلح تأمین نخواهد شد. قسمی‌که تا اکنون امروز و فردا گفته هیچ کاری را در راستای تأمین صلح کرده نتوانستند.
پرسش: اخیراً آقای احمد ولی مسعود طرحی را به ‌نام اجندای ملی طی یک رساله ارایه کردند، تا جایی‌که فکر می‌کنم این طرح در شورای همکار احزاب هم به عنوان یک مسوده مطرح است، شما چه فکر می‌کنید، این‌گونه طرح‌ها می‌تواند در واقع بدیلی باشد در برابر برنامه‌های حکومت که تا هنوز هیچ نتیجه نداده است؟
پاسخ:
طرحی که از جانب آقای مسعود تدوین شده واقعاً یک طرح بسیار جامع و خوب است. این طرح اگر در منصۀ اجرا گذاشته شود، می‌تواند اعتماد مردم افغانستان را حاصل نماید. این طرح جامع ضرورت بیک آدرس حقوقی دارد . حالا ایجاب می‌کند که این صدا از یک ساختار فرا ملیتی و فرا قومی که اعتبار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشد، بیرون آید. ما توجه مینمائیم تا میکانیزم تطبیق این طرح را فراهم سازیم، درآنصورت تطبیق آجندای ملی امکان پذیر میشود .
پرسش: تصور می‌کنید چنین آدرس کلانی روی چنین طرحی شکل بگیرد، آیا فرصت‌ها مساعد است؟
پاسخ:
فرصت مساعد است که باید همه در این راستا همکاری کنندو باید از چنین طرح‌ها درک وبرداشت معین داشته باشند.
پرسش: سال
۲۰۱۴ به عنوان یک سال پر از ابهام پیش‌روست؛ شما هم در مقدمۀ خویش به سال ۲۰۱۴ اشاره داشتید، برداشت‌تان از وضعیت در سال ۲۰۱۴ چه‌گونه است؟
پاسخ-
من بعضی اوقات نسبت بر مسایل خوش بین استم. با تلاش‌هایی‌که جریان دارد نمی‌گذاریم که این چرخ‌ها در سال ۲۰۱۴ به سمت غلط حرکت کند. من اصلاً معضل افغانستان را در افزایش و کاهش نیروهای نظامی نمی‌دانم، من همیشه می‌گویم این یک وسیلۀ بسیار کوچک است؛ وسیلۀ بزرگ می‌تواند چرخ را در سال ۲۰۱۴ تغییر بدهد که آن توجه جدی به مسایل سیاسی در کشور است. ابزار سیاسی عبارت از اداره است. تلاش سیاسی تنها این نیست که برویم مذاکره و مصالحه کنیم ویا اظهار نمائیم که مخالفان مسلح بخش عمدۀ معضل حکومت‌داری سالم است.
ما در داخل ائتلاف و شورای همکاری احزاب سعی بخرچ میدهیم که تا موفق شویم در سال ۲۰۱۴ یک ادارۀ سالم درکشور ایجاد شود. خلایی‌که از نقطه‌نظر نیروهای امنیتی وجود دارد، با تشکیل یک حکومت مبتنی بر ارادۀ مردم، پر می‌شود. ما هیچ وقت دشمنان خود را قناعت داده نمی‌توانیم. تا هنگامی که در نخست در محدودۀ جغرافیایی خودمان، اول به ساختن خود ما فکر نکنیم. پاکستان را که نزدیک‌ترین همسایۀ ماست، قناعت داده نمی‌توانیم. تلاش ما این باشد که بُعد داخلی را آماده کنیم و حکومت‌داری خوب را به وجود آوریم و در آخر از این جغرافیا پاسداری و حراست نماییم.
پرسش: شما همواره از نتایج انتخابات گذشته انتقاد کرده‌اید و حکومت را متهم به دست‌کاری در آن انتخابات نموده‌اید. حالا چه‌قدر باور دارید که آقای کرزی انتخاباتی را برگزار کند که عاری از تقلب باشد؟
پاسخ:
من در وجود آقای کرزی و تیم او، اصلاً اعتقاد به قانون را نمی‌بینم. این‌ها عقیده به دموکراسی و قدرت مردمی ندارند. آن‌چه را که در انتخابات گذشته کرده‌اند، فعلاً هم به همان فکر هستند. آن‌ها خلاف خواست مردم افغانستان و نامشروع به اریکۀ قدرت تکیه زده‌اند. تاهنوز کوچک‌ترین گامی برای برگزاری یک انتخابات شفاف، مستقل و همه گانی برداشته نشده است. نه زمینۀ توزیع تذکرۀ الکترونیکی را درست فراهم کرده‌اند و نه هم زمینۀ کارت‌های جدید رأی‌دهی را. حتا قانون تشکیل و صلاحیت‌های کمیسیون مستقل انتخاب نیز آماده نشده است.
چالش‌های امنیتی همچنان به شدت وجود دارد. دو سه سال است که کمیسیونی به گونۀ احساساتی و بدون برنامه، مسألۀ انتقال مسوولیت‌های امنیتی را دنبال می‌کند. یک روز فرمان انتقال مسوولیت‌ها در میدان وردک را می‌دهد و روز دیگر فرمان انتقال در لوگر را. ادعاهای شان هم این است که ۸۰ درصد پروسۀ انتقال موفقانه پیش رفته است!. این نشان دهندۀ آن است که هنوز رهبری کشور با عصبانیت درقبال مسایل تصمیم اتخاذ مینمایند .
دولت باید برنامه و پلانی برای برگزاری انتخاباتی شفاف می‌داشت که تا اکنون نداشته است؛ ما به یقین و بدون شک و تردید می‌گوئیم که این‌ها نمی‌خواهند که انتخابات برگزار شود.
اگر شورای همکاری احزاب و مردم افغانستان در زیر یک چتر هم‌دست و هم‌صدا نباشند و جلو خودکامه‌گی‌های دولت را نگیرند، انتخابات شفاف برگزار نخواهد شد.
پرسش: با چنین وضعیتی، اگر انتخابات برگزار شود و شما مطمین نباشید که این پروسه عاری از تقلب باشد، به ‌نظر شما کاندیدای ائتلاف ملی در انتخابات شرکت می‌کند؟
پاسخ:
ما در حال حاضر با همکاری شورای همکاری احزاب می‌کوشیم که صدای‌مان را به گوش مردم برسانیم؛ احتمالاً اگر فهمیدیم که انتخابات شفاف در این‌جا برگزار نمی‌شود و یک تقلب سازمان‌یافته صورت می‌گیرد، در آن صورت به گزینه‌های دومی فکر می‌کنیم که آن، اعتراض مدنی، تظاهرات‌ و اعتصاب‌ است.
امیدواریم ما به گزینه‌های سومی نرسیم.
پرسش: یک برداشت عمومی در سطح جامعه وجود دارد و آن این‌که گفت‌وگو با طالبان با هر روشی که صورت گیرد، نتیجه‌بخش نیست؛ باید دولت افغانستان با پاکستان وارد گفت‌وگو شود. اما هیچ‌گاهی صدایی از طرف حکومت افغانستان در برابر حکومت پاکستان بلند نمی‌شود و همواره طالبان را به عنوان نیروهای مستقل سیاسی معرفی می‌کنند و با آن‌ها وارد گفت‌وگو می‌شوند، نظر شما در این باره چه است؟
پاسخ:
دولت افغانستان امکانات بسیار خوبی را در یازده سال گذشته از دست داده است. برای حل مشکل کشور هیچ نوع فشار اصولی و پی‌گر در برابر پاکستان وجود نداشت. در مدت یازده سال همه در برابر نیروهای‌ وحشت و دهشت که در داخل پاکستان رشد کرده‌اند، خاموش نشستند. دولت‌مردان و مردم افغانستان در برابر رشد شبکه‌های هراس‌افگن خاموشی اختیار کرده‌اند؛ هیچ‌گاهی دولت و مردم ما به درستی به آدرس دولت پاکستان مراجعه نکردند که بگویند عامل تمام مشکلات شما هستید.
پرسش: دلیل چیست، چرا مراجعه نکرده‌اند؟
پاسخ:
سیاست‌های نادرست تیم حاکم چنین وضعیتی را به وجود آورد. دولت افغانستان فکر می‌کرد که ما می‌توانیم در دولت پاکستان رخنه کنیم. درحالی‌که دولت پاکستان و ISI وظیفه دارد که نظم و امنیت افغانستان را برهم زند.
دولت افغانستان همۀ مسایل را نادیده گرفته است، ما در سایۀ حمایت ائتلاف بین‌المللی قرار داریم، دنیا به افغانستان آمده است، اما ما از این زمینه هیچ استفاده کرده نتوانستیم. تاحال باید مراکز تروریستی در پاکستان نابود می‌شدند. اما به دلیل این‌که دولت افغانستان دهان پر آب دولت پاکستان است، در مقابل شبکه‌های استخباراتی کشورهای همسایه، موضع‌گیری قاطع و درست گرفته نمی‌تواند.
پرسش: منظور شما از دهان‌پرآب پاکستان، آقای کرزی است؟
پاسخ-
بلی به یقین کامل. وقتی ما رهبری می‌گوییم، رهبری نقش بسیار اساسی را بازی می‌کند. در اطراف رهبری یک تیم است، در این تیم کسانی هم شامل اند که آن‌ها هنوز می‌خواهند ملحوظات پاکستان را در نظر بگیرند. برعلاوه از ملحوظات برخی کشورهای دیگر هم در نظر گرفته می‌شود؛ اما مسوولان زیادتر مصلحت پاکستان را در نظر می‌گیرند. شما ببینید که به آدرس واشنگتن تاخت‌وتاز می‌کنیم و به آدرس کشورهای دیگر حرف‌های زشت و رکیک را به بدترین لهجه‌ها به کار می‌بریم؛ این کار هم آب ریختن به آسیاب دشمنان مردم افغانستان است.
روی پاکستان نمی‌پیچیم که آن‌ها چه کردند و چه میکنند ؛ ما باید با استفاده از فرصت‌ها، روی نقاط اصلی تمرکز می‌کردیم که نکردیم.
پرسش: جناب محترم علومی، تا اکنون در مورد کدام چهرۀ مشخص به عنوان کاندیدای انتخابات پیش‌رو چه از آدرس ائتلاف ملی و چه از آدرس شورای همکاری احزاب و چه از آدرس جبهۀ ملی، صحبت کرده اید؟
پاسخ:
خوش می‌شویم که ما از یک آدرس مشترک حرف خود را بزنیم؛ همۀ ما به اتفاق آرا به این نتیجه رسیده‌ایم، تا زمانی که چالش‌های پیش روی انتخابات از بین نرود، قانون انتخابات تصویب نشود، زمان برگزاری انتخابات در مطابقت به قانون اساسی تثبیت نگردد، ما نمی‌توانیم به ارایۀ نامزد فکر کنیم. در صورتی که این موارد محقق شد، در آن زمان می‌توانیم نامزد واحد ارایه کنیم. ائتلاف ملی هم کاندیدای خود را دارد، امیدوار هستم که ما بتوانیم با جهبۀ ملی و دیگر احزاب به یک توافق و تفاهم واحد برسیم که یک کاندیدای واحد داشته باشیم.
پرسش: با توجه به تجربه‌یی‌که از آقای کرزی داریم، او در امر شکستاندن ائتلاف‌ها و جریان‌هایی‌که شکل می‌گیرد، توانایی زیادی دارد. فکر نمی‌کنید که در چنین شرایطی ارایۀ یک نامزد مشخص دشوار است؟
پاسخ:
در شورای احزاب و ائتلاف‌ها جوی حاکم است که دسایس و توطئه‌ها را دفع کند. اظهار نظر در این زمینه پیش از وقت است. هنوز قانون نیست؛ هنوز (برگزاری) انتخابات مشخص نیست. ممکن یک لویه جرگۀ فرمایشی را برای تداوم قدرت خود این‌ها برگزار کنند. از تجربه‌یی که داریم، آن‌ها از کوچکترین روزنه‎ برای سربازگیری استفاده می‎کنند.

21 حوت 1391

بسیار تشکر
تشکر از شما.

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.