محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان ورئیس شورای اجرائیه ائتلاف ملی افغانستان

123

مصاحبه جریده اقتدار ملی شنبه, ١١ عقرب ١٣٩٢

مدیر جریده وبسایت

جناب  محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان ورئیس شورای اجرائیه ائتلاف ملی افغانستان نظر شما درمورد حادثه پانزدهم عقرب سال 1386 در ولایت بغلان  که در اثر آن سید مصطفی کاظمی رئیس کمیسیون اقتصاد ملی و حاجی محمد عارف ظریف، صبغت الله ذکی، نازکمیر سرفراز، انجینیر عبدالمتین و صاحب الرحمن همت اعضای کمیسیون اقتصاد ملی همراه با شماری زیادی از اهالی و شاگردان معارف بغلان به شهادت رسیدند چه است ؟

حادثه 15 عقرب سال 1386، یک حادثه تکان دهندۀ بود، که رئیس و اعضای کمیسیون اقتصاد ملی  دورۀ پانزدهم شورای ملی ، جهت بررسی مشکلات مردم و نظارت از پروژه های اقتصادی و انکشافی به سفرهای ولایتی پرداخته بودند که پس از سفر به ولایت هرات عازم ولایات بغلان و قندوز گردیدند که حین ورود به فابریکه قند بغلان از سوی دشمنان مردم مسلمان افغانستان هدف حمله انتحاری قرار گرفتند و جام شهادت نوشیدند.

ولی بلاخص درمورد شهید کاظمی باید گفت که شما درباره شخصیتی گپ می‏‌زنید که پیش هریک ما فرهیخته و نزد تمام مردم افغانستان شناخته شده است. لذا پرداختن در مورد ویژگی‏‌های چنین فردی کار دشواری نیست؛ چون به قول معروف او شهرۀ آفاق شده بود. او کسی بود که هرچه در وصف خوبی‏هایش گفته شود بازهم کم است. انسان با جرأت تمام می‏تواند در خصوص ابعاد مختلف شخصیت شهید سید مصطفی کاظمی صحبت کند؛ زیرا گوینده به دروغ و تمجید یا گزافه گویی آلوده و متهم نمی‏شود.

از سوی دیگر ابعاد مثبت شخصیت شهید کاظمی آن قدر فراوان و آشکار است که انسان در وصف خوبی‏‌های او می‏تواند بدون تأمل به راحتی صحبت کند؛ زیرا او از معدود شخصیت‏‌هایی بود که امروز آحاد مردم، طبقات مختلف جامعه و هر گوشه از فضای سیاسی افغانستان به امثال وی سخت نیازمند است. زیرا مردم و سرزمین ما برای آسایش، آرامش، سربلندی و پیشرفت به اشخاص و شخصیت‏‌هایی نیازمند است که دید وسیع و عمق نظر داشته باشند، خلوص نیت و پرهیزگاری در فکر و پاکی و صداقت در عمل داشته باشند. این قبیل شخصیت‏‌ها همان گم‌شده‏‌ی جامعه ما اند و شهید سیدمصطفی کاظمی بدون شک یکی از همین معدود شخصیت‏‌هایی بود که می‏‌خواست ما یک ملت واحد و یک افغانستان متحد داشته باشیم وبربنیاد منافع علیای کشور می اندیشید . اما دشمنان وطن، او را خوب شناختند و به همین دلیل وی را خیلی سریع از سر راه خود برداشتند. تا بدون کدام مشکل به اهداف شوم خود برسند.

شهید کاظمی علی رغم اینکه یکی از رهبران سیاسی و عضو فعال و تاثیرگذار در کنفرانس “بن اول” بود و در واقع یکی از عناصر محوری و از بانیان و معماران نظام جدید سیاسی افغانستان محسوب می‏شد، همچنین یکی از استوانه‏‌های محکم و پشتوانه‏‏‌های امیدبخش دوره‏‌های موقت و انتقالی نظام جدید بود؛ اما با تمام این حقایق توسط حکومت از بدنه قدرت زده شد. لذا وی خواست تا این ‏بار از آدرس پارلمان، به رژیم مدرن، نظام نوپا، کشور جنگ زده و مردم ستم‌دیده خود خدمت کند و برای این کار برای نخستین بار در تاریخ پارلمانی افغانستان سنتی، از شیوه جوامع و پارلمان‏‌های مدرن استفاده کرد و دست به تأسیس اولین فراکسیون یا گروه پارلمانی زد. در این کار نیز مانند دوران وزارت خود آن قدر موفق بود که با کمال تعجب توانست احزاب، افراد و حتا افکار همسو را زیر یک چتر وسیع و فراکسیون پرقدرت با خود همسو کند. به نظر من رمز موفقیت شهید کاظمی در آن نهفته بود که گویند آن چه از دل برآید بر دل نشیند. وقتی که خصوصاً حرف‏‌های اساسی صادقانه بیان شود از هر زبانی که باشد لاجرم بر دل هر شنونده‏‌ای خواهد نشست. شهید کاظمی کسی بود که بین حرف و عملش فاصله نبود. آنچه را که می‏گفت به آن سخت باور و ایمان داشت. در ورای نیت‏‌هایش غبار مکر و در پشت سخن‏‌هایش بوی نیرنگ نبود. هرچه می‏گفت نخست خودش به آن عمل می‏کرد و در قبال گفته‏‌هایش احساس تعهد و مسئولیت داشت و این خصلت او بود که سخنانش را نافذ می‏کرد و در بین مخاطبان از هر فکر و نظر، به طرز عجیبی احساس شوق و علاقه را بر می‏‌انگیخت. همین بود که همه می‏‌خواستند در تیم کاری، با سید مصطفی کاظمی همکار باشند؛ ولو که از لحاظ سیاسی با او در یک جریان نبودند.

مردم افغانستان در واقع برای نخستین بار مالک یک پارلمان واقعی، مردمی و مدرن شده بودند. لذا نمایندگان واقعی مردم در پارلمان پانزدهم بویژه شهید کاظمی نیز مثل همیشه رسالت دینی و وجدانی خود را در این می دیدند تا هسته اولیه یک پارلمان سالم، مدرن و مفید را برای نسل‏‌های آینده پایه‏‌ریزی کنند. در واقع نمایندگان واقعی، می‏‌خواستند از پارلمان به عنوان یک ابزار و آدرس خدمت و در درون پارلمان از هر وسیله و بهانه برای خدمت به مردم و کشور خود استفاده کنند. لذا یکی از ابزارها و راه‏‌های مدرن خدمت به مردم در نظام نوین، ساختن گروه پارلمانی بود که شهید کاظمی با تشخیص درست و به موقع خود ضرورت ایجاد آن را حس کرده و دست به اقدام زد. و الحق که چه به جا، چه زیبا، چه نیرومند و دقیق به این کار دست زد و مثل همیشه موفق هم شد. چون هم صادق، هم با ایمان و هم کارفهم بود.

درواقع از سویی دیگر شهید کاظمی با این کار خود توانست یک باور تازه و یک سنت جدید را در افغانستان پایه‏‌ریزی کند. و آن دوری از خودخواهی و فردمحوری و روی آوردن به کارگروهی و اندیشه همگرایی است، که روح اصلی فراکسیون را تشکیل می‏دهد. لذا چون در گروه پارلمانی هرکس می‏تواند آزادانه، بدون ترس و هراس و بدون سانسور نظر بدهد و از نظریات دیگران نیز بدون محدودیت استفاده کند، همکاران پارلمانی ما که به دنبال رشد، ترقی، تعالی و بالندگی بودند از این نظر شهید کاظمی به خوبی استفاده و استقبال کردند. و چنین بود که طرح ایجاد اولین فراکسیون پارلمانی کشور به پیشنهاد و رهبری سید مصطفی کاظمی به ثمر نشست. و در آن نه تنها افراد و احزاب همسو بلکه بعدها حتا افراد و حلقاتی با نظریات متفاوت و پراکنده نیز گردهم آمده بودند؛ زیرا در آنجا صداقت و شجاعت را یک جا دیده و تشنه آن بودند. چون هیچ فرد و حزب به تنهایی و پراگنده نمی‏‌توانست که نظریات خود را مطرح کند و حرف‏‌های خود را به کرسی منطق بنشاند.

در لابه لای صحبت‏‌های تان اشاره نمودید که شهید کاظمی در پارلمان نه تنها شخصیت‏ها و احزاب همسو را گردهم آورد؛ بلکه حتا افکار و افراد و حلقات متفاوت و پراکنده را نیز توانست یک جا کند. رمز موفقیت او در این کار را در چه می‏بینید؟

شهید کاظمی کسی بود که اندیشه و انرژی خود را با دیگران تقسیم می‏کرد. تنها حرف نمی‏‌زد بلکه هم می‏گفت و هم می‏‌شنید. حتا به کسانی که نظریات مخالف با او داشتند بیشتر مجال سخن و استدلال می‏داد. شخصی نبود که مثل بعضی‏‌ها بگوید من چنین می‏‏‌اندیشم، من چنین می‏‏گویم، من چنان می‏کنم. او افزون بر اینکه اندیشه‏‌ی همگرایی داشت، استعداد عجیبی در یک جا ساختن و هم‌پذیری دگراندیشان نیز داشت. به همین خاطر، در پارلمانی که از جریانات سیاسی متعدد، ایدیولوژی‏‌های مختلف، افکار گوناگون و نظریات متفاوت تشکیل شده بود روحیه‏‌ی هم‏‌پذیری و همگرایی شهید کاظمی موجب شده بود که به عنوان یک محور وحدت‏‌بخش، همگی را در برهه‏‌های خاص به دور خود گرد آورد. به نظر من برای کار کردن برای مردم و بودن در بین توده‏‌ها چه عوام و چه خواص، صداقت، کارفهمی و ایمان‏‌داری شرط اصلی پیروزی و شرط اولیه پایداری است. و شهید کاظمی این سه شرط را داشت: هم صادق بود، هم کاردان بود و هم با ایمان. لذا تمام نمایندگان با تمام افکار و باورها به همین خاطر به او احترام می‏‌گذاشتند و اگر به دور او جمع نمی‏‌شدند از نظریات او استفاده و الگوبرداری می‏‌کردند. از همین رو بود که بعد از تشکیل فراکسیون پارلمانی “استقلال” به رهبری سید مصطفی کاظمی در بین سایر همکاران نیز انگیزه و شور و علاقه عجیبی به ایجاد گروه‏‌های پارلمانی زنده شد و ما در آن زمان شاهد ایجاد فراکسیون‏‌های متعدد و فعال در مجلس بودیم. در واقع به جرأت می‏‌توانم بگویم که پارلمان آن زمان یک پارلمان زنده و پویا بود. تمام نمایندگان به دنبال خدمت به مردم و رفع مشکل از حکومت بودند نه به دنبال مشکل‏‌تراشی، سنگ‏‌اندازی و امتیازگیری از حکومت. در آن زمان مصروفیت به کارهای شخصی، آغشته شدن به اغراض شخصی و آلوده گشتن به افکار سمتی و قومی در فضای پارلمان وجود نداشت. همه می‏‌خواستند به دور از یکه‏‌تازی و خودخواهی، از آدرس فراکسیون‏‌ها فکر ملی و عمل ملی از خود یادگار بگذارند، که بوجود آورنده آن فضا و انگیزه در پارلمان آن روز شهید کاظمی بود.

شهید کاظمی در زمان وکالت خود عضویت و ریاست کمسیون اقتصاد ملی را در پارلمان افغانستان برعهده داشت. نقش و جایگاه وی را در این کمسیون چگونه ارزیابی می‏‌کنید؟ و کدام فعالیت‏‌ها و چه دستاوردهایی را که بتواند در سطح اقتصاد ملی مفید و موثر واقع شود از وی سراغ دارید؟

من متیقن هستم که شهید کاظمی تنها از طریق آرای هواداران حزب اقتدار ملی در کابل به پارلمان راه نیافت. بلکه فیصدی بالای آرای ایشان حکایت از این داشت که افرادی فراتر و بیشتر از هواخواهان اقتدارملی به صداقت ایشان اعتماد کرده و به او رأی داده بودند. زیرا رأی دادن یک ودیعه‏‌ی الهی است که خداوند به شما اعطا کرده و شما نیز به شخص امین، صادق و درستکار به عنوان امانت انتقال می‏دهید. و مردم متدین ما هم با همین احساس به نمایندگان دلخواه خود از جمله سیدمصطفی کاظمی رأی خود را به شکل امانت سپردند. لذا شهید کاظمی وقتی که به پارلمان راه یافت در آنجا نیز مورد اعتماد افراد، اشخاص و گروه‏‌های متعدد و حتا تکیه گاه افراد مستقل قرار گرفت. بودند کسانی که حتا از خارج از کشور آمده بودند و با جناب ایشان هیچ شناخت قبلی نداشتند. بودند کسانی که از لحاظ حزبی، باورها و اعتقادات در حلقه‏‌ی دیگری قرار داشتند و حتا افراد و شخصیت‏‌هایی که دارای تحصیل و تخصص اقتصادی بودند و در این عرصه خود را در اقتصاد افغانستان وزنه‏‌ی‏ سنگین و یگانه نظریه‏‌پرداز و صاحب نظر محسوب می‏کردند؛ اما ما شاهد بودیم که در نهایت فروتنی و اعتماد دست سید مصطفی کاظمی را خالصانه و صادقانه فشردند و ایشان را به حیث رئیس کمسیون اقتصادی مجلس برگزیدند. زیرا چنانکه گفتم سه عنصر صداقت، کاردانی و ایمان‏‌داری را در وجود او دریافته بودند.

شهید کاظمی کسی بود که به آرا و نظریات همگی حتا به نظرات مخالف نیز در کمال فروتنی و پرهیزگاری ارج می‏‌گذاشت. در پارلمان نیز با همین شیوه بدون درنظرداشت تعلقات حزبی، سمتی، قومی و عقدیتی افراد نخبه و زبده را به دور خود در کمسیون اقتصادی جمع کرده بود و با سعه صدر و عزت نفس و فروتنی که داشت به هر نظر و اندیشه سازنده ولو مخالف با نظرات خودش ارزش قایل می‏شد. بسیار اتفال افتاده بود که نظریات مخالفین و پیشنهادات منتقدین را شنیده و وقتی که صحت و صداقت و مفید بودن آن‏ها برایش ثابت می‏شد در نهایت تواضع و فروتنی آن‏ها را قبول و عملی می‏کرد. او آدم خودرأی و خودسر نبود؛ بلکه همچنانی که دایماً انتقادات سازنده می‏کرد روحیه‏‌ی پذیرش انتقاد و تحمل منتقدین را نیز داشت. حتا زمینه انتقادها و رقابت‏‌ها را فراهم می‏کرد تا فضای کار برای همکاران دلچسب و امیدوارکننده باشد. همین ارج‏‌گذاری ایشان به نظریات مختلف اعضا در عرصه‏‌های صنعت، تجارت، معدن و سایر بخش‏‌های اقتصادی بود که موجب شد تا کمیسیون اقتصاد ملی یکی از کمیسیون‏‌های خوش‏‌نام، فعال و تاثیرگذار مجلس پانزدهم باشد. زیرا شهید کاظمی همیشه حتا در دوران وزارت خویش نیز به دنبال جلب و جذب افراد و شخصیت‏‌هایی بود که در هر عرصه از اقتصاد و تجارت دارای تجربه، تخصص و تعهد باشند.

شهید کاظمی در کمسیون اقتصاد ملی افزون بر جلب و جذب متخصصین و کارشناسان اقتصادی، در عرصه قانون‏‌سازی خصوصاً در بخش‏‌های تولید و سرمایه‏‌گذاری داخلی و خارجی برای رشد اقتصاد ملی و همچنین در قسمت نظارت از عملکردهای حکومت در اجرای قوانین بسیار فعال، دقیق و حساس بود. هرگز نمی‏‌خواست کاری را آغاز کند که امکان انجام و فایده آن نباشد. و هرگز نمی‏‌خواست کاری را که آغاز کرده در نیمه راه رها کند یا به شکل ناقص انجام شود. معتقد بود کار باید سنجیده، مکمل و مثمر صورت بگیرد. لذا کسانی که مخالف ثبات، رشد و اعتلای این کشور بودند شهید کاظمی و افراد دلسوز امثال او را از ما گرفتند تا میدان را برای چپاول منابع طبیعی و زمینه را برای غارت‏ سرمایه‏‌های ملی مهیا سازند.

نورم و استندرد یکی از موضوعاتی بود که تشویش‏ها وتلاش‏‌های شهید کاظمی را معطوف خود ساخته بود. حتا از دوران تصدی پست وزارت تجارت در صدد این بود که یک نهاد مستقل یا حداقل یک شعبه خاص در چوکات وزارت تجارت ایجاد گردد تا از وارد شدن مواد، اموال و کالاهای بی‏‌کیفیت و خروج و غارت سرمایه و به خطر افتادن جان و مال مردم و صدمه دیدن پیکر اقتصاد ملی جلوگیری کند. این موضوع چون به ضرر مافیای اقتصادی و حامیان خارجی شان بود به همین خاطر او را از صدر وزارت تجارت کنار زدند. اما در هنگام وکالت شب و روز بر ایجاد نهادی برای کنترول و نظارت بر کیفیت اموال خصوصاً کالاهای وارداتی تاکید داشت. زیرا معتقد بود که واردات ادویه تقلبی، مواد خوراکه بی‏‌کیفیت، مواد نفتی نامرغوب و امثال آن مواردی هستند که دشمن صحت و عامل قتل عام تدریجی مردم افغانستان است و به هر قیمت باید از کشتار مردم افغانستان به این شکل در چوکات اداره نورم و استندرد جلوگیری شود. لذا پایه‏‌گذار اداره نورم و استندرد شهید کاظمی بود که یکی از افتخارات کارنامه‏‌ی درخشان او در کمسیون اقتصاد ملی است.

ایجاد صندوق تعاون و پس انداز برای حمایت کارکنان دولت، تأسیس اداره “آیسا” در قسمت حمایت از سرمایه‏‌گذاری‏‌های بخش خصوصی، تاکید بر استفاده از بندر تجارتی چابهار ایران توأم با احداث گمرک و شاهراه ترانزیتی در ولایت نیمروز به عنوان بدیل بندر کراچی جهت بیرون کشیدن تجارت و ترانزیت اموال بازرگانی از بن‏بست و انحصار پاکستان، ایجاد سهولت و کاهش روند جوازنامه تجارتی برای بازرگانان، ایجاد شهرک‏‌های صنعتی و اعطای زمین و امتیازات به سرمایه‏‌داران داخلی و سرمایه‏‌گذاران خارجی در عرصه تولید جهت خودکفایی داخلی از جمله طرح‏‌ها و برنامه‏‌های اقتصادی بود که برخی را در زمان تصدی پست وزارت تجارت پیشنهاد و تاحدی عملی کرده بود و برخی دیگر را در دوران تصدی پست ریاست کمیسیون اقتصاد ملی در مجلس تعقیب، پیشنهاد و تاکید می‏کرد. برخی از طرح‏‌های ایشان در دوران حیاتش کم و بیش عملی گردید اما برخی دیگر از طرح‏‌ها بعد از شهادتش با اعمال نفوذ مافیای اقتصادی مسکوت ماند یا به شکل ناجوان‌مردانه سرقت شد و از اسم و آدرس و زبان دیگران مطرح شد. اما مهم این است که سرانجام حقانیت و مفیدیت طرح‏‌های پیشنهادی وی ثابت شده و
مهم نیست که از کدام آدرس معرفی می‏شود چون هدف و مرام او خدمت به مردم بود حال فرقی نمی‏کند که از کدام آدرس و کدام مرجع.

نقش و روش شهید کاظمی به عنوان یک نماینده پارلمان و یک عضو اپوزیسیون در قسمت قانون‏‌سازی و نظارت از اجرای قوانین و نظارت از عملکرد حکومت چگونه بود؟ بیشتر روی چه موضوع و کدام روش تأکید و حساسیت داشتند؟

همیشه خوبترین قانون همانی است که نظر به واقعیت‏‌های عینی و ذهنی و ظرفیت‏‌های عملی جامعه طرح، تدوین و تطبیق گردد آن هم به شکلی که در آن جا منافع ملی درنظر گرفته شود. این مهم نیست که ما بهترین و مدرن‏ترین قوانین دنیا را در هر عرصه‏‌ای در کشور خود داشته باشیم؛ بلکه مهم این است که جنبه‏‌های پذیرش و اجرا و همچنین سقف بازدهی آن قانون چگونه و چه میزان است یا باید باشد. لذا شهید کاظمی همواره کوشش می‏کرد تا قانونی را طرح یا پیشنهاد و تصویب کند که بتوانیم در داخل کشور تسهیلاتی را به وجود بیاوریم تا در قسمت رشد اقتصادی افغانستان فرمول‏‌بندی‏‌ها بومی و عینی باشند تا هم سرمایه‏‌ی ملی حیف و میل نشود و هم بدون کدام مشکل قابل تطبیق باشد.

در سایر عرصه‏‌ها سعی می‏کرد تا ما قانونی را داشته باشیم که هم مطابق با شرایط روز مردم و خصوصاً خواست‏‌های نسل جوان باشد و هم ارزش‏‌های جامعه را نفی نکند. او هرگز معتقد و علاقمند به کاپی‏برداری یا طرح و وضع قوانینی نبود که کسی آن را هضم کرده نتواند. بلکه تاکید داشت ما باید قوانینی داشته باشیم که هم قابل درک، هم ساده فهم، هم قابل اجرا و هم راحت الاجرا باشد تا مجریان قانون و مرعیان قانون در کاربرد آن دچار خطا و سردرگمی نشوند.

شهید کاظمی در پارلمان هم به حیث یک عضو مجلس و هم به حیث یک عضو اپوزیسیون، حکومت را به قسمی نقد می‏کرد که یک ناظر با وجدان و شنونده بی‏‌طرف عمیقاً احساس می‏کرد او قصد موضع‏‌گیری کور، انتقاد عقده‏‌مندانه و یا به منظور سنگ‏‌اندازی و امتیازگیری این کار را نمی‏‌کند (برخلاف یک عده از وکلای امروزی که جهت اغراض یا منافع شخصی و یا هم معاملات سیاسی و باج‏گیری از حربه‏‌ی استجواب، استیضاح و احضار وزرا استفاده می‏‌کنند) بلکه به نحوی می‏خواست به کابینه کمک کند تا در کارش بهبود ایجاد کند. به نظر شما آیا این امر واقعیت داشت و چرا؟

وظیفه یک نماینده و تمام افراد در هر عرصه از زندگی تنها به انتقاد ختم نمی‏شود. انتقاد کور یک عمل احمقانه و کار ناجوان‌مردانه و ناسالم است که هرگز بازده مفید ندارد؛ بلکه به جای رفع مشکل، خودش مشکل‏‌آفرین می‏گردد. ویژگی شهید کاظمی این بود که نقد عالمانه می‏کرد و انتقادهایش جنبه‏‌ی سازندگی داشت نه جنبه‏‌ی تخریبی! در مقابل هر نقد و ایرادی که بر عملکرد حکومت داشت فوراً یک پیشنهاد و یا گاهی چندین بدیل را مطرح می‏کرد. به این مفهوم که دولت توانایی و استعداد هرکدام را که دارد و لازم می‏‌بیند همان طرح پیشنهادی را با طرح قبلی تبدیل کند تا بازده مفیدتر و نتیجه مطلوب‌تری بگیرد. او هرگز هدفش به چالش کشیدن حکومت و به بُن‏بست رساندن کابینه نبود. چون قبلاً تجربه کار در وزارت را داشت لذا از این تجربه خود استفاده نیک می‏کرد نه استفاده سوء. می‏‌خواست به قول خودش از راه انتقاد سازنده، بازو، توان و همکار حکومت جهت خدمت به ملت و کشور خود باشد. او می‏خواست راه رشد دولت، ترقی حکومت و مسیر آسایش مردم و آرامش سرزمین را هموار سازد نه اینکه در این مسیر سنگ‏‌اندازی کند. به همین خاطر در کنار انتقاد سازنده همواره یک پیشنهاد ارزنده هم داشت. اگر دولت و حکومت ما امروز مقام اول در فساد را کسب کرده است اگر امروز فساد در لابلای دستگاه حکومت نهادینه شده به خاطر نشنیدن صدای منتقدان و مصلحان واقعی است که شهید کاظمی یکی از همان منتقدان مصلحین. حکومت فعلی نه تنها نخواست که صدای منتقدین خود را بشنود بلکه چون تصمیم و تحمل شنیدن انتقاد و قصد خدمت را هم نداشت در سطح جهانی شرم‌ساری و در سطح داخلی بی اعتمادی و افتضاح به بار آورد. چرا امروز در تمام عرصه‏‌ها فساد نهادینه شده است. زیرا حکومت افغانستان یکه‏تازی کرد و به منتقدین دلسوز خود اهمیت نداد.

لذا به عنوان سخن آخر می‏توان به جرأت بیان کرد که شهید سید مصطفی کاظمی از طریق انتقادات و پیشنهادات خود به حکومت، به مردم و به جامعه جهانی ثابت کرد که او یک اصلاح‏‌طلب تمام عیار بود، یک مصلح و یک خیراندیش برای مردم و سرزمینش بود. او خواهان آوردن و آمدن تغییر اصلاح شده در جامعه بود. قابل یاددهانی است که درحادثه 15 عقرب 1386 بغلان، شخصیت های شناخته شده مانند الحاج محمد عارف ظريف فرزند حاجي محمد ظريف، متولد سال 1322 هـ.ش قلعه حسن خان علياي ولسوالي بگرامي ولايت کابل نیز شامل فهرست شهدای بغلان بودند ايشان تحصيلات شان را در بخش نظامي به پايان رسانيده و در گذشته به حيث افسر در مربوطات وزارت دفاع ملي، بخش هاي خد مات زراعتي، صنعتي و تجارتي اجراي وظيفه نموده است .

شهيد الحاج محمد عارف ظريف نماينده مردم کابل در دوره پانزدهم ولسي جرگه و عضو کميسيون اقتصاد ملي  یکتن از شخصیت های سیاسی و اجتماعی کشور بوده وهمواره سعی بلیغ خویشرا درجهت تامین منافع علیای کشور نموده است .جایگاه این شخصیت ها همیش درجامعه ما خالی خواهند بود . یاد شان گرامی وخاطرات ایشان جاویدان

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.