مسعوده قاضی : اشعار منتخب

masoda jan

 line

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم
ولی دل به نامیدی نسپرده‌ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک‌خورده‌ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم…
اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم
اگر دل دلیل است، آورده‌ایم
اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم
اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گُرده‌ایم
گواهی بخواهید، اینک گواه
همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم
line

اين عاشقانه ها که چنين پاکدامن اند
قربانيان معبد تنهايي من اند
شاعر شدم؛ مگر که غزل عاشقم کند
ديدم که شاعران همه با عشق دشمن اند

انديشه هاي حبس ابد در خيال من
در فکر بودن اند و اسير نبودن اند
بيهوده مانده اند در آفاق ملک من
اين تک ستاره ها که به اجبار روشن اند
من مرده اي به زور عصا ايستاده ام
تا موريانه ها به زمينم بيفکنند

 line

آری سرود من, سرود کارگر است
که از بهار می‌درخشد و عطر می‌پراکند.
سرود من دولتمندان جنایتکار را به کار نمی‌آید
که آزمند زر و زورند.
سرودمن به کار زحمتکشان می‌آید….
تا با سرودشان آینده شکوفا شود.
چرا که ترانه آن زمانی معنایی می‌یابد
که قلبش نیرومندانه در تپش باشد.
و انسانی آن ترانه را بسراید
که سرود خوانان شهادت را پذیرا شوند

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.