داکترمسعوده قاضی: اشعار منتخب

masoda jan

 line

در چـشمِ من حـال و هـوایم را نخواهی دید
تـبعـیـدِ بغضِ بـی صـدایـم را نـخواهی دیـد

آری به یغمـا برده ای ، سرمایه یِ من را
ای کاش! نه! چـون و چرایم را نخواهی دید

یک شب کنارم باش ، میدانی که بعد از آن
یـکـبار دست از پا خطایم را نـخواهی دیـد

در سـجده هایم جز خـدا چیزی نـدارم چون
این ظاهـرِ ، بـی ادعـایـم ، را نـخواهی دیـد

گر سـالکِ راهت منم ، پس وای بر ایـن دل
سجـاده ام ، مهـرم ، ردایم را نـخواهی دیـد

عکسِ مرا سوزانده ای ، با عکس جــانـم را
تــو آتـش بـی انـتـهـایم را ، نـخواهی دیـد

در هر غزل رازی برایت هست ، اما حیف
هـرگـز رمـوزِ ، واژه هایم را نـخواهی دید

قلـب تـو ، اشعار مـرا ، بـاور نخواهد کرد
شعری که فردا می سرایم را نخواهی دیـد

line

با من چه کرده است ببین بی ارادگی
افتاده ام به دام تو ای گل به سادگی
جای ترنج،دست و دل از خود بریده ام
این است راز و رمز دل از دست دادگی
ای سرو! ذکر خیر تو را از درخت ها…
افتادگی شنیده ام و ایستادگی
روحی زلال دارم و جانی زلال تر
آموختم از آینه ها صاف و سادگی
با سکّه ها بگو غزلم را رها کنند
شاعر کجا و تهمت اشراف زادگی

line

تک بیت های نابِ تو در جام چشم هات
آمـیخـت تـا غـزل شـود امـا،شراب شد
وقـتی غـزل مقــابل شعـرِ لبت نشست
از شرم آب و از تبِ چشمت گلاب شد
بارید و از مقابل رویت ، ک…نار رفت
تا لب گشوده ای به غزل ،آفتاب شد
در حصرِ خانگی دلت ، حـبـس کـن مرا
تا جـمع عــاقلان بنویسند عذاب شد

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.