تابش فروغ : راه پنجاه ساله واشنگتن به هاوانا

shamal

وقتی باراک اوباما در دسامبر ۲۰۱۳ و در مراسم تشییع جنازه نلسون ماندلا، رهبر فقید آفریقای جنوبی، دست رائول کاسترو را محترمانه فشرد، کمتر سیاستگری در دنیا می‌توانست حدس بزند که یخ پنجاه سال کینه و خصومت میان ایالات‌متحده آمریکا و کوبا در کم‌تر از سه سال آب خواهد شد و رهبران دو کشور در هاوانا از آغاز یک فصل جدید سخن خواهند گفت.

برخلاف پیش‌بینی‌های محتاطانه محافظه‌کاران در آمریکا و تندروهای کوبایی، پیشرفت‌های سیاسی در روابط میان این دو کشور به سرعت مسیر امیدوارکننده‌ای را پیمود.

گفت‌وگوهای چندجانبه در ۲۰۱۴ و سپس گفت‌وگوهای رو در روی دیپلمات‌های آمریکایی و کوبایی در ۲۰۱۵ با شتاب بی‌پیشینه‌ای ادامه یافت و دو کشور در ژوئیه ۲۰۱۵ سفارت‌های خود را در هاوانا و واشنگتن دی‌سی گشودند. اوباما در یک اقدام نا منتظر در فوریه ۲۰۱۶ تأیید کرد که قرار است در ماه مارس در یک سفر رسمی به هاوانا برود و با رائول کاسترو، رئیس جمهوری کوبا و فعالان مخالف رژیم کمونیستی آن کشور دیدار کند.

چرا سفر اوباما به کوبا اهمیت دارد؟ آیا همه تفاوت‌های سیاسی میان هاوانا و واشنگتن برطرف شده است؟ دورنمای مناسبات این دو کشور چگونه است؟ آیا میراث سیاست خارجی اوباما پایدار است یا پایان کار او فرجام پرونده‌هایی است که او جسورانه در سیاست خارجی آمریکا گشود؟

کینه تاریخی

روابط آمریکا با کشورهای حوزه کارائیب و آمریکای لاتین در قرن نوزدهم و بیستم میلادی روابط تیره و تاری بوده است. دکترین «مو نرو» که در قرن نوزدهم ایالات متحده آمریکا را به محدود کردن دخالت سیاسی امپراتوری‌های پرتغال و اسپانیا در امور کشورهای تازه به استقلال رسیده آمریکا لاتین ملزم می‌کرد، در ۱۸۹۸ امکان تفسیر هژمونیک را به تئودور روزولت (بیست و ششمین رئیس جمهوری آمریکا) داد و او به جزیره کوبا که از مستعمره‌های اسپانیا بود لشکر کشید و در فرجام، قیمومت این جزیره به آمریکا رسید.

در ۱۹۰۲ حاکمیت سیاسی این جزیره با پیش‌شرط‌های محدودکننده‌ای به کوبایی‌ها واگذار شد و در ۱۹۰۶ دوباره تفنگداران دریایی آمریکایی این جزیره را اشغال کردند و انتقال مجدد حاکمیت سیاسی به کوبایی‌ها تا ۱۹۰۹ به دراز کشید. «دکترین همسایگی نیک» فرانکلین روزولت سی و دومین رئیس جمهوری آمریکا به صورت جدی از مناسبات واشنگتن با کشورهای آمریکای لاتین تنش‌زدایی کرد و به بهتر شدن روابط کمک نمود. پایان جنگ دوم جهانی و ظهور جنگ سرد اما مناسبات سیاسی آمریکا با کوبا و شمار زیادی از کشورهای قاره آمریکا را دگرگون کرد. فیدل کاسترو که در ۱۹۵۹ دیکتاتوری باتیستا را ساقط کرد و انقلاب را به پیروزی رساند، بلافاصله به اردوگاه سیاسی کمونیسم پیوست و با قطع علایق سیاسی با آمریکا، کوبا را به پایگاه صدور کمونیسم در حوزه آمریکا لاتین تبدیل کرد.

در یک اقدام تلافی‌جویانه ملیشه‌های استخدام‌شده سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در ۱۹۶۱ بر علیه رژیم فیدل کاسترو کودتایی را سازماندهی کردند، اما ناکام ماندند. این کار باعث شد که کاسترو بیش‌تر از پیش به سوی اتحاد جماهیر شوروی متمایل شود. فاش شدن برنامه نصب موشک‌های هسته‌ای مسکو در کوبا در ۱۹۶۲، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی را تا مرز جنگ هسته‌ای کشاند و با پایان بحران موشک‌های هسته‌ای، فصل قطع روابط و وضع تحریم‌ها شروع شد. دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات آمریکا به نوبه خود در وضع تحریم‌ها نقش داشته‌اند.

جسارت امیدآفرین

پنجاه سال تحریم اقتصادی هرچند کمر رژیم کمونیستی را آن گونه که توقع می‌رفت نشکست، اما فقر و دشواری‌های معیشتی وحشتناکی را بر مردم این جزیره تحمیل کرد. خفقان سیاسی، بیکاری، مهاجرت و تورم اقتصادی روایت مسلط تاریخ معاصر کوباست. اوباما اولین رئیس‌جمهوری آمریکاست که با آغاز کارش در ۲۰۰۹ نسب به کوبا با انعطاف بیش‌تری برخورد کرده است. او در سخنرانی‌اش در هاوانا گفت که آمده است تا آخرین بازمانده‌های جنگ سرد را دفن کند. سفر اوباما به کوبا همه چیز را عوض نخواهد کرد، اما می‌تواند نشانگر این نکته باشد که دست‌کم سیاستگران دموکرات در آمریکا می‌خواهند سیاست خارجی کشورشان را به دور از فضای تاریخ گذشته جنگ سرد بنویسند و دنبال کنند.

همه‌چیز رو به راه نیست

هنوز تحریم‌های اقتصادی آمریکا بر کوبا پا برجاست و اقتصاد ورشکسته این جزیره به دشواری می‌تواند چرخه روزگار مردم کوبا را بچرخاند. هرچند بیشتر از ۶۰ در صد آمریکایی‌ها گشایش روابط سیاسی با کوبا را مثبت می‌دانند و با رفع تحریم‌های ویرانگر اقتصادی مشکلی ندارند، اما مجلس‌های نمایندگان و سنای آمریکا که در کنترل جمهوری‌خواهان است، زمان را برای برداشتن تحریم‌های اقتصادی مناسب نمی‌دانند. اوباما در سخنرانی‌اش در کوبا رسما از نمایندگان کنگره آمریکا خواست که تحریم‌های اقتصادی علیه هاوانا را لغو کنند.

بر بنیاد گزارش دیده‌بان حقوق بشر موارد قابل ملاحظه از نقض آزادی بیان و آزادی‌های سیاسی در کوبا همه ساله وجود دارد. حکومت این کشور هنوز ظرفیت تحمل دیدگاه‌های مخالفان سیاسی را ندارد. اقتصاد دولتی ورشکسته است و جمعیت بزرگی از جوانان کوبایی بیکارند. آقای اوباما به همتای کوبایی‌اش اطمینان داد که واشنگتن در پی تغییر رژیم در هاوانا نیست، اما ظاهراً اعتمادسازی میان دو طرف وقت بیش‌تری می‌طلبد. احتمالاً رفع تحریم‌ها می‌تواند گام مؤثری در این راستا باشد.

پس از اوباما

تحلیل‌گران آمریکایی اوباما را به لحاظ سیاسی؛ سیاستگری جسور، خردگرا اما خودرأی می‌دانند. رفتار سیاسی او که آمیزه‌ای از واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی است هم برایش نام‌آور بوده است و هم دردآور. بسیاری‌ها باور دارند که توافق هسته‌ای با ایران و گشایش روابط سیاسی با کوبا میراث‌های ماندگار اوباما در عرصه سیاست خارجی‌است. او این دو پرونده را در نبود یک اجماع بزرگ سیاسی در درون جامعه سیاسی آمریکا و حتی در درون حزب خودش بطور موفق به فرجام رسانده است. با توجه به پیچیدگی دم و دستگاه سیاست خارجی آمریکا، چنین کاری سهل نیست به ویژه این که کنگره را حزب مخالف رئیس جمهوری در دست داشته باشد. چگونگی تداوم میراث سیاسی او اما پرسش اصلی است. مخالفان اوباما در کنگره برای رفتن او لحظه شماری می‌کنند. نامزدهای ریاست جمهوری این کشور اعم از حزب جمهوری‌خواه و دموکرات صریحاً با همه یا بخشی بزرگی از این دو کارنامه سیاسی اوباما مخالف‌ کرده‌اند.

سفر تاریخی اوباما به کوبا می‌تواند امیدهای زیادی برای عادی سازی روابط بیافریند، اما هنوز راه درازی تا رسیدن به روابط سازنده و معنادار با هاوانا باقی است. رئیس جمهوری آینده آمریکا، میراث سیاسی اوباما را محک خواهد زد. بی بی سی

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.