متن صحبت محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان درمحفل بزرگ داشت از28 اسد روز استرداد استقلال کشور

 

یادداشت هیأت تحریر سایت مهروطن :

عزیز خوانندۀ گرامی با عرض پوزش که نسبت مشکلات تخنیکی سایت مهروطن خلص صحبت محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان درمحفل بزرگ داشت از 28 اسد روز استرداد استقلال کشور به تاخیر نشر گردید.

 555

بنام خداوند دادگر و مهربان

حضار محترم، بزرگان اقوام و قبایل مختلف ساکن در کشور ومهمانان عزیز سلام برهمۀ شما

خوشحالم که بخاطر تجلیل از 97 مین سالگرد استقلال کشور عزیزما در این محفل با شکوه اشتراک می نمایم و بس جای مسرت است که زمینه مساعد گردید تا بمناسبت این روز بزرگ ملی دراین محفل باشکوه نظریاتم را با شما شریک میسازم.

قبل از همه اجازه دهید تبریکات قلبی خود را بمناسبت این روز بزرگ برای شما و سایر هموطنان آزاده و سر بلند ما و همچنان رادمردان قوای مسلح دلیر کشور که همین اکنون با سپر نمودن سینه های شان از استقلال کشور و ارزش های آن در سنگرهای داغ قهرمانانه دفاع مینمایند،ابراز بدارم.

دوستان عزیز

از احراز استقلال وطن ما اینک 97 سال تقریبا یک قرن سپری شده است و افغانها اولین مردم در قاره آسیا بودند که زنجیر استعمار را شکستانده و خود را از زیر یوغ اسارت بیرون نمودند و با عزم جزم و متین در راه آزادی و ترقی کشور گام برداشتند.

حصول استقلال کشور با نام نامی شاه امان الله خان غازی این برزگ مرد تاریخ کشور، یاران وی و مردم آزادمنش و کارنامه های ماندگار و پر افتخار قهرمانان شمشیر و قلم بدست جنبش استقلال طلب کشور ما گره خورده است. بر روح پاک همۀ شان درود می فرستم.

حاضرین معزز!

حالاتقریبا یک قرن بعد ازحصول استقلال، وقتی اوضاع کشور را مورد بر رسی قرار میدهیم در حقیقت دست و دل ما می لرزد به این معنی که آرمانهای استقلال خواهی مردم ما در همان دهه اول پس از حصول استقلال در نتیجه توطئه های استعمار گران با همدستی مرتجعین داخلی سرکوب و بخاک یکسان شد و توانستند با بکار برد توطئه ها زمامداران وابسته شان را بر ملت ما تحمیل نمایند و این تصادفی نیست که امروز تقریبا چهل سال است که وطن ما و مردم شرافتمند ما در زیر بار یک جنگ تحمیلی و فرسایشی همه داشته های خود را از دست می دهد. روزانه ده ها نفر از جوانان ما در جبهات شهید می شوند و هزاران تن دیگر وطن را ترک میکنند. این سومین موج مهاجرت در 40 سال سپری شده است. حالت تاثر آور 3 ملیون معتاد و %40 بیکاری قبل از همه چالشی است به وجدان بشریت. فقر ، بی سوادی، مرض، دزدی و تجاوز ، فساد گسترده اداری …. وغیره در کشور بیداد میکند.

اینوضع غمبار و تاثر آور ما را وا میدارد تا نگاه تازه تری به وطن ما و ماحول آن بیاندازیم و اوضاع کشور را با چشم باز تر خارج از دایرۀ قومی، قبیلوی، زبانی، منطقوی، مذهبی، گروپی و تعلقات دیگر موردبر رسی قرار دهیم.

در اینجا لازم میبینم توجۀ عمیق دولتمردان امروزی را به درس های ماندگار و تجارب بجا مانده از محصل آزادی و بزرگمردان مبارز و وطندوست راه حصول اسستقلال کشور معطوف نمایم.

امان الله خان آن شاه انقلابی و ترقیخواه ما با حصول استقلال توأم با اندیشۀ حفظ آن در صدد ترقی و نو سازی جامعه افغانی بود و در این راه از هیچ نوع کوشش و فداکاری دریغ نورزید .

ایشان همیشه توکل به خداوند، اتکاء به مردم و اعتماد به نفس داشتند. در راه حفظ وحدت و یکپارچگی اقوام مختلف ساکن در کشور میکوشید برای ایجاد نظم حقوقی در کشور اقدام به ایجاد نظامنامه ها(قوانین) نمود، برای ارتقای سطح سواد و روشنگری در کشور اقدام به اعزام جوانان مستعد اعم از پسران و دختران برای تحصیل به خارج کرد، مکاتب داخل را هم از لحاظ کمیت و هم از نگاه کیفیت ارتقاء بخشید و صدها اقدام خیر خواهانۀ دیگر.

اما از آنجاییکه احراز استقلال افغانستان و حل و فصل دشواری های بجا مانده از قرن نزده در وجود منازعه بر سر قلمرو های افغانستان که خلاف اراده و خواست افغانها به قلمرو هند برتانوی ضم شده بود مایه اختلاف و سو تفاهم بود.

اگر به گذشته ها کمی نظر اندازیم بخاطر میآوریم که افغانستان هیچگاهی مستعمره نبود اما صرف حق آزادی برقراری روابط خارجی نداشت چون دولت استعمارگر برتانوی اصلا افغانستان مستقل و دارای حاکمیت را در منطقه تحمل کرده نمی توانست. بهمین سبب در سراسر قرن نزده با تحمیل جنگ های خونین و ایجاد یک رشته توافقنامه های تحمیلی امپراتوری بجا مانده از احمد شاه ابدالی را به یک امیر نشین کوچک محاط به خشکه و وابسته به خود شان تبدیل نمودند. و با توصل به دسایس شوم شاه امان الله خان را خلع و جایش را به زمامداران وابسته به خود دادند.آنچه امروز بر ما میگذرد ریشه در همان دهه استقلال و دو دهه اخیر قرن نزده دارد که قرار داد دیورند را بر افغانستان تحمیل نمودند .

دوستان عزیز

جنگ کنونی افغانستان هم وقتی آغاز گردید که سردار داود خان مساله خط دیورند و اختلاف سیاسی میان افغانستان و پاکستان را مطرح نمود دولت پاکستان یعنی میراث خونین که از دولت استعماری وقت هند برتانوی در منطقه برای ما باقی مانده است. از آن تاریخ تا امروز مداخله و جنگ و خونریزی را در وطن ما بلا انقطاع ادامه داده است. پاکستان بخاطر دسترسی به اهداف شوم اش در افغانستان و منطقه لانه های ترورستی، دهشت و وحشت را جا داده بر خلاف تمام موازین بین المللی و حسن همجواری تروریستان را تربیه ، تجهیز و تسلیح نموده باعث بی ثباتی و خونریزی در وطن ما، منطقه و جهان میشود و جالبتر اینکه امروز بی شرمانه بما دیکته میکنند که روابط خارجی خود مخصوصا روابط ما با هند را از طریق پاکستان تنظیم نماییم. آنها همچنان از تشکیل کانفدریشن افغانستان و پاکستان حرف می زنند و دسترسی به قلمرو افغانستان بمنظور استفاده های نظامی (عمق استراتیژیک) را مطرح می نمایند. هدف دشمن یکبار دیگرمحو افغانستان بحیث یک کشور مستقل از اطلس جهان است. همانند آنچه که دولت استعماری برتانوی در قرن نزده بر ما تحمیل نموده بود.اکنون دیگر به مردم افغانستان، منطقه و جهان روشن شده است ،ریشه های تروریزم در پاکستان مستقر میباشد که تمام جهان را بی ثبات ساخته است و خوشبختانه که اکنون دارد خودش هم در این آتش میسوزد.

دوستان ارجمند!

فهم من این است که بهترین تجلیل از این روز بزرگ و تاریخی برای ما این است تا یکبار دیگر نظر بیاندازیم و ببینیم که صد سال بعد از احراز استقلال در کجا قرار داریم و چگونه میتوانیم از این بن بست بیرون بر آییم. بنظر من اولین و بهترین گام بخاطر برون رفت از بحران ، انتقاد از خود است. غیر منصفانه است اگر ما گناه همه بد بختی های خود را یکسره به گردن مداخله اجنبی بیاندازیم. اشتباهات زمامداران ما از دهه استقلال تا ختم قرن بیستم و امروز نیز در قدم نخست زمینه ساز مداخله اجنبی شده است. زمامداران همه کشور ها اشتباه میکنند ولی تلاش برای جبران آن هم میداشته باشند، زمامداران ما هم اشتباه مینمایند اما برای رفع و جبران آن اشتباهات شان نه تنها سعی نمی ورزند، بلکه آنرا بدوش دیگران انداخته میدان را مساعد ساخته اند تا دشمنان در کمین نشسته اشتباهات شان را مورد بهره برداری قرار دهند.

لازم میدانم دیدگاه های خود را در رابطه به اوضاع کنونی و بخصوص راه های بیرون رفت از آن با شما در میان بگذارم.

امروز که جنگ خونین در کشور ادامه دارد، قراء و قصبات در آتش میسوزد و روزانه ده ها انسان بی گناه قربانی آن میگردد کشور ما در زیر چتر همدیگر پذیری و وحدت ملی به صلح و ثبات و یک ادارۀ سالم جوابگو نیاز مبرم دارد، ایجاب میکند دولتمردان ما پیراهن خود خواهی را از تن بیرون کنند، سوء تفاهمات و اختلاف نظرهای موجود را از میان بردارند و در فضای وحدت نظر اهداف حکومت وحدت ملی را در عمل پیاده نمایند، سعی نمایند که حکومت وحدت ملی ممثل وفاق ملی باشد نه پراگنده گی و نفاق ملی زیرا مردم ما امروز از کوچکترین حوادث نا میمون که نمایانگر اختلافات و بی ثباتی باشد بیشتر از هر زمان دیگر متضرر میگردند چه رسد به آنکه ریشۀ این حوادث و اختلافات در سطح دولتمردان و مسؤولین درجه اول حکومت وحدت ملی باشد.

طوریکه به همه معلوم است حکومت وحدت ملی به ساده گی به میان نیامده است بلکه در نتیجۀ سعی و تلاش وسیع و گامهای استوار عملی جانب حزب متحد ملی افغانستان و دوستان همفکر و هم نظر ما با پیشتیبانی بیدریغ مردم طی پانزده سال اخیر، شکل گرفته است، طبیعتآ که درین راستا با دقت و درایت کامل تلاش به عمل آمده است و قربانی ها داده شده است تا شرایط برای همدیگر پذیری و ایجاد فضای اعتماد فراهم گردیده است.

ما از همان آغاز ایجاد حزب متحد ملی افغانستان و راه یافتن به پارلمان منتخب کشور در راه ایجاد فضای تفاهم و همدیگرپذیری قدم گذاشته ایم، در سایۀ اندیشۀ همدیگر پذیری اولین جبهۀ ملی را به اشتراک نیروهای ملی-دیموکرات، شخصیت های مستقل سالم اندیش داخل پارلمان و در بیرون از پارلمان ایجاد نمودیم، و در نتیجۀ کار مشترک در اولین انتخابات ریاست جمهوری در روشنی قانون اساسی جدید کشور کاندید مشخص پیشکش کردیم. به تعقیب آن ائتلاف بزرگ سیاسی متشکل از یکتعداد احزاب سیاسی، شخصیت های مستقل ملی، علمای کرام، روحانیون و متنفذین کشور را بمیان اوردیم که شعار روز و اهداف مرامی آن در زمان کم مورد پذیرش توده های عظیم در سطح کشور،منطقه و جهان قرار گرفت.در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری با پیشکش کاندیدای مشخص اشتراک ورزیدیم.

سرانجام تلاش های ما و دوستان ما زمینۀ ایجاد حکومت وحدت ملی را با همکاری دوستان بین المللی ما مساعد نمود و با امضای توافقنامه، حکومت وحدت ملی به ریاست جمهوری جلالتمآب دوکتور محمد اشرف غنی و ریاست اجرائیۀ جلالتمآب دوکتور عبدالله عبدالله بوجود آمد.

با تأسف که با گذشت حدود دوسال از عمر حکومت وحدت ملی نه تنها اینکه اهداف آن در عمل پیاده نشد بلکه اختلافات سردمداران حکومت وحدت ملی تا امروز به جای خود باقی مانده است.

هموطنان عزیز!

ما در زمان تصدی وزارت داخله دایم می کوشیدیم از طریق تماس ها با رهبران حکومت وحدت ملی و نشانه گرفتن اختلافات ذات البینی شان زمینۀ وحدت نظر و دیدگاه واحد در مسایل ملی و بین المللی بالاخص در امور حکومتداری خوب و تطبیق مواد توافقنامۀ ایجاد حکومت وحدت ملی توجه شان را معطوف داشته ایم.اما متأسفانه نه تنها به پیشنهادات ما توجه مبذول نگردید بلکه برعکس در عرصه های ایجاد فضای اعتماد متقابل، استحکام پایه های اجتماعی حکومت، حاکمیت قانون و جلب همکاری های مردم با حکومت، گزینش کادرها باساس اصل شایسته سالاری نه باساس تعلقیت ها به توافق نظر نرسیدند و همواره ارتباطات منطقه یی، قومی، قبیله یی، گروپی و سلیقوی شان را بر منافع ملی ترجیح دادند.

مشکلات و ناهمگونی های که امروز از جانب رهبران دست اول حکومت وحدت ملی به بیرون درز کرده است و یکدیگر شان را در آن ملامت قرار میکنند اینجانب در حدود هفت ماه قبل ریشه یابی کرده و کتبآ به مقامات ریاست جمهوری، شورای امنیت ملی تسلیم نموده ام.

تا آنجائیکه به همگان هویداست در سیستم دولت های مردم سالار(نه ارباب-رعیتی) تمام روابط بر اساس قانون تنظیم میگردد و قانون حدود وظایف، مسؤولیت ها و صلاحیت های تمام ارگان های دولت را از بالا تا پائین مشخص و معین ساخته است و تمام مسؤولین عرصه های دولتی مکلفیت دارند نظریات، پیشنهادات، طرح های اصلاحی ساختاری و کادری را برای بهبود اداراه و تحکیم قانونیت بپذیرند نه اینکه آنرا رد نموده و به آن اعتناء نه نمایند. رهبران حکومت وحدت ملی حتی به پیشنهادات ما منحیث مسؤول یک وزارت در عرصه های حاکمیت قانون، مبارزه با فساد، توجه به اصل شایسته سالاری و مسلکی سازی عرصه های کاری خط بطلان کشیده، زمینۀ همکاری صادقانه و وطندوستانۀ مارا زیر سؤال بردند، سرانجام ما با تعهد که با مردم خود داشتیم هیچ گاه در فکر پذیرش و تطبیق خواست های مغایر منافع ملی و خلاف قانون که صرفآ بر مبنای منافع شخصی، قومی، قبیلوی، سمتی و گروپی استوار باشد، نبودیم. بنآ تمام حقایق را در معرض قضاوت مردم خود قرار داده به وقت و زمان کتبآ بازگویی نموده جانب مردم را گرفتیم، منافع ملی بیش از هر چیزی دیگر مقدم دانستیم و از عهدۀ وزارت داخله کنار رفتیم.

هموطنان گرانقدر!

ا مروز قبل از همه دشمن تطبیق اهداف خود را در نفاق افغانها و تحمیل و تعمیق اختلافات قومی، زبانی ،فرقه ای، سمتی وگروهی در وطن ما می بیند و در این راه از توسل به هیچ نوع توطئه و دسیسه روی گردان نیست.

مردم افغانستان در مقیاس جغرافیای واحد باید به این حقیقت تن بدهند که همه باشنده های این جغرافیا دارای سرنوشت واحد اند و اینکه یکی بدون دیگری نا مکمل است و بدون هم تراژیدی خواهد بود. زیبایی ما در تنوع قومی ماست و قوت ما در وحدت اقوام و ملیت های ما. اکنون زمان آن فرا رسیده است که برای خلق امید واحد و هویت واحد دست بدست هم بدهیم.

دانشمندان علم سیاست به این باور اند که وقتی تجاوز اجنبی یک ملت را مورد تهدید قرار میدهد ناسیونالیزم خصلت انقلابی پیدا میکند. افغانها از وطن خود در برابر تجاوز و تحمیل جنگ زمانی میتوانند به درستی دفاع نمایند که دست به دست هم بدهند و در زیر چتر ناسیونالیزم افغانی پناه ببرند.

ناسیونالیزم افغانی محملی است برای تشکیل ملت واحد و سپر دفاع است در برابر نفوذ و مداخله سیاسی،اقتصادی و فر هنگی اجنبی ، وسیله ایست برای پیدا کردن جایگاه تاریخی خود در کنار و در میان خانواده ملل. ناسیونالیزم در واقع دفاع از منافع ملی و هویت ملی است. ما در لحظه کنونی به آن بحیث یگانه راه و یگانه وسیله نیاز داریم.

آنچه از ناسیونالیزم مطمح نظر ماست ملت افغان بمفهوم سراسری آن است که از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور را در بر میگیرد. هدف حفظ و دفاع از واحد جغرافیایی بنام افغانستان است که ما از اجداد مان بمیراث گرفته ایم و دین وطنپرستانه ماست که آنرا بشکل سالم، آباد، جایگاه پر از سعادت، مترقی، با امن و شگوفان به آینده گان ما بسپاریم.

دوستان!

جنگ 40 ساله سه مرتبه وطن ما را در اشغال کامل بیگانگان قرار داد و ما را از لحاظ سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی وابسته به اجنبی نمود. وابستگی اقتصادی بصورت طبعی وابستگی سیاسی بار می آورد. من به این باورم که رفتن بسوی خود کفایی اقتصادی عرصه دیگری است که باید به آن توجه کنیم. نظام بازار آزاد سرمایه که از 15 سال به اینطرف در کشور ما دامن پهن کرده است تا حال از سطح تجارت و بازار فراتر نرفته است. ما در عرصه صنعت و زیر بنا دست آوردی نداریم که به آن افتخار کنیم.

درک من این است که برای جلوگیری از روی کار آمدن مجدد یک نظام نوع طالبان و داعش باید دستگاه دولتی را تکنوکرات و مسلکی ساخت و راه های جلوگیری از تکرار تحمیل وحشت بنیادگرایی را مسدود نمود. نباید اجازه داد که سرنوشت مردم افغانستان به دست این جماعات قرون وسطایی و عقب گرا بیافتد. جماعاتی که جز آله دست بیگانه دیگر فاقد هویت ملی و فاقد کدام طرح و برنامه ترقیخواهانه اند.

گفتنی است که در نتیجه حضور جامعه بین المللی و سرازیر شدن ملیارد ها دالر یک عده محدود در وطن ما سرمایه دار و ثروتمند شده اند که تعداد ایشان را میتوان شمرد اما یک اکثریت قاطع به خاک افتیده اند که هیچ کسی به فکر شان نیست. این غیر عادلانه وغیر منصفانه است. بدون تامین عدالت اجتماعی واقتصادی جامعه بسوی قهقرا و نابودی گام بر میدارد. باید راه های کمک به این اکثریت خاموش را پیدا کرد.

لازم به یاد آوری میدانم که دموکراسی بدون احزاب سیاسی فاقد ماهیت است . اگر با دقت به چهل سال گذشته نظر اندازی کنیم در می یابیم که بحران وطن ما در واقع نتیجه دموکراسی بدون احزاب است که در دوران سلطنت ظاهر شاه آزمایش نمودیم. آشفته گی سیاسی و اجتماعی کنونی کشور ما نیزنتیجه دموکراسی گسترده بدون احزاب واقعی ملی است.

وظیفه دولت افغانستان است که زمینه حضور پر رنگ تر احزاب در دولت را مساعد بسازد و به احزاب مجال داده شود تا در تعین سر نوشت کشور سهم بگیرند.

دوستان عزیز حضار محترم

در خاتمه میخواهم با استفاده از این فرصت تاریخی و این تریبیون با اعتبار به توجه شما برسانم که دوران مستعمره سازی و اسارت دیگران سپری شده است. افغانها این طلسم را 97 سال قبل شکستاندند که ما امروز از آن تجلیل بعمل می آوریم. دشمن میتواند موقتا خون مارا بریزاند اما این ملت سر بلند و با افتخار را هرگز نمیتواند اسیر خود سازد. دیگر جهانگشایان نیز بخت خود را در این سرزمین آزمودند. ما اسیر نشدیم آنها زمینگیر شدند.

زنده باد مردم افغانستان

پاینده و پیروز باد استقلال افغانستان

از توجه تان تشکر

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.