محی الدین سجستانی: بیائید واز این نوده پیوند کنید

سجستانی

قبل ازانکه به اصل موضوع برگردم میخواهم بدین مسله که اکثراً دیده شده است بسی از کسان فاقد درک از واقعیت های عینی ادبیات ورمزهای معقول ان به این قول معروف واین معقوله بزرگ منش ، که بیائید واز این نوده پیوند کنید را به سبک سری ، تمسخرواستیضاع کشانیده واز نویسنده استقبال نادرست می نمایند اشاره گردد . درحالیکه این حرکت از قیمت وارزش فهم استهزا، کننده کاسته این ساده نگری ، ان حقیقت را که باید درک شود درپرده ابهام فرو میبرد به هرصورت آنگاهی که به این قول معروف دیده میشود ریشه های ان درعمق افکار مردمی جایش را داشته وانسان میتواند آنرا درقالب خواست های فکری وانتقال ان درموارد گونه گون نه بعنوان طنز پیچیده وپوشیده ، بل روشن وهدفمند مطرح سازد . حقیقت این بیان عمیقاً برملا میسازد درآوانیکه طنز درقالب غنای ادبیات به چهره گشائی پرداخت ، این واژه های پرمعنی وبه هم گره خورده مطرح بحث نما اش را نیز روشن ودرموارد بگونهً انتقال ایماً واشاره ازان استفاده وسیع وکاربردموثر درزمینه بعمل امده است انچه درخور تعمق است عناصردوگانه معلوم ومجهول این بیان چون نوده که درحد ضعف وناتوانی درنقطه حرکت بسوی رشد وشکوفائی دربطن فندق در انتظار توصل به موضیع پیوند بسرمیبرد بشکل ناتوان ونامتوازن دخیل وبرجسته میگردد . وپهلوی دیگرپیوند که بوسیله کدام شخص تابه کدام حد توانایی چون تجربه ، تخصص وفهم دست داشته ویا برعکس ان برنهال بالنده ویا شاخه از درخت تنومند این عمل را انجام داده میتواندبشکل مجهول باقی میماند . پیوند کردن امرطبیعی بوده درنتیجه زحمات وتجارب غنی انسانها مستعد وتوانمند دربهبود کارباغداری وگرفتن ثمره باکیفیت عالی بعدی ازانرا میتوان دران جستجو کرد اما درصورت عدم دقت ، ملاحظه ، سنجش علمی وتجربی وشناخت موضع وجایش هم فندق حاصل نوده بعدی پیوند شده وهم چنان نقطه جابجائی درتنهٌ نهال یا شاخه درخت تنومند به خطرناکترین محل تجمع انتقال بعدی آفات وامراض تباه کن باغداری مبدل وحاصل رنج باغبان امیدوار به آینده سازی را به رویا وخواب تکان دهنده مبدل میسازد . این معقوله بزرگ مردان امروز به یک افاده پرمفهوم قبول شده عرصه های گونه گون زندگی جایشرا دریافته است . ومورد استفاده توضیحی قرارمیگیرد آنگاه شخص ، گروهی ، قومی ، ملیتی به مشکل عدیده هراس آفرین آنی خود را روبرو می بیند بی مهابا به این سخن پناه برده ، از عمق دل میگوید بیائد از این نوده پیوند کنید ، تشبهات را پیرامون جای گزینش پدید می آورند اکنون اگر از این موضوع بگذریم وبراصل هدف لنگر اندازیم میتوانیم نمای کشور افغانستان دراین اوضاع واحوال پاشیده وریخته ، ترس آورگیرا وحاکم را به باغی تشبه کرد که از نبود مراقبت و پیشبینی حوادث جدی پی هم وعدم اعتنا ، غمخواری ودلسوزی درراستا حل قضایا از جانب باغبانان نابودی سربندهای اب رسانی وعدم لایروبی ازان باعث خشکیده شدن تمامی درختان که ممد وموثر بودن باغ را به اثبات می رساند واز سوی دیگر پیشکش شدن صدها نوده ارزو وخواست های نامشروع وظالمانه عناصر زیدخل درقضایای نابودی وتباهی افغانستان از منطقه وجهان بغرض پیوند دادن انها به این درختان خشکیده ونیم جان چالش ومشکلات را از محدوده تحمل پذیری ان برای ملت ناتوان ومظلوم فراتر گردانیده است .افغانستان کشوریست که معائب وامراض اش درحجله ابهام جای نداشته از دانا تا نادان اکنون بدان پی میبرند تبلیغات اغوا کننده افکار عامه که میخواهند به منظور زمان کشی درراستای تداوم پیشبرد اهداف استراتیژیکی خویش سعی بران میدارند تا تمرکز فکری مردم افغانستان را برهم زده از تداوم جنایات شان به منظور رسیدن به خواست های از قبل مشخص شده خویش به بازی گری رنگ مبادرت ورزند . درحالیکه درراهبرداین دهشت سرای به غم واندوه آمیخته افغانستان مراکز به اصطلاح مطرح شده بهانه جویان وعلاج گران دروغین درمان درکشور افغانستان ید طولانی داشته انان اند که زخم های این سرزمین را به چنین وحشت ودهشت غیرقابل تحمل ومرکز شیوع امراض درسطح جهان شکل داده اند اگر از گفتگو ها وتبلیغات غرض الود تکان دهنده عاملین این بدبختی ها درافغانستان بگذریم ودررسیدن به حقیقت بیاندیشیم ، شیوع این همه زشتی ها را درعوامل زیدخل درونی وبیرونی میتوان جستجو کرد اگربه تصویر کلی حقیقت نمای درونی این کشور دقت بعمل آید دیده میشود که افغانستان کشوریست با تاریخ گذشتهٌ روشن ، اما با دریغ وافسوس دروضع فعلی عقب مانده ودست خوش نارسائی های افکار مسموم شده خرافاتی ، بیسوادی ، تسلط نظریات قبیله ئی ، قومی ، نژادی ، سمتی ، زبانی وجود افکار ضدترقی وتجدد گرائی ، تسلط خود کامه گان درحاکمیت واداره بشکل فردیت درتمامی عرصه های دولت مداری ، فقدان رهبران سالم ،کارفهم وباتجربه ، حاکمیت فقروتنگدستی که این همه مبنی براراده حکمرانان جهانی براین مردم مظلوم سایه افگنده اند ، وحدت وهمبستگی مردم افغانستان را به نحوی از انها به تباهی کشانیده است دیده میشود دررابطه به بخش اول عوامل بیرونی درتباهی وبربادی افغانستان باید اذعان بعمل اید که افغانستان باداشتن ارزش های جیوگرافیکی ، جیوایکانومیکی وجیوپولتیکی اش همواره چشمان غرض الود وشورخودکامه گان را بسویش بازدیده است .کشور افغانستان بعنوان معبری بین شمال وجنوب ، غرب وشرق اش ازاهمیت خاصی برخورد دار بوده وحقیقت این امر از اغاز امپراطوری اسکندر کبیر بدینسو جایش را دربطن خواست های جهان به اثبات رسانیده است واقعیت ها میرساند که تسلط برافغانستان یکی از خواست های غیرقابل انکار کشورهای جهان از استعمار کهن تا بروز استثمار نوین جهان کنونی مطرح بوده ودراین راستا ده ها سال سرمایه گزاری های مدهش وظالمانه بوقوع پیوسته است وتکرار رهبردی ها سلطه گرایان گذشته را از این طریق درمخیله آزمندان یک باردیگر قوت بخشیده است شدت وحدت دسترسی به این سرزمین رویاها بین بلاک شرق وغرب بعداز رونما شدن جنگ سرد به یک رقابت هولناک مبدل ، حیات وزندگی مردم افغانستان درپیگرد تغلب وتسلط بران به مخاطره قطعی روبروگردیده است راه اندازی های تسخیر افغانستان توسط کشورهای دارائی استراتیژی های غم انگیز علنی ومخفی بوسیله نائبان ولابی های آزموده شده افغان نما ها از طریق دیپلوماسی وچه از طریق فشار ، جبرواکراه وبه هم اندازی مردم ان براین سزمین مظلوم دما را از ان گرفته است رقابت های شرق وغرب وحامیان انها به منظور تصاحب ذخایر انرژی درمنطقه و جلوگیری از نفوذ کشور روسیه بشدت وحدت تضاد ها بین مردم بی خبراز هرچیز دراین پهنا به بهانه های مختلف منجروزمینه های قطعی نابودی افغانستان بدست خود مردم این سرزمین مساعد گردید کشورهای دخیل درتباهی افغانستان این حقیقت را یکبار دیگر برملا وبه این نظریات پیشتازان تفکر که تاریخ تکرار نمیگردد خط بطلان کشیدند وبه تاکید به اثبات رسانیدند که تاریخ تکرار میشود اما ممکن درجای دیگر بشکل دیگر این رویداد به واقعیت قرین گردد وما امروز تکرار تاریخ قرن نزده وبیست اروپا را درافغانستان شاهد می باشیم درگذشته های قرون نزده و بیست هرگاه دریکی از کشور های اروپایی پادشاهی کشته ویا وفات میکرد واز وارث نیک سیرتی برخوردار نمی بود شاهزادهً را از کشور دیگری به پادشاهی برمی گزیدند ، وان شاهزاده با تعهد خدمت گذاری ودفاع از ان سرزمین وحفظ منافع ان تاپای زنده گی پا برجا باقی میماند اما این تکرار تاریخ امروز درافغانستان بشکل دیگری تحقق میابد که نوده های شهزاده گان افغانما درکمیت هزاران فرد نه به ان تعهدات شهزاده گاه اروپا بل بغرض پیوند بردرختان نیمه خشکیده نهال های باغستان افغانستان متعلق به عناصر سه گانه دولت چون حکومت ، پارلمان وقضا تقدیم به این باغبانان محترم آقای حامد کرزی وآقای محمد اشرف غنی شده وخواسته اند تا دروجود ان شهزاده گان درسرنوشت وتقدیرافغانستان به نفع گماشته گان شان لانه سازی نمایند که اوضاع امروز افغانستان نمونه غیرقابل انکاریست از این ادعا این شهزاده گان تقدیم شده درراستای به هم زدن تعادل اوضاع افغانستان بروفق مراد استخدام کننده گان نقش داشته زمینه ساز بدترین حالت ضد مردمی دراین سه نهاد قبول شده حاکمیت دولتی شمرده میشوند واین سنگ اندازی ها درامر تامین صلح ، حفظ تمامیت ارضی ، حفظ استقرار حاکمیت دولتی ، حفظ منافع ملی ، دفاع از مردم مظلوم افغانستان ، دفاع از شهرها ، شاهراه ها ، دفاع از واحد های اداری ، دارای های ملی ، رعایت نظم نسق وتامین امنیت که افغانستان را به مخاطره مواجه میسازد بوضوح جزی عملکرد انها بوده هیچ کس نمیتواند از ان انکار بعمل اورد اوضاع کنونی کشور ما دروجود شهزاده گان نصب شده درپارلمان وسایر بخش های مربوط به دولت افغانستان بدتر از ان چه ما میدانیم چهره یاس را بخود گرفته دراین وضع ناهنجار جز از اجرای دستورات ونصایح شاهان چیزی دیگری را نمیتوان از ان دید.

بخش دوم این کار برد بوضوح دیده میشود که کشورهای غربی در راس ایالات متحده امریکا باداشتن استراتیژی دفاع از منافع خویش دربرابرخنثی سازی فعالیت های کشور روسیه وایجاد فضای ترس وتهدید به مقابل ایران ونزدیک سازی دایمی عربستان درحلقه دوستی ودفاعی با ان مقابل کشورایران ، خنثی سازی تاثیرات ایران درسوریه ، یمن وسایر کشورهای اسلامی خاور میانه ، نجات دادن پاکستان از عواقب بدافکار سیاسی ونظامی ان دربرابر نظریات تنبه کننده جهان دررابطه به حمایت از شعار تروریزم از جانب پاکستان ،کنترول بروضع پیشرفت اقتصادی چین وتحت تاثیر گرفتن اتحادیه اقتصادی وسیاسی شانگهای ، زمینه سازی تاثیرگزاری برروابط کشورهای اسیای میانه با کشور روسیه وغیره افغانستان به مثابه بستر مناسب تحقق استراتیژی های دست داشته انها درروند تحمیل فشارها تثبیت شده است . افغانستان درحال حاضر به عنوان کشور مستقل نه بلکه منحیث کشور دومنیون وقسماً مستعمره غربی ها جایش را در فهرست سایرکشورهای اسیر دریافته است مردم افغانستان امروز از این زد وبند های تباهگر جهان قدرتمند به ستوه امده تحمل قبول این همه فشار چون نبود حاکمیت ووجود مراکز فعال حراست از قانون ، عدم وجود صلح ووجود خودسری های مدهش قدرتمندان وسلاح بدستان ، عدم تامینات کاری ، فقروتنگدستی ، نبود امنیت سرتاسری ، ریختن خون صدها نفرافغان بیگناه در روز ، نبود قانون وغیره وغیره که ناشی از دخالت های فرسایشی جوامع زیدخل درامور افغانستان تحت بهانه های گونه گون چهره نمائی میکنند ، برخود دور از احساسات بشردوستی وحقوق حقه انها به صفت انسان دراین کشور دانسته ، یکبار دیگر به اقای محترم محمد اشرف غنی رئیس جمهور کشور میرسانند که تداوم این وضع رقتبار نه تنها برشانه های این ملت مظلوم از حد اش اضافتر سنگینی میکند بل با رتباهی شخصیتی شمارا نیز دردل اوراق تاریخ به کرات بیشتراز انچه تصور میگردد رنگ امیزی مینماید ، اقای رئیس جمهور برای بیرون رفت شمار از این کوره راه های اتشین قانون شکنی ها ووجود عدم اطاعت پذیری از فرامین واوامر شما وهمچنان وجود خطرات ناشی ازفعالیت های رقابت درونی درحکومت ودولت که خطرات نابودی کشور را درقبال خواهد داشت دوطرح پیشنهادی وجود دارد . اول انکه باید به این حقیقت تن دهید که افغانستان دیگر دارای ظرفیت تحمل فشارهای تعبدی وفرسایشی افکار ناشی از فرهنگ پیشرفت های بیشتر از دوصد سال غربی ها درراس ایالات متحده امریکا را درخود ندیده وشما هم نمی توانید درتطبیق وتلفیق ان سربلند بدرآئید بهتراست شما از این نازپروران لابی ونوابان عزیزغرب دست شسته به درفرزندان این سرزمین دق الباب کرده از وجود انها که امروز به درختی خشک ونیم جان مبدل گردیده اند واز بحر تجارب بدرد بخور دراین پهنا برخوردار هستند درحاکمیت خویش استفاده نموده زمینه های بیرون رفت از این ورطه راهم به افغانستان وهم بخود مساعد گردانید .

دوم :- من به اعتقادیکه به شخصیت علمی شما دارم میتوانید صفحه جدید خود گذری را دراوراق تاریخ گشوده با یک جرئت دلسوزانه در دریدن این جالی که شما وافغانستان را درخود فروبرده ، قهرمانانه عمل کرده صدای این همه فشار ها ونارسای های تحمیل شده را بگوش ملت رسانده خویشرا از این منجلاب تباهگر انکار ناپذیر بیرون کشیده ودوباره راه انتقال علم ودانش را در وجود خویش به فرزندان این سرزمین ارزانی نمائید تادست این نوده ها از گریبان ملت افغانستان رها شده راه بیرون رفت کشور از این ستم روز گار مشخص گرددوانچه شما برثواب دید تیوری سلیقه اقتضای زمان میخواهید نصیب مردم این سرزمین گردد.بشکل دیگری درفضای خودمانی انرا درخود ببینند .

                                         باتقدیم حرمت

                                   محی الدین ( سجستانی )

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.