محی الدین سجستانی: عدالت انتقالی … یعنی چه ؟

سجستانی

گذشت زمان بوضوح نشان داده است که انسانها را ازبدوی فعالیت های انسانی وتشخیص ان همه به مثابه موجودات تحول پذیر ، عناصر گونه گون تحدید آوروتهدید ده درحیطه مشکلات آفرین فرو برده درجهت غلبه ازخود ابتکارات شگفت آور را پدید وتحت اسمای وحشت زا ٌبه قوت وتوانمندی تعین کننده اش جدو جهد خسته گی ناپذیر را بعمل آورده اند . که از انجمله دوعنصر را انسانها بعنوان دیو های سنگی افسانوی چون نفس انسان وحاکمیت های ددمنش دروجود بیرحمی ، توطهً ، دسیسه بازی ، قتل عام وایجاد زندانها مخوف وده ها گونه دیگر ترس آور به تعریف گرفته اند.

بعداز تکامل ورشد طبعی انسانها به حد کافی نمای این دوعنصر درظاهر وباطن ازپیشرفت عقب نه افتاده درپیگرد وحاکم شدن برامور دلخواه اش انسانها راچون سایه تعقیب ودراین راستا ازخسته گی وعقبمانی انها چیزی دیده نشده ، بل دربعضی موارد نسبت به انسانها دررسیدن به اهداف شان سبقت جسته اند.

خواست های نفس دربسا مسایل توسط برخی از مردم درکنترول نسبی قرارگرفته واما میدان تاخت وتاز حاکمیت ها وسیع تروگسترده تر گردیده وموجودات که منحیث خالق وعامل ایجاد کنندهٌ این قماش حاکم ویا حکومت ودرحد گسترده گی ان دولت تائیداً قبول شده به زانو درامده اند . دولت های غاصب به منظور ادامه حاکمیت ها در وجود نیروهای حافظ منافع شان یعنی حکومت میزان صلاحیت های خودساز وانحرافگرش را با شعار های حراست از قانون وتطبیق کامل ان به اصطلاح به نفع مردم بالابرده وبه ان اختیارات عملکردانه ٌ را بادست باز ارزانی نموده اند.

استقلالیت بیش از حد عملکرد های ظالمانه ، خود خواهانه ، ثروت اندوزی وداشتن همه چیز دروجود غارتگری فساد وارضای نفس وخودجلوه دادن به مثابه قدرت درانظارمردم به دونقطه قابل عطف وجود انکار ناپذیر بخشید. اول انکه این قدرت نمایی باعث ایجاد افکار ترس اور توام با خموشی وقبول امرونهی سردمداران شده ودوم بوجود امدن احساس رسیدن به همچو مقام خودمختار وفرمانروا به نیاز مبرم نفسی دربین مردم ناترس وسطحی نگر از یک طرف وسقوط این حاکمیت ها درراستای نجات مردم از جانب دیگر جایشرا دریافت . با تعمیق فشارهای طاقت فرسا ومحدود شدن ازادی های طبیعی مردم ، حمایت از نیروهای ناراضی وضد حکومت مسبب ایجاد موانع برراهکارهای حکومت مستولی براراده انان شده ، زمینه سازی تصادم وتقابل بین حکومت ها ومردم مخالف به ان پدید وجرئت رویا روی سراز گریبان افکار وحدت پذیر وسقوط حاکمیت ها را ازحاله رویا وتصویربیرون کشیده وبواقعیت ها مبدل گردانیدند.

باسقوط حکومت ها دونیروی متقابل پیشرونده وبازدارنده حاکمیت های غالب ومغلوب درجامعه به نحوی درتلاش حفظ قدرت ویاکسب قدرت دراسیب رسانی با همدیگر متقابلاً قرارگرفته ودراین تقلا سالها باهم دست از مخاصمت برنداشته اند وادامه این روال تعقیبات وایجاد فضای درد اور باهم بعد از نیمه دوم قرن بیست بااشکال گونه گون وباروش های خاص از رویا روی وخون ریزی متقابل کاسته وبه توانمندی درچوکات قوانین وفیصله های جهانی دروجود محکمه هاگ متبارز گردید که مابااین ادبیات فیصله نامه های محکمه هاگ به عنوان مرجع قانونی وحقوقی جهانی آشنائی داریم واین کار تقریباً درافشای خودخواهی ها ، جنگ افروزیها وتحمیل جنایات واجبار توسط انها برمردم جهان درسطح ملی وبین المللی ممد وموثر نسبی واقع شده ، موضع ارایه ادعا های بی مورد وفریبنده درصورتیکه قبلا بنابرعواملی حقانیت قانون به نفع قدرت مندان تفسیر، تعبیر ویا به عباره دیگر مسخ نشده باشد، سست و ضعیف برملا گردیده است اکنون بعداز این توضیحات اندک ومحدود به ادامه اصل هدف که : عدالت انتقالی چه است وازکجا وبرکدام قاعده ها استوار بوده برمی گردیم . عدالت انتقالی شامل ادبیات غربی ها درمواردیست که بخاطر خنثی سازی وتحمیل فشارها برافکار وفعالیت های بقایای دولت های گذشته مطرح واز ان منحیث وسیله کاربردی واهرمی درکشورهای غربی مورد استفاده حکومت های برحال قرارمیگیرد . وبااین وسیله به سوزوساز مغلوبین جهت سکوت وآرامش به نفع خویش می پردازند.

عدالت انتقالی عبارت است از ان محکمه که برروی عملکرد های جنایات جنائی ، جنایات جنگی ، جنایات اقتصادی ، جنایات فرهنگی ، جنایات تطبیق قتل ها و ترورها ، نابودی مراکز عام المنفعه ، نابودی اماکن مقدسه وتاریخ ساز ، نابودی منابع تمویل صحت ، منابع آبی ، سوختاندن خانه ها وکاشانه های مردم وتحمیل فشار های ضد اخلاقی وسوی استفاده از آنان بوسیله افراد عادی ویاکسانی که درحاکمیت جای داشته وتوانای به محاکمه کشیدن آنها درنظام حاکم ویا دولت میسر نشده ، بعداز سقوط آن حکومت مردم به داد خواهی برخیزند وبه پیشگاه مراجع حقوقی حکومت بعدی به تقدیم استفاثه بپردازند . ودراین رابطه ازجانب حکومت جدید مرجع اختصاصی قضائی به معرفی گرفته شده ومردم ازآن طلب حقوق نمایند . که دراین رهبرد به نکات چند ودلایل مربوط به ان پرداخته میشود .

  دروقایع وقوع چنین مسایل اگرعمیق نظراندازی شود دلایل اثباتیه وجمع اوری شواهد که بیانگرواقعیت ها گردد امردشوار ومشکل بنظرمیرسد.

اولاٌ تغیر وضع وجایگزین شدن جبر واختیار برمراکز حراست از قانون مستلزم قوت تخریب کنندهً است که بشکل طبیعی وبدون دخالت قدرتمندان میسر نمی گردد . درحالات که حرف قدرتمند به میان میاید ، دست وپای عاملان بدبختی دردرون جامعه بخواست واراده تحمیل کننده گان خارجی گره خورده ، محکمه ایجاد شده نخواهد توانست دلایل وشواهد موثر کاربردانه ً را که دراین رابطه بتواند به تامین فیصله قضای محکمه عادلانه بینجامد جمع آوری وبیغرضانه بران اتکاً نماید.

وجود تاثیرات مفکوره تحریک آمیز تعصبات عقیده تی ، سیاسی وغیره درجهت وقوع همچو حوادثات المناک بوسیله عاملین دروجود مدعی ومدعی علیه را نمیتوان نادیده گرفت .

– وجود تحریکات اهل غرض جهت تشجیع نمودن عارضین برعلیه متهمان یک امرطبیعی بوده ، بسی کسانی اند که با استفاده از وضعیت نامطمین دفاع شخص به نفع خویش استفاده نموده آرزوی خویشرا درموارد گونه گون بوسیله کسی دیگری برعلیه کسی برآورده میسازد.

– وجود قاضیان حاکمیت جدید از لحاظ استقرارعدالت برعلیه وابسته گان دولت قبلی قابل تائید نخواهد بود.

محاکم اختصاصی درکشور به هیچ وجهه نمیتوان درکشانیدن ارکان مقتدر دولت های دخیل خارجی درپای محکمه مقدورگردد زیرا این بحث خیلی جدی وقابل تعمق بوده ، حاکمیت دولتی کشوری نمیتواند بدون عقد پروتوکول همکاری قبلی دراین راستا بین دوکشور ویا چندین کشور به حضور یابی مدعی علیه درمحکمه توفیق حاصل نماید.

– جستجو حقیقت ورسیدن به آن پیرامون عضوی حاکمیت مغلوب دروجود حاکمیت غالب عقلاً غیرقابل تائید بوده ممکن نیست تاثیرات سوی وهم چنان دخالت های مستقیم وغیرمستقیم به زیان مدعی علیه سازماندهی ویا بوقوع نه پیوندد.

به هرصورت اکنون به نمونه مثال دراین خصوص میتوانیم روی حوادثات پی هم وپیوسته سالیان متمادی درافغانستان نظر اندازی نموده امکان تحقق عدالت انتقالی را دران مورد بحث قراردهیم . حقیقت افغانستان چیزیست ، تصورات وخیال های مادرمورد آن چیزی دیگریست . افغانستان با وصف پیشرفت های مادی ومعنوی تاریخی اش وتعقیب وقبول راهبرد های انکار ناپذیر تجدد گرایی آن دراواخر قرن نزده هم دستخوش حوادثات پی هم جنگ های داخلی وفعالیت های ددمنشانه استعمار کهن واقع شده وخویشرا درتالاب نیستی دیده است . مردم این سرزمین علی الرغم داشت های تاریخی اش نتوانست ازکوره راه های تباهگرانه جنگ های داخلی وخارجی درنجات هستی مادی ومعنوی اش چون سایر کشورهای جهان سالم بیرون آید ایام وحشت زائی حاکم چرخ حرکت پیشرفت های انسانی را دراین سرزمین عقب زده رویداد های تکان دهنده افراطیت خرافاتی وناتوانی مادی چون دیوسایه افگنده ، شیرازه دوام بخش زنده گی سعادت مند را از هم گیسخته جامعه به تباهی وبربادی همه دست اورد های انسانی روبه رشد . فقرتنگدستی ، مهاجرات های کشنده بااین مردم ستیزه روی نموده کشور را به گودال ترس آور نیستی فروبرد . دیگروجود همه هستی دراین پهنا به رویا وخیال مبدل وهمه گان توام بادست اندرکاران پیشرفت ها وتحولات پی هم مثبت به خواب عمیق وبیگانه ازخود فرورفتند ، بعداز سالیان متمادی بقایای تفکرتجددگرایی دروجود نهضت های پیشرونده ً روشنفکری سراز بالین خواب برداشته به اعمار مجدد جامعه واوردن تغیرات رفاهی که حق مسلم مردم افغانستان شمرده میشود دست یازیدندواین کاروان پیش آهنگ با قبول همه ریسک ها درحرکت افتیده ، نیروهای حفظ عقبگرایی بازهم چون ماران انسان نما بدور این تحرکات نجات دهنده انسانی حلقه زده درتقلای احیای مجدد حکومت گذشته اش به شیوع بوی دود واتش فضای چشم دید همه گان را مکدر وبه خود معطوف نمود . اما این جرقه حق گرایی دیگر از تبلور نه افتیده دامنه روشنائی اوگسترده ودرتسخیر افکار تحول پذیران بخاطر دگرگونی حاکمیت های استبدادی وحامیان رهبرد ان تداوم فقر ، تنگدیستی وبربادی زنده گی انسانیت جایشرا دریافت . وحدت فکری مردم درراستای نجات کشوربه قوت انکارناپذیرمبدل ودیوان تنظیم کننده ناتوانی وتباهی های حاکم بر ملت ، سرنگون وجایشرا به ناظمین امور زنده گی نوین درکشور سپرد. حاکمیت جدید که جوابگوی سعادت قریب به اتفاق مردم مظلوم این پهنا بود توانست با وصف تبلیغات کاذب واغواگر مداخله گران اقلیت انگشت شمار جنایت پیشه داخلی وخارجی وراه اندازان تحرکات ضد پیشرفت های انسانی ونوآوری درسیستم ونظام حاکمیت ، که میتوان انها را بعنوان عاملین این همه تباهی ، بربادی ، کشتارهای بیرحمانه ، غارت ، چور وچپاول هستی مادی ومعنوی ، اجرای جنایات بشری ، جنایات جنگی ، بربادی هستی فرهنگی ، قتل عام مردم بی دفاع وبی گناه وصدها مسایل تاثیر برانگیز عذاب دهنده وجدانی دیگردرافغانستان قبول کرد، درمحور اساسی گرداننده گی این همه مسایل مطرح بحث بوده وجایشرا دراین قضایا داشته وبدبختانه بادرنظر داشت وضعیت جنگی فعلی بعداً نیز خواهد داشت . با تشدید جنایات مدهش ناشی از توسعه وتعمیق جنگ ها درزمینه های راه اندازی تبلیغات ترس آور عدالت انتقالی توسط آنها بهر دری و برسرهرخوان وخانه گسترده شده ، رویای جهان دیگری را درمخیله انسانهای این سرزمین جای داده ومیدهند.

حقیقت این قضایا باصراحت بیان میدارد که اولاً این سروصداهای گونه گون درافغانستان چیزی نوی نبوده ، سردمداران حاکمیت همواره درپناه قدرتمندان خارجی آنگاهی که ضعف وناتوانی وشکست آنها درعمق افکار مردم افغانستان جای گرفته اند وایشان علل این شکست ها وفرورفتن ها را ناشی از ضعف ویا استراتیژی تحقق این نابه سامانی های خود میدانند به منظور انحراف دادن افکار عامه وازبین بردن تمرکز فکری آنها دست به چنین فرمایشات که خود آنها تاحلق دران گودال مسوول وفرورفته اند مبادرت می ورزند . این واقعیت به همه گان روشن است که قضیه افغانستان امرساده وپیش پاافتاده نبوده درآتش افروزی وتباهی افغانستان پیشاپیش اکثراٌ کشورهای جهان تاحدی داغدار شده وازنمای ننگین آن هیچ داغدیده انکار ویاجعل کرده نمیتواند مثلاٌ بدین مناسبت سوال مطرح میشود که ایا ماشین بدین سنگینی جنگی که توسط مجاهدین ، طالبان وفعلا داعش وسایر عمال وابسته به آنها طی این قریب به چهل سال براه افتاده وبدون وقفه وتاخیر وضعف تااکنون پیشبرده میشود باتوان ویاقدرت ملت افغانستان وسایر کشورهای اوپره دست دوم وسوم آسیایی امکان پذیر است ؟

اگرکسی بگوید که بلی ، یا آن درخواب است ویاهیچ ………… ندارد . واضحاٌ گفته میتوانیم که بدون شانه دادن کشورهای قدرتمند جهان ومنطقه دراین عرصه چون ایالات متحده امریکا ، بریتانیا ، فرانسه ، آلمان ، هالند ، روسیه ، چین ، هند ، تاجکستان ، ازبکستان ، عربستان سعودی ، کشورهای خلیج بامیزبانی پاکستان امرمحال شمرده شده ومیشود .پس عاملان این ساز وبرگ هراس افگنی توسط کدام قدرت وبوسیله کدام محکمه قضائی دست وپا اولچک ودرپشت درهای عدالت وانصاف به نمایش قرار داده خواهد شد . از جانب دیگر ایالات متحده امریکا اگر واقعاٌ به حقوق بشر اعتنا دارد وخود را درزمره مسوولین تطبیق آن میداند ، پس چرا به حمایت عاملین بدبختی افغانستان ادامه داده واز توسعه میدان این کارزار یعنی ادامه جنگ به حامیانش نوید میدهد واز جانب دیگر دربخش عاملین داخلی باید اذعان داشت که درافغانستان کدام منبع ویا مرکز حراست از قانون وجود دارد که آقای ربانی رئیس حزب جمعیت اسلامی را محاکمه غیابی وفرماندهانش را به محکمه جنایات جنگی ویاعدالت انتقالی بکشاند آیا اعضای رهبری شورای نظار ، آقای سیاف ، آقای دوستم ، آقای مولوی محمد نبی ، آقای اسمعیل خان ، آقای حکمتیار ، آقای محسنی ، آقایون رهبری احزاب نه گانه وحدت اسلامی افغانستان وصدها آقای دیگر که هرکدام به مثابه کوهی خود را ظاهر میسازند ، به پای محکمه کشانده میتواند . این حرف های غیرقابل تطبیق وفیصله عادلانه بوده ، هیچ نوع امید را نمیتوان درفیصله های قضائی این محاکم جستجو کرد زیرا قرارشرعی جناب قاضی به اتکای اسناد وشواهد اثباتیه روشن وبدون دخالت انواع هدفمندی اهل غرض صادر وبدان میتوان کلیمه عدالت را استعمال کرد. که این خواست هرگز درجوامع قبیله ئی وخود اندیش چون افغانستان میسر شده نمیتواند.

رخ دیگر این قضیه همواره به منظور ترساندن وفروکش دادن احساسات مردمی درکشور مطرح میگردد که دراوضاع واحوال فکری مردم افغانستان وفق داشته زیرا مردم از حاکمیت دولتی امروز بریده ، دولت ونیروهای امنیتی آنرا چون بارآتشین برشانه های وزنده گی خویش احساس می نمایند . تطبیق عدالت انتقالی بجز دردسر های اضافی چیزی دیگری را برای این سرزمین درقبال نخواهد داشت . زیرا تاکمک کننده گان وروبراه کننده گان این حوادث خونین چون خارجی ها یکجا وپهلوی مرتکبین داخلی جرم وجود نداشته باشد حاضرشدن کسی تحت هیچ بهانه به این محکمه قابل قبول وتائید نخواهد بود . موضوع دیگریکه باید اذعان گردد براٌتی است برمرتکبین جرایم گذشته ها از جانب پارلمان افغانستان . پارلمان افغانستان با پیش کشیدن فرهنگ معافیت درزمان حکومت آقای کرزی به چنین خدمت گزاری وحمایت قطعی از مرتکبین جنایات درافغانستان متوصل وراه را بروی چنین محکمه ها مسدود نمودند.

اجرا وتطبیق عدالت انتقالی درچنین اوضاع واحوال مفهوم اجرای عادلانه نداشته ، ایجاد گرتوهمات است به نفع حاکمیت های استبدادی وهمراهان رنگ گرفته نقض حقوق بشری آنها که شاید روزی بدون تمسک به اجراات عدلی وحفظ حقوق انسانی توسط آنان درمنصه اجرا قرارداده شود واز این وسیله ممکن بسی کسان بی گناه درزیر چوبه دار بجای گناه کاران وناقضین حقوق انسانی قرارگیرند.

درفرجام به اتکای این نظریات ارایه شده همانا بجای میرسیم تابگویم وای بحال ان کسی که قربانی این جنایات غربی ها وشرقی ها شده ووای بحال کسی که منبعد نیز دراین راه همه چیزی خویشرا از دست میدهد . اکنون جای انست که مردم افغانستان بخاطر اعاده حقوق خویش ، دامن محکمه هاگ وسازمان حقوق بشرجهانی را گرفته ازتمامی کشورهای دخیل بطور مستقیم وغیرمستقیم درجنگ افغانستان باید طلب اعاده حیثیت ، آبرو وخسران مالی ومادی را بنمایند . زیرا این کشور ها ومنابع استخباراتی آنها به نزد مردم مظلوم افغانستان محکوم ابدی بوده وغیر قابل عفوه شمرده میشوند . آنها اند که باید اماده گی خویشرا به منظور حضور داشت درمحکمه عدالت انتقالی بگیرند . جزای عمل به مرتکبین ان داده شود نه به شمارش حساب (بیست ) این ادعای تحقق عدالت انتقالی و سایر مسایل مربوط به ان بایست درچانته اقتضای حل وفصل مطالب دیروز وامروز استفاده معقول فردا دروجود جای مناسب که نماینده گی از حاکمیت قانون کرده بتواند قرارداده شود ، بس.

با تقدیم حرمت

محی الدین سجستانی

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.