یادداشت هیأت رئیسه حزب متحد ملی افغانستان درمورد بن بست پروسه وحدت

we1

یادداشت

هیأت رئیسه حزب متحد ملی افغانستان

مورخ / 11   / جوزا / 1396

سرنگونی حاکمیت حزب وطن بمثابه بزرگترین قربانی جنگ سرد، که فروپاشی نسج اجتماعی جامعه افغانی را در قبال داشت، بحران افغانستان را وارد مرحله جدید تر وعمیق تر نمود وکشور را بار بار در اشغال نیروهای اجنبی قرار داد. او ضاع تازه شکل گرفته در مرحله پس از جنگ سرد ،نیرو های ترقیخواه و فعالان سیاسی افغانستان را در برابر سوال جدی نجات وطن و جلوگیری از درهم ریزی و آشفته گی مزید قرار داد و این سوال قبل از همه ضرورت باز نگری گذشته و اجتناب از تکرار اشتباهات را بمیان آورد.

فعالان سیاسی پراگنده شده در خارج کشور ، بخصوص آنعده ایکه در اروپا ساکن شدند و رویهمرفته به فضا و مکان امن تر دست یافتند این امرمهم را با جدیت بیشتر رویدست گرفتند. دقیقا بیست سال قبل از امروز به تعداد هفتاد نفر از فعالان سیاسی ، سابق اعضای حزب وطن ،دست و آستین بر زدند و بعد از 2 سال مشوره وتبادل نظر به یک خط فکری جدید دست یافتند که سنگ بنای جدیدی نهاد ،برای فعالیت آینده شد .

در این خط فکری جدید منجمله این نتیجه گیری بر جسته شد ه است که نه تنها جنگ سرد که دیدگاه ها و چارچوب های فکری شکل گرفته و نسخه های ایدیولوژیک آن دوران دیگر پاسخ گوی شرایط جدید نمی باشد. به این سبب طرح ها و دید گاه های جدید مطرح و پیشنهاد گردید. مبتنی بر این طرح ها ودید گاه های جدید در ماه اگست سال 2003 کنگره ای دربدترین شرایط سیاسی ونظامی به اشتراک بیش از یکهزار نفردر کابل دایر وحزب متحد ملی افغانستان را بنا نهاد.

حزب متحد ملی افغانستان ازآغاز فعالیت سیاسی خویش تا امروز به این باور پیوسته تاکید ورزیده و دراین ارتباط مقالات فراوان به دست نشر سپرده است که بحران افغانستان خیلی ها بزرگ و کثیر الابعاد میباشد و هیچ حزب و سازمان وهیچ قوم به تنهایی توان حل و فصل آنرا ندارد. به این سبب نیاز راه اندازی یک جنبش سراسری و فراگیر ملی را مطرح نمود. این دیدگاه، مسولین حزب را بسوی وحدت ها با جریانات مماثل کشانید. اما زندگی عملی یکبار دیگر بر این تیوری مهر تایید گذاشت که میان آرمان و زندگی واقعی فرسخ ها فاصله است. احزاب، سازمانها و حلقاتیکه در گرد دیدگاه های متفاوت بمیان آمده و شکل گرفته اند میتوانند در ائتلاف ها، اتحادها وغیره باهم همراهی و همکاری نمایند اما وقتی پای ادغام تشکیلاتی بمیان می آید ،مساله هویت برجسته می شود. مساله هویت عمیقا با اعتقادات فکری سازمانها ارتباط میگیرد. وقتی این مسایل که با ریشه و بنیاد حزب ارتباط میگیرد حل و فصل نگردد دعوا بر سر تشکیل و سهمیه بندی ها بالا می شود.

رنج جانگاه اوضاع مسلط کنونی کشور ، مسولین حزب متحد ملی و حزب ملی ترقی مردم افغانستان را در ماه جوزای سال 1395 یکبار دیگر بسوی وحدت و همکاری در چوکات یک حزب واحد کشانید. این دو رهبری در حالیکه تجارب گرانبهای شکست چنین همکاری را در سال 2012 در دسترس خود داشتند، بازهم یکبار دیگر در باتلاق همان اشتباهات گذشته گیر ماندند..

مطابق میکانیزم وحدت بین این دو حزب ، میبایست کنگره حزب (واحد) “متحد ملی ترقی مردم افغانستان” الی برج اسد 1395 تدویر میگردید ، ولی متاسفانه این روند زمانگیر شده و بلاخره به بن بست کشانده شد. جهت آگاهی همه رفقا جا دارد تا مشکلات سر راه این پروسه را که چرا این پروسه موفقانه انجام نپذیرفت ،مورد ارزیابی ومداقه قرار داده و اختلاف نظریات هردو جانب را انعکاس دهیم .

1-

الف : حزب ملی ترقی مردم افغانستان :” اساسنامه ومرامنامه حزب (واحد) ملی ترقی مردم افغانستان مطابق میکانیزم توافق شده مرعی الاجرا میباشد” .

ب: حزب متحد ملی افغانستان : “تجارب روند وحدت ها نشاندهنده آنست که الی تدویر کنگره حزب، تمام اسناد قبلی احزاب که درپروسه وحدت قرار دارند ، ازقوت اجرائیوی بازمنده و روند وحدت توسط طرزالعمل ها ، لایحه ها ، پلان های تدابیری ، فیصله ها ومصوبات مشخص وپیشبرده میشود . طرح اساسنامه ومرامنامه بعد ازتصویب کنگره قوت اجرائیوی می یابد” .

2-

الف: حزب ملی ترقی مردم افغانستان :” تمام اجراات مبتنی برمیکانیزم وحدت صورت گیرد” .

ب: حزب متحد ملی افغانستان : “ازاینکه میکانیزم وحدت بمثابه نقشه راه مشکل اجرائیوی دارد و عملا دیده می شود که تحقق پروسه ادغام در شوراها با مشکلات روبرو است و تا فعلا صرف 30 فیصد پروسه ادغام در شوراهای هردوحزب تحقق یافته است، بنابران ایجاب می نماید تا برای میکانیزم وحدت ، طرزالعمل مشخص اماده شود . قابل یاد دهانی است که این طرزالعمل ازجانب حزب متحد ملی افغانستان آماده گردید ، ولی متاسفانه رفقای حزب ملی ترقی مردم افغانستان درمورد ترتیب اثر ندادند”.

3- مطابق ماده 9 میکانیزم وحدت، کنگره حزب واحد بایدالی برج اسد 1395 دایر میگردید و دراثر توافق هر دو جانب قرار بر آن شد که محترم داود راوش الی تدویر کنگره پروسه را ریاست نمایند .

الف : حزب ملی ترقی مردم افغانستان :” رفیق راوش بحیث رئیس حزب ورفقا مالک ومیاگل خالد الی تدویر کنگره در راس حزب قرار دارند” .

ب: حزب متحد ملی افغانستان :” مطابق مواد مصرح در میکانیزم وحدت، کنگره حزب بایدالی برج اسد 1395 تدویر می گردید که هرچند تاریخ تدویر کنگره به برج میزان 1395 به تعویق افتاد ، متاسفانه الی اکنون از تعین تاریخ تدویرکنگره خبری نیست ، بنأ باید رهبری حزب مطابق توافق قبلی بطور دورانی، تعویض گردد”.

4-

الف :حزب ملی ترقی مردم افغانستان :” حزب (واحد) متحد ملی ترقی مردم افغانستان ثبت وزارت عدلیه شود”.

ب : حزب متحد ملی افغانستان :” انتخاب نام حزب (واحد) آینده از صلاحیت کنگره حزب است ودرمطابقت به قانون احزاب سیاسی باید کنگره همان حزب فیصله های شانرا در انتخاب رهبری ، نام حزب ، سمبول وتعداد اعضا به وزارت عدلیه بسپارد وبعد از طی مراحل قانونی مجوز فعالیت سیاسی دریافت میکنند”. باوجود موانع قانونی، نظر به تقاضای طرف مقابل، جانب حزب متحد ملی افغانستان موافقه خویشرا بصورت کتبی بوزارت عدلیه ارسال داشتند “.

5- مطابق میکانیزم وحدت، حزب متحد ملی افغانستان با حزب ملی ترقی مردم افغانستان یعنی منحیث دو حزب درپروسه وحدت توافق نموده اند والی تدویر کنگره اعضای دارالانشا ، هیأت اجرائیه وشورای مرکزی حزب ازهر حزب 50 فیصد رفقا توظیف گردیدند.

الف: حزب ملی ترقی مردم افغانستان:” حزب متحد ملی افغانستان با حزب ملی افغانستان وحزب ترقی مردم افغانستان روند وحدت را پیش میبرد یعنی سه حزب”.

ب: حزب متحد ملی افغانستان :” درک مسولین حزب متحد ملی افغانستان از آغاز این پروسه تا کنون چنین بوده است که جانب مقابل حزب واحدی است که قبلا از ترکیب دو حزب بوجود آمده و سازمان واحدی را تمثیل می نمایند . بهمین سبب در ترکیب ساختار های تشکیللاتی اصل 50 درصد در نظر گرفته شد. حالا که تدویر کنگره نزدیکتر می شود ، ایشان برای دو حزب سهمیه میخواهند و اصل 50 در صد را به 33 در صد کاهش میدهند.

6- جلسات نوبتی هیأت اجرائیه وشورای مرکزی درجریان یکسال حتی یکمرتبه تدویر نیافته است درحالیکه جهت رفع چالش ها و مشکلات فرا راه پروسه ادغام وتسریع پروسه وحدت دعوت جلسات فوق خیلی ضروری پنداشته میشود.

7- جهت بیرون رفت ازمشکلات سر راه پروسه وحدت وایجادفضای اعتماد ودوستی میان رفقا اعضای حزب متحد ملی افغانستان چه درداخل وچه درخارج ازکشورطرح ها ونظریات خویشرا کتبآ عنوانی دارالانشاء شورای مرکزی حزب متحدملی ترقی مردم افغانستان وهمچنان هیئت رئیسه حزب متحدملی افغانستان ارسال داشته اند که نه تنها به جواب آنان پرداخته نشده وبه آنها ترتیب اثرداده نشد، بلکه حتی ازجانب رفقای غیرمسئول در دارالانشاء حزب نامه های تهدید آمیز وتحقیر آمیز به آدرس آنان ارسال شد که خودباعث دلسردی رفقا برای تحقق این پروسه گردید.

حزب متحد ملی افغانستان بادرنظرداشت وضعیت بحرانی کشور وعدم امنیت دربعضی از ولسوالی ها و ولایات کشور پیشنهاد نمود که اگر زمینه تدویر کنگره درشرایط کنونی مساعد نیست ، غرض فعالیت مشروع حزب کنفرانس ویا جلسه شورای مرکزی را دعوت نمائیم وموضوعات عمده سیاسی را مورد تصویب قرار دهیم .

متاسفانه جلسات دارالانشا حزب همیش در فضای متشنج تحقیر، تعجیز وتخریب دایر گردیده است ، پس چگونه میتوان درچنین فضای بی اعتمادی به مبارزه مشترک سیاسی آینده باورمند بود ؟ .باید صراحت داد که این نوع برخوردها درمغایرت صریح با پروسه وحدت قرار دارد وبیانگرخودخواهی، خود محوری ، خود بزرگ بینی ونفی دیگران است. آنانیکه درجلسات دارالانشا مورد تحقیر وتعجیز قرار میگیرند هرکدام از ایشان شاید به دفعات بیشتر ازدیگران در بین حزب و جامعه ودر میان اقشار مختلف صاحب نقش بارزی باشند. ما الزاما باید درس های بزرگی از تاریخ ومخصوصأ تاریخ چهار دهه اخیر کشور خویش بگیریم،رعایت اصول و نورم های مدنی در حیات سیاسی ودربرخورد ما با سایر عرصه های حیات سیاسی کشوردرجه وطنپرستی ومردم دوستی ما را بیان میکند. ما این دوستان را به واقع بینی، خویشتن داری،انتباه منطقی از دیروزودرک سالم ازامروز دعوت میکنیم.

پیشنهاداتیکه از جانب شوراهای حزب متحد ملی افغانستان منجمله شورای اروپایی آن به دسترس قرار گرفته است عمدتا این است که قبل از قدم گذاشتن در راه ادغام و تشکیل سازی موازی با آن باید در یک گفتمان زنده و سازنده اشتراک ورزید و مشکلات عمده واساسی را از آنطریق رفع و سپس پروسه را پیگیری کرد.اما تا جاییکه دیده می شود جانب مقابل از گفتمان شانه خالی میکنند وعلاقمندی بیشتربه ساختارتشکیلاتی نشان میدهد .

تجربه نشان داد که حلقاتیکه از گفتمان فرار میکنند معمولا به تشکیل روی می آورند و منتقدین خود را با برخورد های بیروکراتیک و اوپراتیفی می ترسانند. مصوبه صادر میکنند و اخطار میدهند. همه باید بدانند که ما مخالف وحدت نمی باشیم. ما از اوضاع کشور برداشت عمیق داریم و ضرورت جدی به وحدت نیرو ها را خوب و از همه بهتر درک میکنیم. اما وحدتیکه با اختلاف آغاز شود با اختلاف از بین می رود. تجربه درد ناک و اما گرانبهای وحدت خلقی و پرچمی در سال 1355 و تلاش نافرجام 6 سال قبل میان همین دو حزب را همه بیاد داریم . به این سبب پافشاری ما روی همین نکته است که قبل از آنکه قدم های بعدی برداشته شود این مشکل را باید حل کرد. چنانچه همیشه گفته ایم حزب اصلا فکر و اندیشه است نه تشکیل. تشکیل وسیله است. ما باید بدانیم که حزب واحدی که از وحدت این دو حزب بوجود می آید چه اندیشه ای را دنبال میکند ؟. زیرا این مسئله برای ادامه کاروفعالیت سیاسی ما خیلی با ارزش وضروری است. ازدید ما زمان آن فرا رسیده است تا با یک فکر و اندیشه روشن وواضح جایگاه خویشرا درجامعه تثبیت وبرای مردم باید تفهیم نماییم که دراین شرایط بغرنج و لحظات تاریخی وسرنوشت ساز ما جزخدمتگذاری به ایشان ودفاع ازمنافع علیای کشورما به هیچ چیزدیگری نمی اندیشیم .

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.