بیانیه محترم نورالحق علومی رهبر حزب متحد ملی افغانستان در پنجمین کنگره حزب

ol1

بنام خداوند توانا و دادگر

بیانیۀ اساسی پنجمین کنگره حزب متحد ملی افغانستان

کابل – مؤرخ / 19   /   اسد / 1396 / 9 / اگست 2017

مهمانان عزیز ومتنفذین عالیقدر اقوام مختلف کشور، روحانیون وطنپرست، اعضای محترم کوردیپلوماتیک کشور های دوست مقیم کابل، نماینده گان محترم احزاب سیاسی، سازمانهای اجتماعی و جامعه مدنی، نماینده گان محترم منتخب حزب متحد ملی افغانستان، اجازه دهید تا از نام هیئت رهبری حزب متحد ملی افغانستان حضور هریک شما را درپنجمین کنگرۀ حزب متحد ملی افغانستان خیر مقدم گفته مراتب امتنان و سپاسگزاری عمیق خویش را بمناسبت اشتراک فعال شما دراین محفل ابراز نمایم.

دوستان گرامی

پنجمین کنگرۀ حزب متحد ملی افغانستان در شرایطی برگزار میگردد که اوضاع جهان کماکان بی ثبات و متشنج است. جهانی که در آن زیست می نماییم هیچگاهی به اندازه امروز نا امن و غیر قابل پیش بینی نبوده و در هیچ گوشه ای از کرۀ زمین سراغ نمی گردد که به آن مکان امن اطلاق نمود. در تمام جهان بنحوی نا امنی و کشتار بگونۀ مستمر جریان دارد. منطقه ای که ما در آن زیست داریم به یک حساب از چهل سال به اینطرف و به یک حساب دیگر از هفتاد سال به اینطرف در آتش نا امنی و جنگ می سوزد. مردم ما اعم از جوان، پیر، زن، مرد بدون استثنا از بین رفته و زیر بنا های اقتصادی، علمی، فرهنگی و سیاسی ما صدمه می بیند. در یکنیم دهۀ اخیر به شدت این آتش افزوده شده است.

دوستان عزیز

در دوران جنگ سرد دو قدرت بزرگ که در رأس دوقطب جهانی قرار داشتند، در واقع به نحوی، مسؤول تأمین امنیت قلمرو فکری و اندیشوی خود نیز بودند. به همین سبب جهان از لحاظ امنیتی در یک موازنه قرار گرفته بود. اما در فاصله زمانی بیش از دونیم دهۀ که از ختم جنگ سرد میگذرد و نظام جهان یک قطبی گردیده است، نه تنها اینکه نظم نوین جهانی استقرار نیافت، و قدرت و یاقدرت های بزرگی که بتوانند به عنوان نیروی نظم دهنده جهان عمل کنند، شکل نگرفته است.

بلکه در خلای چنین یک قدرت های بزرگ، قدرت های محلی و منطقوی سر بلند نموده و تشویق شده اند تا با مداخله در امور کشورهای اطراف خود، میدان وسیع تر مانوربرای خود بدست بیاورند. در واقع با ختم جنگ سرد جهان وارد مرحله نوینی از مناسبات شده است و می توان گفت که ما در قرن بیست و یک شاهد حوزوی شدن مناسبات هستیم.

طوریکه تذکر یافت نظام دوقطبی توانسته بود امنیت جهان را به شکل بهتر تأمین نماید. اما بنابر این حقیقت که پایه های آن بر بی عدالتی بین المللی استوار بود درگام نخست بیش از یکصد و ده کشورازآن دو قطب فاصله گرفتند و اسم خود را غیر منسلک گذاشتند و ثانیا اینکه، آن بی عدالتی نمی توانست بحرانی را در بطن خود نداشته باشد. بحران امروز در واقع حاصل مستقیم بی عدالتی نظام دو قطبی دیروز است.

آنچه امروز بشریت به آن احتیاج دارد برقراری یک نظام عادلانه و دموکراتیک جهانی است.

 دوران نظم کهنه و نهاد کهنۀ ملل متحد هم مدت ها است سپری شده است. ملل متحد باید تجدید سازمان شود. عدم تطبیق مصوبه های این سازمان بخاطر حمایت قدرت های بزرگ از کشور ها و رژیم های معین سبب نا امنی مزید و لاینحل ماندن دشواری ها در مناطق مختلف شده است مانند معضل فلسطین و اسراییل.

رفقا و دوستان

افزون برآنچه گفته آمدیم، امروز ایالات متحده امریکا بحیث نیرومند ترین کشور جهان، با ترک یکجانبه پیمانهای ( تی، پی، پی)، ( نفتا ) و توافقنامۀ ( پاریس ) در مورد آب وهوا در واقع از موقف قبلی اش بحیث رهبر جهان آزاد کنار رفت. حالا پر کردن این خلای بزرگ از یکسو و سمت دهی جهان سرمایه از جانب دیگر هم جهان غرب و هم مناسبات غرب با کشور های دیگر را بی موازنه می سازد که خود مایۀ اندیشه است.

تروریزم بمثابه عامل تهدید کننده صلح و ثبات جهان هنوز با قوت عمل میکند. سوریه، عراق، لیبیا، یمن و افغانستان کماکان نقاط داغ و آتش زای جهان شمرده می شوند. عدم هم آهنگی و همسویی در مبارزه علیه تروریزم در سطح جهانی و نبود صداقت در این مبارزه از جانب دیگر، سبب شده است که حاصل خون هزاران انسان بی گناهی که در هر گوشۀ جهان در این راه میریزد، ثمرۀ دلخواه در قبال نداشته باشد. 

مراکز بزرگ داعش در عراق یعنی شهر موصل و در سوریه شهر های الیپو و رقه پاک سازی شد و اما سوا ل این جاست که داعش در این دو کشور فقط جغرافیه ازدست داده است اما خود زنده است. نهادی که در سطح جهان عضویت آن به اساس گزارشات رسانه های بین المللی به نه ملیون نفر رسیده است میتواند “موصل ” های دیگر و “الیپو “های دیگر بوجود بیاورد. یمن، لیبیا، فیلیپین، پاکستان و شمال افغانستان مناطقی اند که داعش در آن لانه خواهد کرد.

ادامه سلسله آزمایشات راکت های بالستیک در کوریای شمالی و ایران مناسبات میان ایالات متحده امریکا و این دو کشور را تا سرحد بر خورد نظامی متشنج ساخته است. سیاست های ایالات متحده امریکا چه در رابطه به کوریای شمالی و چه در رابطه به ایران باعث شده است که امروز هر دو کشور از ترس تهاجم نظامی ایالات متحده خود را با انواع سلاح های پیشرفته اتمی و غیر اتمی مجهز سازد و این تهدیدی است برای صلح و امنیت جهان.

دوستان عزیز

سیل بی انتهای مهاجرین و پناهنده ها از شرق میانه و شمال افریقا و افغانستان بمثابه نتیجه مستقیم جنگها، نا امنی ها، بیکاری و فقر در این مناطق معضله دیگری است که جامعه جهانی را بخود مشغول ساخته است. مگرآنچه به ما تعلق میگیرد، تجارب تلخ چهار دهۀ گذشته است که چسپیدن صرف به ابرقدرت ها نه تنها به منافع ما نبوده بلکه شیرازه های سیاسی، اجتماعی واقتصادی کشور را نیز ازبین میبرد.

باید از فرُصتی که برای ما مساعد گردیده است بزرگترین استفاده را برای تأمین صلح، بازسازی کشور، اتحاد ملی و منافع ملی نماییم و برای هیچ کشور و حتی هیچ گروه و یا شخص اجازه ندهیم که ازشور واحساسات ملی ومذهبی ما بخاطر منافع خویش استفاده نمایند.

دوستان عزیز

در طی مدت سپری شده میان دو کنگره اوضاع در داخل کشور نه تنها هنوز از ثبات لازم بر خوردار نشده است که هر روز بطرف بی ثباتی مزید لغزانده می شود. تروریزم سازمانداده شده از داخل پاکستان هر روز در هرگوشه و کنار کشور قربانی میگیرد.

بحران افغانستان دارای ابعاد گوناگون است و خیلی ساده پنداری خواهد بود هرگاه آنرا صرفاً در وجود تروریزم خلاصه کنیم. بحران افغانستان دارای لایه های مختلفی است که روی هم انبار شده و هیولای مدهش و خطرناکی را بوجود آورده است. این لایه ها را میتوان به ترتیب آتی شناسایی نمود.

اول: دشواری های بجامانده از دوران استعمار انگلیس مانند معضله خط دیورند و مناسبات متشنج با پاکستان.

دوم: معضلات بجامانده از دوران جنگ سرد مانند بنیاد گرایی اسلامی و تروریزم، گروپ های مسلح غیر مسول، جنگ سالاری، معضله مهاجرین و بی جا شده ها وغیره…

سوم: دشواری های بجا مانده تاریخی ناشی از جابجایی اقوام باهم برادر کشور در ساختار قدرت.

دوستان

درسال روان خونین ترین حوادث تروریستی ثبت تاریخ دو دهه اخیر کشور ما گردید که تلفات ناشی از چند حادثۀ اخیر آن به بیش از سه هزار نفر رسید. حادثه بیمارستان چهارصد بستر، قطعه 109 در مزار شریف، حادثه وزیر اکبر خان، حادثۀ سرکاریز ناحیه سوم، سربازان اردو در شهر قندهار، حادثۀ مسجد جوادیه شهر هرات و حادثه خونبار صیاد سرپل در یکنیم دهۀ گذشته بی سابقه بوده است. تأسف آور است که امروز با صرف تقریبا یک تریلیون دالر و حضور بیش از یکنیم دهه جامعه بین المللی در افغانستان، ما فقط شاهد وخیم تر شدن اوضاع هستیم. مشکل ما تنها جریان خون نیست، مردم از کتگوری های مختلف بخاطر بیکاری و نا امنی، کشور را ترک و از راه های مختلف و خطرناک که تلفات جانی نیز در قبال دارد، خود را به اروپا می رسانند.    

وضع اقتصاد رو به وخامت است. بیکاری و بی روزگاری بیداد میکند. افزایش در ساحۀ کشت کوکنار و متناسب به آن افزایش وحشتناک به تعداد معتادین در کشور، واقعاً مایۀ تشویش است. فساد فزاینده در دستگاه دولت خود مایه، قسمت بزرگ نا امنی هاست. حکومت وحدت ملی نتوانست، در عمل، به محور تأمین وحدت ملی، مبدل شده و به وعده های خود جامه عمل بپوشاند. تشنج و بی ثباتی و عدم تفاهم در دستگاه رهبری دولت باعث آن شد که حلقات و ائتلاف های جدید شکل بگیرد و گره های تازه بر گره های گذشته بیندازد.

در این همگرایی های جدید و ائتلاف های ایجاد شده که گرایش های قومی و ملیتی در آن بر جنبه های فرا قومی و ملی آن چربی میکند قابل توجه بیشتر است. هرچند شکل گیری ائتلاف ها در حالت عادی طبیعی و نورمال است هرگاه دیدگاه ملی و منافع ملی هدف شان باشد میتواند در راه استقرار ثبات و سازندگی نقش مهمی بازی نماید. اما ائتلاف اقوام و ملیت ها از این امر مستثنی است و میتواند تاثیرات عمیقتر، سازنده تر و یا ویرانگر تر از خود بجا بگذارد.

در سطح منطقه وی کشور همسایۀ شرقی ما پاکستان بنابر دشمنی پیشین تبر عداوت در کف گرفته برای بی ثباتی و نا امنی ما از هیچگونه تلاشها معاندانه دریغ نمی کند و خلاف نورمهایی بین المللی از یک طرف گروپهای مختلف تروریستی را در خاک خود تربیه، تجهیز و آماده نموده و به افغانستان میفرستند و از جانب دیگر تحرکات نظامی را در سرحدات افغانستان براه انداخته ثبات سیاسی و اقتصادی کشور مارا ضربه میزند. اگر چه به گفته معروف که “چاه کن خود در چاه است” ازتأثیرات سوء اعمال خود در امان نمانده بلکه مردم پاکستان بهای سیاست نادرست حکومت شانرا می پردازند. کشور ایران اگر تا دیروز روابط محرمانه با تروریزم در وجود طالبان محکم کرده و با طالبان کمک اسلحه و مهمات می نمود امروز به صورت آشکارا به بهانۀ معضلات آب به تحرکات خود در کشور ما ادامه میدهد.

دوستان عزیز  

در بالا اشاره نمودیم که بحران افغانستان نتیجه اثر گذاری عوامل گوناگون است که به شکل متقابل عمل نموده و بحرانی را بوجود آورده است که در سطح آن تروریزم اما درعمق آن عوامل تاریخی قرار دارد. یکی ازاین عوامل مسأله جابجایی قدرت است. نظام سیاسی سنتی که افغانستان معاصر را بوجود آورد و مدت دونیم قرن ادامه یافت قوم محور بود( به استثنای چند صبای دورۀ حاکمیت ح . د . خ . ا ). در دونیم دهه ای که از فروپاشی نظام سنتی ما میگذرد نظام جدیده شکل نگرفته است. اقوام و ملیت های باهم برادر ما هنوز جایگاه خود را در نظام نمی یابند و نظام را از خود نمی شمارند.

قانون اساسی جدید که بر پایه اقتصاد بازار آزاد تدوین گردیده است، انتخابی بودن رهبری دولت یعنی ریس جمهور را تسجیل نموده است. بر بنیاد قانون اساسی، امروز کشور ما دارای رسانه های گسترده و آزاد میباشد. این را میتوان بزرگترین دست آورد مردم افغانستان در قرن بیستم تلقی نمود. اما؛ در چهل سال سپری شده همچنان انواع گوناگون سا ختارها و سازمانهای بنیاد گرای مذهبی را بر جامعۀ افغانی تحمیل نموده است.

این سازمانها که متأسفانه مسلح و از لحاظ اقتصادی پرقدرت و دارای تکیه گاه های بیرونی نیز میباشند در نقطه مقابل قانون اساسی جدید و مواد دیموکراتیک آن قرار دارند که مسأله حفظ نظام را در آینده بمخاطره مواجه می سازد. بنابرآن دو مسأله در برابر ما عرض اندام میکند: 1- حفظ نظام 2- جابجایی ملیت های با هم برادر کشور در ساختار دولت

هردو مأمول قابل دسترسی خواهد شد هرگاه دموکراسی در کشور حفظ گردد و ضمانت های قانونی بوجود آورده شود تا هیچ نیرویی آنرا مورد تهدید قرار داده نتواند و بنیاد گرایی به هیچ شکل و فورم آن نتواند دموکراسی و رسانه های آزاد کشور را قربانی اهداف ایدیولوژیک خود کند. این در صورتی ممکن میباشد که:

  • ضمانت قانونی جلوگیری از ایدیولوژیک شدن نظام سیاسی کشور بوجود بیاید. مؤسسه دولت تکنوکرات ساخته شده و از هرگونه تمایلات ایدیولوژیک دور و مبرا نگهداشته شود. میتوان بشکل یقینی حکم کرد که یک نظام ایدیولوژیک، راست و یا چپ، چنانچه تجربه نشان داد، هرگز نمی تواند دموکرات شود و ثانیاً مسألۀ جایگاه سیاسی اقوام و ملیت های افغانستان تثبیت ناشده باقی می ماند.

2- مسأله جابجایی اقوام و ملیت های باهم برادر کشور در سیاسی یک مسأله جدی وضمنا پیچیده میباشد. باید یاد آور شد آنطوریکه بعضاً ادعا می شود که افغانستان از لحاظ اجتماعی در مرحلۀ قبل از تشکیل ملت شدن قرار دارد. تشکیل ملت یک پروسۀ تاریخی (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ) است که در طی زمان و با برنامه های منظم میتواند صورت گیرد. در این رابطه سه ملاحظۀ ساده را میتوان مطرح نمود:

الف) از لحاظ اقتصادی باید زیر بنای صنعتی و تجارتی رشد داده شود و راه ها مواصلاتی ( جاده های موتر رو و خط ریل ) در کشور احداث گردد و با الوسیله گوشه های مختلف کشور را بهم وصل نماید و مردم بحیث شهر وند در هرگوشه کشور از حقوق ثابت شهروندی برخوردار گردد.

ب) از لحاظ سیاسی جایگاه هرکدام از اقوام کشوردر اهرم قدرت طوری تثبیت شود که اولا مردم خود را در نظام بیابند و نظام را از خود بشمارند.

ج) کار با برنامه در راه استحکام وحدت ملی و ملت واحد از طریق راه اندازی برنامه های آموزشی از طریق رسانه ها روی دست گرفته شود.

– حزبی شدن دولت: دموکراسی بدون حزب در واقع یک دموکراسی ناقص است. پنجاه سال قبل ما دموکراسی بدون حزب را در زمان سلطنت محمد ظاهر شاه تجربه کردیم و دیدیم که چنین نظام فاقد کار آیی است بخصوص در لحظاتیکه سراپای جامعه را نا امنی و بحران فرا گرفته و بقای کشور زیر سوال قرار دارد.

در چنین لحظات قرار گرفتن یک شخص ولو هر قدر توانا هم باشد در رأس قدرت نمی تواند بحران را مهار نماید. حزب متحد ملی افغانستان در طی سالهای سپری شده پیوسته این صدا را بلند نموده است که باید برای سهم گیری احزاب در قدرت دولتی زمینه مساعد گردد.

دوستان گرانقدر!

در طول زمانیکه از سقوط حاکمیت حزب وطن میگذرد، آن حزب در خطوط مختلف فکری به ساختار ها و سازمان ها متعدد تقسیم شده است که در رأس هر کدام آن شخصیت ها و اعضای سابق آن حزب در داخل و خارج کشور قرار دارد.

در این جا به جا میدانم به پیشگاه آنانیکه با پایمردی، متانت و احساس مسؤولیت در برابر وطن، طیف وسیع ترقی خواهان و عناصر ملی و دموکرات را بگرد اهداف داد خواهانه و مترقی به سود وطن و قوت های میلیونی مردم ما بسیج نموده اند عرض تعظیم وتسلیم بجا آورم.

حزب متحد ملی افغانستان نیز یکی از آنجمله می باشد که برای نخستین بار بتاریخ 28 اسد سال 1382 اعلام موجودیت نمود.

بنیان گذاران حزب متحد ملی افغانستان چه در داخل و چه در خارج از کشور اصلاً کادرهای دیروز حزب وطن هستند که در نتیجه تحلیل او ضاع کشور، منطقه و جهان، بعد از مشوره های طولانی به نتایج و دیدگاه های تازه نسبت به مشی آینده حزب و چشم انداز انکشاف حوادث رسیدند. و از برخی دکتورین سنتی، که حزب وطن (حزب دموکراتیک خلق) بر مبنای آن بنا یافته بود فاصله گرفتند.

اکنون حزب متحد ملی افغانستان خوشبختانه به یک حزب سیاسی سراسری مبدل شده است. اعضای قهرمان حزب شامل تمام اقوام و قبایل مختلف کشور در 32 ولایت و 241 ولسوالی کشور در 1322 سازمان محل زیست فعالیت سیاسی خویش را در روشنایی مرام نامه و اساسنامۀ حزب با مراعات قوانین موضعه، به پیش می برد.

مهمانان عالیقدر

وظیفۀ ما به عنوان یک حزب و یک سازمان سیاسی دارای یک آرمانی که جز مصالح علیای کشور و ایجاد یک جامعه مرفه، متمدن، مبرا از هر نوع تبعیض، یک افغانستان مستقل آزاد و سربلند، یک خانه با عزت و مشترک برای همه افغان ها صرف نظر از قومیت کیش و آیین، نژاد و جنسیت و تأمین زندگی صلح آمیز مملو از صفا و صمیمیت اخوت و برادری چیزی دیگر نمی باشد، امنیت که در این شرایط پیچیده ما که بحران کشور خیلی بزرگ و کثیر والابعاد است و نیروهایی باز دارنده در وجود دولت و یا سازمانها و احزاب سیاسی خیلی ها کوچک و نا توان اند، ما از روز تأسیس حزب متحد ملی افغانستان بدینسو پیوسته این مسئله را مطرح نموده ایم. که: بحران افغانستان مهار نمی شود مگر در همدستی و اتحاد آگاهانه و صادقانه مردم ما و همچنان راه اندازی یک جنبش بزرگ ملی که بتواند مسایل کشور را در کلیت آن مطرح نماید.

برای این منظور چندین بارسعی کردیم با احزاب همسو دریک وحدت تشکیلاتی به ساختار های بزرگتر دست یابیم اما هر مرتبه با تأسف بجای آب به سراب رسیدیم و بر روی احساسات و هیجانات ما آب سرد ریخته شد. باید واقع بینانه و بدون کم وکاست مسایل را مطرح نمایم. هر نوع مبالغه وخود بزرگ بینی مارا به بیراهه می کشاند و مشکل ما را حل کرده نمی تواند.

دوستان عالیقدر

مسألۀ وحدت و همسویی سازمانی میان این حلقات، هربار در حالی مطرح گردیده است که اطراف وحدت کننده با تکیه بر مواضع فکری خود، دسترسی به یک تشکیل واحد را مطرح و راه اندازی نمودند. تجربه بار بار نشان داده است که وقتی پای ادغام تشکیلاتی در میان می آید مسأله هویت برجستگی کسب میکند. هرگاه در پروسۀ وحدت به حل مسأله هویت کم بها داده شود، سهمیه بندی های تشکیلاتی کسب اهمیت میکند وبدون غلبه یکی بر دیگر نمیتواند عملی گردد.

به همین سبب هر مرتبه مساعی ما با درد سر های فراوان ختم و هرکدام پی کار خود رفتند. آخرین مرتبۀ آن میان حزب متحد ملی افغانستان و حزب ملی ترقی مردم افغانستان، طی اعلامیه ای در 6 جوزای 1395 آغاز گردید، پس از یک سال زحمت همین دو ماه قبل خاتمه یافت. از نظر ما این اقدامات شریفانه و وطنپرستانه تلاش هایی بود عمیقاً مسؤولانه و در راه نجات کشور، اما؛ با تأسف در هر مرتبه همان یک اشتباه بار بار تکرار گردید. هر مرتبه بدون بررسی نواقص و اشتباهات مرتبۀ قبل و بدون در نظرداشت تجارب تاریخی برای ادغام تشکیلاتی کار آغاز گردید وهمان اشتباه را دوباره تکرار کردیم.

ما مشکلات ناشی از این روند را دریادداشت مؤرخ 11 جوزای 1396 هیئت رئیسه حزب متحد ملی افغانستان برجسته نموده ایم. برعلاوه اینکه آنرا به شوراهای ولایتی حزب ارسال داشتیم واز طریق ارگان نشراتی حزب آنرا نیز منتشر نمودیم؛ ولی نسبت عدم دسترسی بعضی نماینده گان منتخب کنگره به خدمات انترنتی میخواهم یکبار دیگر بطور فشرده اختلاف نظر هردو حزب را با تفکیک بیان نمایم. اعضای محترم حزب که به آن دسترسی نداشته باشند دوباره در دسترس شان قرار می گیرد.

رفقای عزیز

ما در حزب متحد ملی افغانستان درد ملت و دشواری های لحظه کنونی کشور را خوب درک میکنیم و نیک میدانیم که به همکاری و اتحاد نیرو های ترقی خواه کشور ما می توانیم هوای تازۀ به بدنۀ نیم جان کشور خویش بدمیم. دوری وپراگندگی فقط رنج و عذاب مردم و کشور ما را طولانی تر می سازد و هرکدام از این حلقات را با مرگ تدریجی از صحنه کنار می زند. قبل از آنکه بسیار دیر شده باشد، باید دست به دست هم داد. برای رسیدن به این مأمول راه های مختلف میتواند وجود داشته باشد. میتوانیم در یک اتحاد و یا ائتلاف و یا هم ادغام تشکیلاتی باهم همکاری کنیم. اما؛ چنانچه در بالا گفته شد، قبل از همه باید از طریق یک گفتمان زنده و سازنده یکدیگر خود را بهتر شناسایی نموده وتفاهم و اعتماد ایجاد نماییم.

من با استفاده از فرصت و این تریبیون با اعتبار، مسؤولانه و با اعتماد کامل به نفس یکبار دیگر دست وحدت را بسوی همه دوستان و یاران دراز میکنم و امید وارم این نظر مارا با جدیت مورد بررسی قرار دهند.  

مهمانان گرانقدر!

حزب متحد ملی افغانستان در مدت یک سال و شش ماه گذشته که رهبری حزب بنا بر اشغال عهده وزارت امور داخله کشور و با رعایت از قانون بگونۀ مؤقت از رهبری حزب بدور ماندند، بنابر ضعف رهبری در وجود سر پرست حزب به یک سلسله دشواری های مواجه شده بود که به اثر آن روابط سیستماتیک دفتر مرکزی با شورا های حزبی داخل کشور و شوراهای حزبی بیرون مرزی قطع گردیده بود، مصوبات هیئت رئیسه و دساتیر حزبی به هیچ یک از شورا بموقع ابلاغ نمی گردید. خوشبختانه بعد از ریشه یابی و بذل توجه بموقع به نارسایی ها با اقدام اصولی رفقای متعهد هیئت رئیسه این نقایص رفع شد و روابط سالم حزبی بین دفتر مرکزی و شوراهای حزبی و لایات و شورا های حزبی بیرون مرزی دوباره تأمین شده و حزب در مسیر سالم آن قرار گرفت. اکنون حزب متحد ملی افغانستان بمثابۀ تن واحد در مسیر اصولیت حزبی به پیش میرود. اما اعضای حزب مکلفیت دارند برای از میان بر داشتن کلیه مظاهیر منفی آن باز هم مساعی بخرج بدهند و غافل نباشند.

دوستان وهمرزمان عزیز!

تجارب چهار دهۀ اخیر کشور به تمام فعالین سیاسی و حلقات مختلف سیاسی، روشنفکران مترقی و شخصیت های مستقل ملی و دموکرات این درس بزرگ را آموخته است که هیچ سازمان و تشکلی اجتماعی بدون در نظر داشت خواستها و شرایط عینی جامعه، سنن، عادات پسندیده جامعه و مردم نمیتواند گامی در جهت تکامل و پیشرفت اندیشه مردمی خود به جلو بردارد. همچنان وقتی یک ملت با طرح ها و برنامه یک دولت و یا یک حزب سیاسی روی توافق نشان ندهد. آن دولت با همه قدرت و حزب با تمام نیرو فکری و ذهنی عمر دراز نخواهد داشت و خواهی نخواهی رو به زوال میرود.

حزب ما متکی به تجارب حاصله در پهلوی تعمیم و ترویج خطوط فکری حزبی و تحلیل اوضاع و شرایط کنونی که کشور به چالشهای متعددی مانند نا امنی و بی ثباتی، قانون شکنی و زور سالاری، رشد فراتر از تصور فساد اداری و معضل بیکاری و فقر گسترده، تولید روز افزون مواد مخدر و معتادین و ازهمه مهم تر زیر سوال رفتن وحدت ملی رو برو است، به منظور جلب همکاری بیشتر مردم برای مبارزه با نابسامانیهای موجود دفتر ارتباطات مردمی را ایجاد نموده است.

هدف از ایجاد دفتر ارتباطات مردمی:

استقامت اساسی کار دفتر ارتباطات مردمی را دیدار با طیف وسیع جامعه از جمله نماینده گان منتخب مردم در شورای ملی کشور، متنفذین اقوام، روحانیون وطندوست، نماینده گان احزاب سیاسی، سازمانهای اجتماعی، جامعۀ مدنی، اتحادیه های جوانان، کادرهای رهبری دانشگاه ها و اساتیذ مکاتب تشکیل می دهد.

دفتر ارتباطات مردمی روی موضوعات عمدۀ جامعه در جهت تفاهم ملی، حفظ هویت ملی، حاکمیت ملی و حفظ استقلال کشور، جمعبندی و منسجم ساختن افکار مردمی غرض رفتن بسوی سیاست های بزرگ کشور و جلوگیری از هم پاشیده گی نظام و سمت دهی تأمین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی و بالاخره تأمین صلح و ثبات در کشور، اقدام به ایجاد نهاد ملی نموده که ممثل اراده مردم بوده، حضور و تصمیم مردم را در اولویت کاری خود قرار داده است.

حزب متحد ملی افغانستان اراده بر آن دارد تا در کنار ایجاد دفتر ارتباطات مردمی، سایر فعالیت خویش را نیز در سطح کشور با برنامه های مشخص توسعه بخشیده و دست آورد های شان را با رویکرد های متناسب به امروز مضاعف سازدکه بصورت فشرده مواضع حزب متحد ملی افغانستان در عرصه های مختلف ازاینقرار است:

1- درعرصه سیاسی

افغانستان بحیث کشور واحد وتجزیه ناپذیر خانه مشترک تمام افغانهاست. دفاع از حاکمیت ملی، استقلال ملی و تمامیت ارضی آن را وظیفه تأخیر ناپذیر خود میدانیم. ما به این باوریم که در شرایط کنونی کشورما مورد حمله و مداخله نظامی و سیاسی کشور های بیگانه قرار گرفته است و شکستاندن وحدت ملی و دامن زدن به اختلافات قومی و ملیتی، ما را تا آستانۀ تجزیه و حتی حذف کشور ما ازاتلس جهان در محراق توجه شان احساس می نماییم. از آنهم خطرناکتر تهاجم فرهنگی است که از حضور دوامدار اجنبی در وطن ما و اقامت دوامدار صد ها هزار افغان مهاجر در کشور های بیگانه بالای فرهنگ ما تحمیل میگردد. در این راستا آنچه برجسته گی کسب می کند داشتن ملت واحد وحکومت ملی و تکیه بر نشنلیزم است.

ملت هنگامی نقش اساسی در تضاد های سیاسی بازی میکند که موجودیت آن به خطر افتیده باشد. این وضع درزمان جنگ و یا در صورت احتمال جنگ مصداق می یابد. بنابران در عرصه سیاسی تکیه بر نشنلیزم در صدر خواست های ما قرار دارد.

ناسیونالیزم بمثابه محملی برای تشکیل ملت واحد و سپر دفاعی است در برابر نفوذ و مداخله سیاسی و فرهنگی اجنبی. ناسیونالیزم افغانی در واقع روح جمعی افغانهاست. ناسیونالیزم روحیۀ ابراز هویت ملی و حفظ استقلال و خود ارادیت درروابط بین المللی است. ناسیونالیزم تلاشی است برای خود آگاهی و خود شناسی ملی، استقلال طلبی، بیزاری از تقلید و گریز از تابعیت است.

هدف ما خلق کردن یک رنسانس ملی، یک نهضت انقلابی فکری است: یعنی یک جوشش نو و نیرومند ملی که تمام ملیت ها و اقوام کشور را در بر بگیرد. در غیر آن این خطر وجود دارد که حتی افغانستانی باقی نخواهد ماند. مسأله بر سر دمیدن روح تازه بر کالبد سرد شده مردم افغانستان وآوردن ریفورم در طرز دید و تفکر مردم بخصوص جوانان و روشنفکران ماست.

2- تامین ثبات وامنیت:

حزب متحد ملی افغانستان اعتقاد دارد که مشکلات نا امنی و جنگ در افغانستان تنها راه حل نظامی نداشته بلکه باید به حل سیاسی مسئله در سطح منطقه و افغانستان توجه بیشتر گردد، حضور نیروهای خارجی و بیشتر شدن آنها راه فایق آمدن بر مشکلات جنگ افغانستان نیست و باید همکاران بین المللی ما و حکومت افغانستان در راستای تسلیح و تجهیز و توانمند سازی نیروهای امنیتی افغانستان تمرکز بیشتر نمایند.  3-مهار بنیاد گرایی

چنانچه گفته آمدیم حضور گسترده و بی سابقه بنیاد گرایی اسلامی هم در وجود تنظیم های بنیاد گرا، نیروهای مسلح شان، مدرسه های بی شمار، تبلیغات منظم رسانه ای با ذخایرملیارد ها دالرکه در دسترس شان قرار دارد، نه تنها مانع رشد و انکشاف کشور است که نظام کنونی و بخصوص دست آورد های دموکراتیک مردم ما را که در بالا تذکر رفت در هر لحظه میتوانند واژگون نمایند. بزرگترین خطر این است که نیرو های ترقیخواه و جامعه مدنی در برابر این هیولا خیلی ها کوچک که توانایی حفظ نظام را ندارند. یگانه وسیلۀ ممکن در مبارزه قاطعانه علیه بنیاد گرایی، کثرت گرایی بر مبنای ارزش های علمی و غیر ایدیولوژیک کردن دستگاه دولت است.  

            4- حفظ دموکراسی

  • دفاع عام و تام از دموکراسی و دست آورد های دموکراتیک مردم ما، تأکید بر تطبیق بلاشرط قوانین جاری کشور را اساس و پایه نجات کشور ازبحران و راه اعمار مجدد و ترقی وطن مان می پنداریم.

  • 5- تأمین عدالت اجتماعی

  • هدف ما از عدالت اجتماعی دفاع از حقوق و منافع اقشار و طبقات مستضعف و ناتوان جامعه ماست. باور ما این است که سیاست بازار آزاد در کشور جنگ زده ای که بنیاد صنعتی ندارد و بنیاد زراعت آنهم خیلی ها ضعیف و فاقد سازماندهی لازم است، سرمایه از حد تجارت فراتر رفته نمیتواند.

بهمین سبب است که با وجود سرازیر شدن ملیارد ها دالر در یکنیم دهه گذشته، جوانان ما از بیکاری و بی روزگاری رنج می برند وراه مهاجرت و ترک وطن در پیش میگیرند. فقر، تنگدستی، بد بختی و اعتیاد به مواد مخدر، تأثیرات جانبی اوضاع نا بسامان اقتصادی ماست.

در چنین حالت فقط دولت است که میتواند خود را به اقشار و لایه های پایینی جامعه برساند. حضور دولت در کنار بازار آزاد، تعیین اولویت ها و تدوین یک خط دقیق برناموی میتواند دارای اهمیت اساسی باشد. در این رابطه سه مسأله کسب اهمیت میکند:

  • استفاده عادلانه و برنامه ریزی شده از ثروت های ملی ( زیر زمینی و سطح زمینی).

  • اتخاذ اقدامات وتدابیر جدی غرض افزایش تولیدات داخلی درعرصه های کشاورزی، صنعتی، مالداری وپیشه وری.

  • مسأله جدی دیگر محافظت از تولیدات داخلی در برابر تهاجم واردات است که تولیدات داخلی نباید قربانی تولیدات ارزان قیمت خارجی شود.

  • 6- در رابطه به زنان:

حزب محتد ملی افغانستان در راستای بهبود و سهم دهی زنان باورمند به مشارکت و حضور پر رنگ زنان در تمام بخش های حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، کار و فعالیت در تمام بدنۀ دولت و جامعه می باشد ما متعهد بر آنیم که برای حضورهرچه فعالتر و اثر گذار این قشر در سازماندهی قوانین، ایجاد مکانیزم ها و پالیسی ها از هیچ تلاشی فروگذاشت نخواهیم کرد و حقوق برابر و مساوی زنان در جامعه که ما باورمند به آنیم می تواند زمینه های فروان رشد و توسعه را در کشور ما با فعال ساختن این نیمی تأثیر گزار جامعه فراهم سازد.

  • 7-  جوانان:

خوشبختانه امروز بیشترین نیروی انسانی افغانستان را که درصدی خیلی بالا را تشکیل می دهد جوانان است ما بر علاوۀ آنکه به دولت پیشنهاد می نمایم که از وجود این نیروی گرانبها استفاده حد اعظمی برای شگوفایی افغانستان نماید بر علاوه حزب متحد ملی افغانستان متعهد است که سطح مشارکت جوانان را در تمام عرصه ها، خاصتا در سطح رهبری حزب بشکل قابل وصف افزایش دهد و زمینه تحصیل و اشتغال ایشان بخشی از تلاشهای پیگیر و دایمی ما می باشد.

  • 8- خود کفایی

ارزش منابع زیر زمینی کشورما به 3-5 تریلیون دالر تخمین شده است. ظرفیت منابع آبی ما که در تدوین پلان انکشافی7 ساله ریاست جمهوری مرحوم محمد داود خان مطالعه شده بود راه اندازی 34 پروژه آبیاری را نشان میداد که افغانستان را به کشور صادر کننده تولیدات زراعتی و صنعتی مبدل می نمود. اما با تأسف ما هنوز یک کشور محتاج باقی مانده ایم. ما به این باوریم که تا زمانیکه یک کشور از لحاظ اقتصادی روی پای خود نه ایستد نمی تواند از استقلال ملی حرف بزند. باید افغانستان را خود کفا ساخت و کاسه شرم آور گدایی را کنار انداخت.

وقتی از خود کفایی حرف می زنیم هدف ما صرف در عرصه اقتصاد نمی باشد بلکه در عرصه علمی – فرهنگی نیز است. نبود و کمبود مؤسسات برای تحقیق، تألیف و ترجمه بزرگترین کمبود تاریخی ماست. نسل مکتب دیده و روشنفکر ما در مرحله جنگ سرد، خود، وطن خود و جهان را در آثار و نوشته های بیگانگان شناختند. این خلای بزرگ را باید پرکرد.      

    دوستان نهایت عزیز و گرامی

مشخصه عمده زمان حاضر را دموکراسی، زيست باهمی، حاکميت قانون، مردم سالاری و حل دموکراتيک مسايل ملی تشکيل ميدهد.

بدون ترديد امروز يكى از مهمترين محور هاى مورد بحث در بين حلقات روشنفكران، فرهنگيان و سياست مداران كشور ما مسأله چگونه رسيدن به وحدت پايدار ملى و تحكيم پايه هاى مردم سالارى و تقويت وفاق ملى است. همانطوریکه در بالا تذکر یافت برای عنصر ملی شدن آزادی و خودآگاهی ملی نیز ضرورت مبرم است.

حزب متحد ملی افغانستان، بر مبنای دیدگاه ها و اندیشه های ملی خویش، در فاصله زمانی میان دو کنگره، بمنظور اثر گذاری بر اوضاع آشفته کشور، یکجا با عده ای از نخبگان سیاسی و چهره ها ونیرو های مطرح کشور، در تأسیس ائتلاف ملی افغانستان سهم گرفت.

باور ما این است که در لحظاتیکه بحران عمیق سراپای جامعه ما را فرا گرفته بود و خطر برگشت بنیادگرایی طالبی به قدرت جامعه را مورد تهدید قرار میداد و حلقات معلوم الحال خارجی و دستگاه های استخباراتی شان برنامه های خطر ناکی را غرض از بین بردن حاکمیت ملی، استقلال و وحدت ملی ما مطرح و عملی میکردند و گرایشات قومی، زبانی و سمتی کشور را بسوی فاجعه ملی می کشانید، تأسیس ائتلاف ملی افغانستان ضرورت عینی و تاریخی جامعه بود.

انتظار می رفت، که ائتلاف ملی افغانستان، بمثابۀ سمبول وحدت ملی افغانستان، با دقت وتحلیل های واقعبینانه از وضع کشور، درجهت تأمین وحدت ملی و منافع علیای کشور گام های عملی برداشته وکشور را از نفاق ملی نجات دهد.

ائتلاف ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1393 هجری شمسی اشتراک فعال نمود ودرنتیجه تفاهم بین تیم تحول و تداوم، و تیم اصلاحات وهمگرایی که منجر به تأسیس حکومت وحدت ملی شد، شامل قدرت گردید. اما؛ بر خلاف انتظار، در نظر نگرفتن برنامه های عام المنفعه حکومت وحدت ملی بد امنی، فقر، فساد اداری، قاچاق مواد مخدر و بی قانونی که میراث دولت قبلی بود در سراسر افغانستان شدت بیشتر یافته بود و دولت که بیشتر سیمای یک شرکت سهامی را بخود گرفته است، آرام آرام از محتوای ملی، خصلت و اعتبارتخصصی وتکنوکرات تهی گردید.

افزون برآن، بنابرعوامل عدیدۀ منجمله تحریکات اداره حکومت وحدت ملی، بد بختی دیگری در میان نیرو های سیاسی داخل دولت و بیرون دولت سربلند نمود که بحران اعتماد نام دارد. میتوانم به صراحت بگویم که منشای بی قانونی ها، قانون شکنی ها و تفرقه اندازی ها از اقدامات تنگنظرانۀ حکومت وحدت ملی منشاء میگیرد.

اوضاع آشفته سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی کشور می طلبد تا نهاد های سیاسی در محور منافع ملی دست به دست هم داده و در راه نجات کشور از وضع اسفبار کنونی دین وطنپرستانه شان را ادا نمایند.

بر مبنای این ضرورت مبرم و تأخیر ناپذیر و به خاطرتداوم مبارزه هدفمند و مؤثر برای انجام تحولات عمیق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تأمین سعادت مادی و معنوی مردم کشور ضرورت تشکل همه عناصر ونیروهای وطندوست، دموکرات، ملی و طرفدار آزادی انسان و زیست متمدن در یک جبهه وسیع ملی وتأثیر گذار، که یگانه وسیلۀ مؤثر برای جلوگیری کشور از سقوط در پرتگاه نیستی باشد، احساس میشود. ما امید وار هستیم که درآینده نزدیک به تأسیس چنین ساختار بزرگ سیاسی توفیق حاصل نماییم.

نماینده گان محترم

حزب متحد ملی افغانستان مصمم است که درانتخابات آینده شوراهای ولسوالی ها، ولایات، شورای ملی و ریاست جمهوری اشتراک فعال نمایند. لازم میدانم از این تربیون با اعتبار به صراحت اعلام بدارم که دیگر ما تحمل بی امنیتی، بی ثباتی، کشتار مردمان بیگناه وغیر نظامی و ازبین رفتن شیرازه های اقتصادی و اجتماعی جامعه را نداریم. وظیفۀ هریک مان است تا با ارائه و تشریح دیدگاه ها و برنامه های وسیع حزب متحد ملی افغانستان درجهت خود آگاهی مردم و جذب هرچه بیشتر افراد شایسته به صفوف حزب، رسالت تاریخی خویش را ادا نماییم.

با اغتنام از فرُصت میخواهم از حسن اجراآت کمیتۀ تدارک برگزاری پنجمین کنگره حزب متحد ملی افغانستان با قدردانی یادآوری نموده و به نماینده گی ایشان از محترم یعقوب حیدری رئیس این کمیته اظهار سپاس وامتنان نمایم.

از توجه شما تشکر

زنده باد مردم با عزت افغانستان

پاینده باد افغانستان

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.