بیانیه محترم یاسین بیدار معاون حزب متحد ملی افغانستان در پنجمین کنگره نوبتی حزب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دوستان عزیز , مهمانان عالیقدر, رفقای گرامی سلام بر شما.

برای من جای خوشی و شکران است که پس از مدت های طولانی زمینه مساعد شد تا یکجا با شما دوستان فاضل و دانشمند گرد هم بیاییم ودر مورد مسایل سرنوشت ساز برای وطن عزیز مان صحبت های داشته باشیم. تدویر کنگره پنجم حزب متحد ملی افغانستتان این زمینه را مساعد ساخت و بهانه ای شد برای رسیدن به این آرمان.

قبل از پرداختن به نقاط نظر و دید گاه های خود میخواستم به توجه شما حضار محترم برسانم که من بیانیه اساسی ایراد شده توسط محترم نورالحق علومی را کاملا مورد تایید و پشتیبانی قرار داده و در راه تطبیق نقاط مطرح شده در آن صمیمانه همکاری خواهم نمود.

دوستان گرانقدر

من نیز به این باورم که اوضاع کنونی کشور با تاسف در نتیجه بی احتیاطی های زمامداران ما بطرف پراگندگی و کشش های مزید قومی لغزانده می شود. در ماه های اخیر ما شاهد شکل گیری ساختار های بزرگ قومی در شمال, شرق و جنوب کشور بوده ایم. چنین تمایلات میتواند بشکل بالقوه وحدت ملی ما را مورد تهدید قرار دهد. این خطر را باید جدی گرفت.

فکر تجزیه و یا الحاق افغانستان به پاکستان سخن بی پایه و هوایی نمی باشد بلکه یک مساله جدی است. طرح کنفدریشن افغانستتان با پاکستان اصلا در دهه 1950 توسط انگلیس ها مطرح گردید. فریزر تایتلر مورخ و قبلا دیپلومات و افسر انگلیسی در کتاب معروف خود ” افغانستان و انکشافات آسیای میانه” نوشت:

واقعا ویژه گی عجیب این وضع پیچیده که بدنه سیاسی شمال هند را فاسد می سازد , موجودیت مجموعه از قبایل مستقل , مسلح, رام نشدنی و نیرومند است که در هر لحظه یی میتوانند منا سبات را بر هم بزنند , اقتصاد کشوری را که در آن سکونت دارند مختل بسازند. و این خطری است به ثبات شمال هند و صلح در آسیای میانه. راه حل فقط ادغام هردو کشور افغانستان و پاکستان است که به نحوی صورت بگیرد. شاید گفته شود که با در نظر داشت اختلافات در دیدگاه های سیاسی و ذهنی این دو دولت چنین ادغامی نا ممکن میباشد. شاید چنین باشد. من در موقعیتی قرار ندارم که در مورد استدلال کنم. لاکن تاریخ پیشنهاد میکند که این ادغام صورت خواهد گرفت. اگر به شکل صلح آمیز صورت نگیرد به زور صورت خواهد گرفت.”

وقتی تایتلر این اندیشه را بیان میکرد جهان غرب بخصوص ا نگلیس ها بخاطر منافع شان , در جنوب آسیا , از خطر شوروی در هراس بودند. امروز از سقوط اتحاد شوروی 25 سال سپری شده است اما تلاش برای تجزیه و یا محو افغانستان از روی اتلس جهان قطع نشده است.

دوام بلا انقطاع جنگ تحمیلی بمنظور بی ثباتی و تخریب زیر بنا های اقتصادی و امحای برنامه ریزی شده نیروی انسانی کشور ما همه و همه آگاهانه برای پراگنده سازی, تخریب و به زانو درآوردن قدرت مرکزی افغانستان بکار گرفته می شود.

دوستتان عزیز

تهدید به خانه مشترک افغانها با سپری شدن هر روز جدی تر می شود و بار گران دفاع از وطن به دوش روشنفکران را سنگین تر می سازد. این تهدید از تمام مردم افغانستان بخصوص روشنفکران و فعالان سیاسی کشور می طلبد تا دست به دست هم داده و در راه اندازی یک جنبش فراگیر ملی همکاری نمایند.

روشنفکران کشور یگانه نیروی سمنت کننده ای وحدت اقوام و ملیت های باهم برادر ما اند. اگر مشخص ترصحبت کنیم اوضاع جاری کشور دو وظیفه سنگین را بدوش روشنفکران ما قرار داده است.

1-نجات کشور از بحران. 2-حفظ نظام دموکراتیک و اعمار افغانستان آزاد, متحد, دموکراتیک, پیشرفته و سر بلند. این آرمان های والا فقط در وحدت و همبستگی تمام نیروهای ترقیخواه کشور ممکن شده میتواند.

دوستان

چنانچه در بیانیه اساسی به تفصیل بیان شد حزب متحد ملی افغانستان از بدو تاسیس با چنین دیدگاه ها روی صحنه ظاهر گردید. بنیاد گذاران حزب متحد ملی افغانستان با تحلیل عمیق و بنیادی از اوضاع کشور به نتیجه گیری های واقعبینانه دست یافتند و حزب متحد ملی افغانستتان را به همان سمت استقامت دادند. مهمترین نتیجه گیری این وطنپرستان این بود که لحظه کنونی مبارزه روشنفکرانه در کشور, ملی گرایانه است نه ایدیولوژیک و اینکه باید برخورد های ایدیولوژیک با قضایای کشور را کنار گذاشت و با تکیه بر نشنلیزم افغانی , تخصصی ساختن دستگاه دولت وجلوگیری ازسقوط آن در دست نیرو های بنیاد گرای مذهبی و یا قومی, دموکراسی, عدالت اجتماعی و خود کفایی فعالیت های مرحله کنونی را عیار ساخت. از نظر من کنگره حاضر میتواند از چهار نقطه نظر به نقطه عطف مبدل شود.

1-مشخص ساختن عرصه ها و آماج های مبارزه در شرایط کنونی کشور و 2-کوچک سازی ورفع تورم تشکیلاتی در ساختار های رهبری کننده حزب. 3- مطرح ساختن و برداشتن گامهای عملی در راه وحدت و همکاری نیرو های ترقیخواه کشور. 4- راه دادن به خون نو وجوان در نهاد های رهبری کننده حزب.

دوستان گرامی

من بحیث یکی از مسولین و دست اندر کاران حزب متحد ملی افغانستان که در طی سالهای سپری شده در این عرصه مسولیت هایی داشته ام با استفاده از این فرصت و این تریبیون با اعتبار میخواهم به توجه تان برسانم:

همانطوریکه در بیانیه اساسی گفته شد مساله راه اندازی یک جریان بزرگ ملی از همان آغاز تاسیس حزب متحد ملی افغانستان برای ما مطرح بوده است. فهم ما این است که بحران کشور ما خیلی ها بزرگ و نیرو های باز دارنده آن در وجود احزاب و سازمانهای سیاسی بشمول دولت خیلی ها کوچک و نا توان اند. به این سبب ما چهار مرتبه اقدامات عملی روی دست گرفتیم و با دیگر سازمانها و احزابی که فکر میکردیم با ما همسو اند داخل پروسه وحدت شدیم. اما با تاسف هر مرتبه این تلاش ها که به بهای زحمات فراوان و زمان زیادی تمام گردید بنابر دو دلیل به ناکامی انجامید.

1-پراگنده شدن فعالان سیاسی کشور در سراسر دنیا.2-رویکرد ایدیولوژیک و چسپیدن به دوکتورین های سنتی چپ , از جانب طرف مقابل حزب متحد ملی افغانستان , در پروسه وحدت.

دوستان عزیز

نیاز مندی های وحدت و یا نیاز مندی ها برای وحدت و یکی شدن ها بخصوص با حلقاتیکه پیشینه مشترک داشته ایم, همیشه از جانب حزب متحد ملی افغانستان, مسولانه و با اعتماد مطرح گردیده اما نبود دیدگاه واحد تلاش های ما را به بن بست کشانید و مایه دلسردی, افسرده گی و کناره گیری بسیاری از رفقا و فعالین سیاسی ما شد.

آنچه در این کنگره قابل یاد آوری است این است که چرا یک اشتباه بیش از یک مرتبه باید تکرار می شد و در یک راه آزمایش شده و ناکام بیش از یک مرتبه گام گذاشته می شد. مسولین, بخصوص از جانب حزب متحد ملی افغانستان در این رابطه قابل انتقاد اند. امروز باید با صدای بلند و با صراحت اعلام بداریم که برای راه اندازی یک جریان بزرگتر باید از این ابا نداشته باشیم که با کی همراه می شویم. هرکه با اندیشه های ما نزدیک است همراه ما ست.

مولانا جلال الدین بلخی در این رابطه قطعه زیبایی دارد. ایشان می فرمایند :

 

                           مرد حجی همرهی حاجی طلب           خواه هندو خواه ترک و یا عرب

                           منگر اندر نقش و اندر رنگ او         بنگر اندرعزم و در آهنگ او

                          گر سیاه است و هم آهنگ تو است       تو سفیدش خوان که همرنگ تو است

                           گر سفید است و او را آهنگ نیست     زو ببر کز دل مر اورا رنگ نیست

اشتراک کنده گان محترم کنگره حاضر

کنگره حاضر در واقع 14 سال پس از برگزاری کنگره موسس حزب برگزار میگردد. در فاصله زمانی سپری شده اگر حزب از لحاظ کمی فراز و فرود هایی داشته است, با حوادث و جریاناتیکه رو برو بوده ایم قابل فهم است. اما تجارب گرانبهایی نیز اندوخته ایم که میتواند چراغ راه آینده ما شود.

چنانچه در بالا به عرض رسانیده شد این کنگره بحیث نقطه عطف دیدگاه های مشخص و روشنتری را در رابطه به مبارزه آینده ما مطرح نمود که در خور توجه است.

در واقع تجربه 14 سال سپری شده در حزب متحد ملی افغانستان ما را بجایی که فعلا قرار داریم رسانید و ما را آنچه هستیم ساخت. این سالها بما آموخت که یک حزب سیاسی اگر با شرایط و حوادث همگام حرکت نکند , آرمانگراو دنباله رو حوادث شود نمی تواند عمر دراز داشته باشد. این سالها همچنان بما آموخت که اگر یک تیم رهبری, بر نامه و دید گاه های خود در قبال حوادث را بصورت سیستماتیک و منظم برای مردم تشریح و بیان ننماید و راه های تماس با توده های مردم را جستجو ننماید, عمر کوتاه خواهد داشت.

یک حزب سیاسی , چه در اپوزیسیون قرار داشته باشد و چه در حمایت از دولت, باید توانایی نقد دولت و ارایه راه های حل برای نواقص را داشته باشد تا بتواند برای اصلاح آن نظر بدهد. یعنی فعالیت های حزب باید تخصصی شود. اینکه در 14 سال سپری شده رهبری حزب متحد ملی افغانستان تا چه حد در این راه موفقانه گام گذاشته است میگذاریم بجای خودش, امروز این نیاز مندی را یکبار دیگر مطرح می نماییم تا در آینده حزب بتواند در قبال حوادث مشخص تر و به موقع اتخاذ موضع نماید.

در فرجام

رفقای گرامی , من برای کنگره آرزوی پیروزی و موفقیت می کنم و امید وار هستم که طرح ها , برنامه ها, و دید گاه های جدید حزب را موفقانه در منصه اجرا قرارداده بتوانیم.

برای فرد فرد شما و خانواده های عزیز تان صحت و سلامتی آرزو میکنم.

زنده باد افغانستان.   زنده باد مردم شرافتمند افغانستان.   ما می رویم و می رسیم. از توجه تان تشکر

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.