نجیب الرحمن شمال : مبارزه سیاسی باید فعال وقابل لمس باشد

IMG_3513

مبارزه سیاسی

باید فعال وقابل لمس باشد

 

تشتت، نابسامانی ، بی امنیتی وپراگنده گی اوضاع جاری کشور تآثیرات منفی عمیقی بر روح و روان مردم وحتی احزاب وجریان های سیاسی مترقی کشورما گذاشته است. این یک امرمسلم است که افراد آگاه ، مبارز ومتعهد کشوربیشتر و زودترازهرکسی ازاین حالت رنج میبرند، زیرا همیشه در فکر پیدانمودن راه های حل منطقی مسایل بوده وبدین منظور یا درداخل نظام ویا هم بیرون از آن بشکل اپوزیسیون به فعالیتهای اگاهانه سیاسی ادامه میدهند. بعدازسقوط دولت جمهوری افغانستان تحت رهبری فقید داکترنجیب الله وفروپاشی حزب وطن (ح.د.خ.ا) ، اعضای رزمنده این حزب که ازجمله بزرگترین خانواده سیاسی کشورما بحساب میرفتند- متحمل بیشترین ضربه روحی شده وبخاطر تهدیدهای امنیتی ازجانب مخالفان شان حتی مجبوربه ترک وطن شده ، به نقاط مختلف جهان پراگنده و بی سرنوشت شدند. اما باوجود شرایط دشوارمسافری وبی وطنی ازآنجاییکه متعهد برای خدمتگذاری برای مردم ووطن شان بودند، اکثریت آنان حتی لحظه یی هم دست ازمبارزات سیاسی برنداشته ، دراینجا وآنجا وحتی داخل کشور دست به تشکیل احزاب وسازمانهای سیاسی زدند. حزب متحدملی افغانستان که اولین حزب مترقی ایجادشده ازبدنه ح.د.خ.ا. بعد ازسقوط حاکمیت طالبان میباشد ، با برافراشتن دوباره پرچم آزادیخواهان وروشنفکران کشور ،همیشه درصددآن بوده است تا درمیدان گرم مبارزات سیاسی کشور نقش فعال وقابل لمسی داشته باشد. این حزب بخاطربه تحقق رسانیدن خواست برحق اعضای سابق حزب وطن در راه تحقق آشتی ملی گامهای استوار برداشته ، برعلاوه کنار زدن دشمنی سی ساله با نیروهای سیاسی مخالف خویش ، حتی تا رفتن به ائتلاف با یکی از گروه های مجاهدین قدم برداشته وبالاخره تا سرحد بنیانگذاری حکومت وحدت ملی پیش رفت. اما باسپری شدن مدتی وبعدازدرک اینکه بعضی از نیروهای ائتلاف ملی بعدازتشکیل حکومت همه تعهدات شانرا به بادفراموشی سپرده وبه آنها پشت پا زدند از آن ائتلاف بیرون برآمده وحتی رهبراین حزب که سمت وزیر داخله کشور را درحکومت داشت ازآن مقام استعفی دادند. اما حزب متحدملی افغانستان هیچگاهی ودر هیچ موقفی تعهد خود نسبت به مردم و وطن رافراموش نکرده ، بحیث اپوزیسسیون رسمی دولت به کار وفعالیت خویش بگونه بهتر از دیروز ادامه داده ، اعلام داشت که اعضای مبارز این حزب مصمم اند تا درهمه مسایل ملی وتصمیم گیری های بزرگ کشور مطابق احکام قانون اساسی کشوروفیصله های کنفرانس (بن 2002) سهم فعال وشایسته یی را ایفا نماید.

حالا دراین ماه های اخیرکه موضوع تدویرانتخابلت ریاست جمهوری کشور برای سال 1398 (2019) روی دست گرفته شده وحکومت هم مطابق به احکام قانون اساسی کشور خود را متعهد به برگذاری این روندملی میداند، رهبری ح.م.م.ا. هم باهمان تعهدی که در راه مبارزه سیاسی داشته و دارد ، تصمیم گرفت تا باپیشکش نمودن کاندید خویش ، نه در ائتلاف با کدام حزب یا جریان سیاسی دیگر، بلکه بشکل مستقل وارد این کازار انتخاباتی شود. بنابرفیصله حزب محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحدملی و رهبر جبهه ملی مردم افغانستان کاندیدای رسمی این حزب میباشند. تکت انتخاباتی ایکه زیر نام ” انکشاف، توازن ومردم سالاری” برای این کارزارانتخاباتی تعیین شده است به روز چهارشنبه مورخ 16 جنوری 2019 /مطابق 26 جدی 1397 رسمآ در دفترکمیسیون انتخابات ثبت و راجستر گردید،که متشکل از انسانهای تحصیل کرده ، متعهد ، مردم دوست ، روشنفکر وعاری از هرنوع تعصبات قومی، لسانی، سمتی، سیاسی ،دینی و مذهبی میباشند که اکثریت مردم شرافتمند ما باچهره ها وکارکردهای نیک آنان آشنایی کامل دارند.

چرا حزب متحدملی افغانستان دراین مقطع خاص زمانی تصمیم گرفت که اینبار به شکل مستقلانه وارد این عرصه سیاسی گردد ؟

این سوالی است که شاید نزد بعضی ازصاحب نظران وبخصوص یکتعداد ازاعضای سابق حزب وطن(ح.د.خ.ا.) یعنی روشنفکران ما بوجودآمده باشد، زیرا تعدادی هنوزچنین می اندیشند که درزیرسایه وحضورنیروهای خارجی درکشور،هیچ انتخاباتی مشروعیت ندارد و بدین لحاظ ازسازمانها واحزاب ملی – مترقی وبخصوص روشنفکری تقاضا هم شده است که در چنین انتخابات ها که معمولآ نمایشی و ریاکارانه است ، اشتراک نورزند . اما حزب متحد ملی افغانستان باتحلیل همه جانبه ازاوضاع فعلی کشور باپیشکش نمودن کاندید مستقل خود و ارائه تکت انتخاباتی تصمیم گرفت که مبارزه سیاسی وعادلانه خود را داخل جامعه گسترش داده وازطریق جلب اعتماد مردم وبا بدست آوردن رآ ی آنان بیشترازپیش درخدمت مردم قرارگیرد.

با حفظ احترام به عقاید ونظریات احزاب روشنفکری وشخصیت های مستقل سیاسی کشورما دراین باره ، منحیث عضو رهبری حزب متحدملی افغانستان ،میخواهم پیرامون اهداف ودیدگاه های این حزب در زمینه کمی روشنی بیاندازم ، امیدوارم تا باحوصله مندی مطالعه فرمایید :

ازنظرما مبارزه جدی، پیگیروفعال ، بخصوص درشرایط بحرانی و دشوار – حزب سیاسی را نیرومند وارتباط ارگانیک آنرا بامردم واقشارمختلف جامعه پیوند ناگسستنی میدهد. شرایط ناگوار حداقل بیست وچندسال گذشته ما ، و دور ساختن عمدی نیروهای ملی – مترقی وروشنفکرجامعه بنابرعوامل گوناگون ازعرصه های مختلف سیاسی -اجتماعی، زمینه را برای رشد هرچه بیشتر فوندامنتالیزم ، قوم پرستی ، راست گرایی وافراطیت مذهبی میسرساخت که به گفته عام تاجائیکه” کارد دراستخوان مردم هم رسیده است.”

-آیا لازم است تا این نیروهای مردمی وملی گرا دراین شرایط ناگوار هنوزهم ناظر وتماشاگر این جریانات ناهنجار درکشوربوده وخاموشی اختیارکنند؟

-آیا مردم ما باقبول مشکلاتی که طی سالهای اخیربالای شان تحمیل شده ، ازما وهمه نیروهای ملی و مترقی کشور انتظاری بخاطر رفع این مشکلات داشته باشند یاخیر؟

– آیا ما به مشکل دور شدن ها ازهمدیگرو بوجود آمدن دیدگاه های متفاوت نسبت به دیروز، امروز وآینده ما برای همدیگراحترام قایل شویم یاخیر؟

 -آیا زمینه تشکل ووحدت مجدد حتی رفقای حزبی دیروزما خودما بدون درنظرداشت تفاوت ها در دیدگاه هاییکه دربین ما وجود دارد، امکان پذیراست ؟، اگر هست ، پس چرا هرباری که بسوی وحدت ویکپارچگی قدم برداشتیم ، بجای اینکه متحد ومنسجم شویم ، صرف نظرازاینکه وقت گرانبهای خودرا تلف کردیم بیشتراز زمان گذشته متشتت وپراگنده شده ، به گروه ها ودسته بندی های خورد و کوچک وحتی رفقای غیرفعال سیاسی تبدیل شدیم .

به همینگونه ده ها سوال دیگر وجود دارد که باید مطرح شوند تا روی آنها بحث های علمی – تحقیقاتی و حتی گفتمان های سیاسی صورت گیرد ولازم است تا برای هرکدام آنها مطابق مقتضیات کنونی جامعه ما ،منطقه وجهان باید جواب های قانع کننده ارائه گردد، که خود یک پروسه زمانگیراست.

درمورد مشروعیت نظام کنونی :

حزب متحدملی افغانستان ورهبری آن به هیچ وجه این نظام را غیرمشروع نمیدانند ، زیرا بعداز تدویرکنفرانس بن درسال 2002 میلادی وریفراندمی که بعدآ صورت گرفت ولویه جرگه مردم افغانستان که درشهرکابل دایر شد ، همه ما شاهد استیم که شرکت کننده گان ونماینده های مردم در آنزمان برای دستیابی به یک راه حل منطقی جهت تشکیل حکومت قانونی و رهایی از بحران – روی تشکیل یک حکومت جدید برمبنای بازارآزاد ومبارزه علیه طالبان وهرنوع افراطیت ونتدگرایی مذهبی توافق نمودند. گرچه درکنفرانس بن کشورهای دایرکننده آن برای روشنفکران وبخصوص اعضای رهبری حزب یا دولت قبلی افغانستان کوچکترین سهمی قایل نشدند وفکرمیکردندکه همان نماینده های مجاهدین وتکنوکرات های غربی میتوانند همه معضلات کشور را حل کنند که چنین نشد، اما از آنجاییکه حکومت ایجاد شده در جهت مبارزه علیه طالبان وحامیان خارجی شان وبخصوص مداخلات کشورهای همسایه ما به مبارزه برخاست ومردم هم ازآن سیاست پشتیبانی نمودند ، ازهمان زمان الی اکنون ح.م.م.ا. بخاطردفاع ازمنافع ملی مردم ومبارزه علیه دشمنان میهن ومردم درکنار حکومت ایستاد که دراین راه گامهای عملی واستواری برداشته است. هرگاه به دقت بنگریم، ازهمان تاریخ به بعد چندین انتخابات تا امروز توسط همین حکومت های تشکیل شده دایرگردیده است. چنانچه درانتخابات دور پانزدهم شورای ملی یکتعداد ازروشنفکران کشور ومنجمله حدود ( ده ) تن ازاعضای ح.م.م.ا. با اخذ رآی مردم به پارلمان کشور راه یافتند وهمه نیروهای مترقی درکنار هم بشکل اپوزیسیون بسیار قوی در پارلمان آنوقت حضورفعال داشتند. هرگاه اشتراک کردن نیروهای ملی-مترقی درمبارزات پارلمانی زیر سایه همین نظام مشروع بوده وهست ، پس چرا رفتن واشتراک کردن فعال در انتخابات ریاست جمهوری برای نیروهای ملی – مترقی وبخصوص روشنفکری جامعه ما نامشروع باشد ؟

اما اینکه چرا در دوره فعلی ( دوره شانزدهم ) که خلاف قوانین کشورحدود هشت سال است به کارخود ادامه میدهد، چانس این نیروها درپارلمان ضعیف شد ، بستگی به شرایط ناگوار امنیتی، تقویه ونفوذ روزافزون زورمندان وباندهای مافیایی، زد وبندهای قومی ، لسانی ، سمتی ……وغیره عوامل منفی دارد. درهمین چند ماه قبل همه ما بازهم شاهد برگذاری انتخابات پارلمانی کشوربودیم ، گرچه این انتخابات هم مشکلات وپرابلم های معین خودرا داشت که تاحال نتایج نهایی آن اعلان نشده است، اما دیدیم که همه نیروهای ملی – مترقی وروشنفکرجامعه ما درکنار احزاب جهادی بازهم با پیش کشیدن کاندیدان مشخص به نماینده گی از احزاب خویش دراین کارزار سهم خیلی بزرگ گرفتند. آیا کسی میتواند بگوید که مشروعیت این مبارزات از کجا الهام میگرفت ؟ وجرا این احزاب درآن اشتراک کردند؟ چنانچه امروز ادعا دارند که درحق نماینده های واقعی مردم ( روشنفکران ) ظلم شده ورآی های شان فروخته شده است.

هرگاه عقیده برآن باشد که گویا ” کشورما اشغال شده است وتحت نظر این کشورهای اشغالگر هیچگونه انتخابات مشروعیت ندارد وما منحیث احزاب سیاسی مترقی باید آنرا بایکوت کرده ، و درهیچ پروسه بزرگ ملی منجمله انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکنیم ” – بامعذرت که میخواهم کمی باصراحت صحبت کنم- درحقیقت ما از نظریات بنیادگرایانه طالبان که خودرا دشمنان این نظام میدانند پیروی کرده ایم . هرگاه چنین باشد، پس باید سلاح برداشت ومانند طالبان علیه این حکومت نامشروع به مبارزه مسلحانه برخاست ، چون نزدما مشروعیت ندارد. اما ما چرا دست به این کار نزدیم ؟؟ زیرا نخواستیم پیروعقاید دشمنان اصلی کشور ومردم خود باشیم. بدین ملحوظ بخاطر مبارزه علیه دشمنان میهن ومردم ما ، و بخاطر تحقق آرمانهای بزرگ انسانی حزب خود تا امروز کوشش نمودیم تا درکنار حکومت بوده ودرهمه اقدامات بزرگ ومسایل حیاتی کشور خویش نقش فعالی را بازی کنیم. حالا هم که شرایط برای پیش کشیدن پروگرامهای ملی وبرنامه های مردمی برای ما میسر شده است ، چرا ازاین چانس بزرگ استفاده نکرده و وارد میدان مبارزه عملی نگردیم تا مردم بدانند که ما چه میخواهیم ؟

یک مثال کوچک دیگر:

اینکه چرا دیروزاتحادجماهیر شوروی وقت وحزب کمونست آن کشور از حزب دموکراتیک خلق افغانستان (حزب وطن) حمایت وسیع المقیاس مادی ، معنوی، ونظامی میکردند، دلایل آن به همه ما واضح وروشن است و آن ترس ازبه قدرت رسیدن بنیاد گرایی در افغانستان بود که در تحت چتر ایالات متحده امریکا و متحدین غربی و منطقوی اش عملی می شد. هرچند امروز شرایط کاملا متفاوتی حکمفرما شده است اما از لحاظ ماهیت ، جنگ کنونی در کشور ما بخاطرجلو گیری از بقدرت رسیدن بنباد گرایی است. در آن وقت حزب و حکومت ما حیثیت یک سد بزرگ را درمنطقه بازی میکردند که جلو سیلاب بنیاد گرایی را گرفته بودند . درآنوقت دفاع از حزب وکشورما صلح وامنیت را نه تنها درداخل کشورما وآسیای میانه ، بلکه در سرتاسر قلمرو شوروی وقت تضمین نموده بود. ولی بعدازفروپاشی اتحادشوروی وقت وعدم دفاع قاطع وپشتیبانی آن کشوراز حزب وحکومت ما ، باعث بوجود آمدن یک فاجعه بزرگی انسانی شد که تا امروز همه ما پیامد های ناگوار آنرا نه تنها در سرزمین خود ومنطقه، بلکه در سرتاسرجهان می بینیم که حتی بزرگترین تحلیلگران غربی طی سالهای اخیر به این اشتباه تاریخی خویش نیز بارها اعتراف نموده اند که چرا این سد بزرگ دفاعی را ازبین بردند.

حالا برماست تا موضع خود را در قبال اوضاع کنونی روشن کنیم. ما بوضاحت می بینیم که دایره امکانات دفاع از منافع ملی در حضور ارتش بیگانه خواهی نخواهی تنگتر می شود ، اما کاملا از بین نرفته است.

اینکه حزب ما بدون سرمایه های هنگفت و پولهای به باد آورده مانند احزاب چهادی، با دستان تقریبآ تهی وارد کارزار های بزرگ سیاسی شده است ، نه بخاطرگرفتن کدام جا یا منزلتی درآینده هاست ، بلکه بخاطردفاع از حقوق مردم ونجات کشور از این حالت فلاکتبارکنونی وتحقق اهداف بزرگ نشانی شده آن است وبس . درست است که نداشتن پول وسرمایه درشرایط فعلی یک معضله جدی است ، اما ما راعقیده برآن است که با داشتن مردم در کنارخویش ، جلب اعتماد آنان نسبت به سیاست های روشنگرانه و کشانیدن آنان پای صندوق های رآی دهی وتصمیم عاقلانه شان در باره تعیین سرنوشت آینده خودشان وکشور شان نیزکمترازیک سرمایه بزرگ معنوی نیست.   درحالیکه درهمه کشورهای پیشرفته وجوامع دموکراتیک جهان هدف از موجودیت وفعالیت احزاب سیاسی همانا دست یافتن به قدرت سیاسی از راه بدست آوردن آرای مردم میباشد، پس احزاب ملی – مترقی کشور ومنجله حزب متحدملی افغانستان که هفده سال قبل در داخل کشور وتحت همین شرایط ناگوار اعلان موجودیت کرده وبه فعالیت های خویش مطابق قوانین کشور ادامه داده است، چرا در برابرتصمیم گیری های بزرگ ملی وپروسه های مردمی بی تفاوتی اختیارکنند؟ درحالیکه همه این احزاب با داشتن برنامه های مشخص واهداف کاملآ روشن فعالیت داشته وهمه شان زیرسایه قوانین همین حکومت ثبت وراجستروزارت عدلیه جمهوری اسلامی افغانستان میباشند. وقتی قوانین دموکراتیک موجود درکشور برای حزب ما وسایراحزاب روشنفکری اجازه فعالیت رسمی داده است وهرکدام درتلاش بوجود آوردن وراجسترشدن اینگونه احزاب درمراجع مربوطه میباشیم ، پس چرا ازاشترک درمسایل حیاتی کشور ومنجمله انتخابات به دور نگهداشته شویم ؟    

هرگاه به حقایق این نظریات متوجه شویم، شاید درس خوبی ازگذشته ها بگیریم. یکی از آن درسهای بزرگ همین است که باوجود مساعد نبودن شرایط برای ادامه مبارزات سیاسی ما ، دیگرنباید منتظر تغییر وتحول مثبت به نفع جنبش روشنفکری ، ملی – مترقی وتحول پسند ازجانب این حکومتداران ویا حامیان آنان بود. زیرا تسلط سرمایه برجامعه و دامن زدن به اختلافات قومی ، زبانی ، سمتی وحتی مذهبی دربین مردم ورشد اندیشه های تند روانه مذهبی با استفاده از اعتقادات مذهبی مردم و ادامه وجنگ وخونریزی درکشور و واردشدن تلفات سنگین جانی ومالی برمردم ملکی وبیدفاع کشور، همه و همه ازجمله پلانهای شوم کشورهایی است که امروز به بهانه کمکهای اقتصادی به دولت به این جنایات ادامه میدهند. وقتی ما خودرا سازمانهای مترقی ومدافع حقوق بشر، مبارزین وخدمتگاران مردم عذابدیده خود میشماریم ، چه لزومی دارد که مانند سالهای گذشته خاموش بوده ومنتظر مرگ تدریجی خود باشیم ؟ آیا لازم نیست درصورتیکه زمینه برای ما میسرشده باشد با ارائه پروگرامهای ملی وطرح برنامه های مردمی وارد میدان مبارزات سیاسی کشور گردیم ؟

درست است که شرایط برای ما خیلی دشوار و گویا جاده ناهمواراست ، اما به خواست برحق مردم ودفاع از آنان چه جوابی خواهیم داشت ؟ آیا ما بیشترازاین بایدمنتظرباشیم تامردم خود حرکت کنند وراه را برای ما هموار سازند تا ما قدرت سیاسی را بدست گرفته وبعدآ برای آنان خدمت کنیم ؟ نخیر وهرگز نه ! زیرا همه ما در همان گذشته هاییکه از آن نام بردم آموخته بودیم که “مرد مبارز باید سنگ زیرین آسیاب باشد” ودرسخت ترین شرایط برای خدمتگذاری برای مردم آماده هرنوع قربانی باشد ، زیرا انسان مبارز اکثرآ مربوط به یک جریان سیاسی پیشرو بوده و در راه خدمت به مردم و وطن خویش متعهد ووفادارمیباشد.

زمانیکه حزب قبلی ما حزب یکه تاز بود ورهبری تمام امور دولت وقت را بعهده داشت ، ما حزبی ها برای خدمتگذاری برای مردم وساختاریک جامعه مرفع وآباد برای آنان وعده سپرده بودیم که بدبختانه بعدازسقوط حاکمیت حزب وطن (ح.د.خ.ا.) اکثر آرزو های ما ناتکمیل ماند که از نظر ما – همه ما مدیون آن زمان باقی مانده ایم وبخاطر رسیدن وتحقق همان آرزوهای نیک خویش از سالهاست که جدوجهد داریم تا روزی به آن آرزوی نیک و انسانی خودبرسیم . ما راعقیده برآنست که باگذشت زمان همه ما ( نیروهای ملی- مترقی و روشنفکر) به یک مشت آهنین و تنومند مبدل خواهیم شد واین مشت توانمند با راه اندازی وادامه مبارزات برحق شان ،همه روزه تنومند تر و قوی ترشده وبا اعتماد تر از دیروز قدم برمیدارند ، قدمیکشند و بالاخره ثمرمیدهند. ازنظرما یگانه مشعلی که میتواند چراغ راه روشن آینده تابناک مردم ما باشد- همانا اتحاد نظر و وحدت عمل ما منحیث افرادمتعهد به خدمتگذاری برای مردم و وطن ماست.

درچنین شرایط ناگوار سیاسی است که همه ما باید رسالت خود دربرابرمردم را یکبار دیگر زنده بسازیم و بخاطر دفاع از همان آرمانهای صادقانه دیروز ما ، صرف نظرازاینکه فعلآ در کدام یک از سازمانهای مترقی امروزی به نفع مردم خویش فعالیت داریم – اتحاد نظر ، رفاقت صادقانه و دوستی های بی آلایشانه خود را تحکیم ببخشیم. حتی درصورت امکان از یک کاندید واحد که مورد قبول همه ما باشد باقاطعیت باید دفاع نماییم . منتظر دیگران نباید نشست تا زمینه را برای ما میسر بسازند وبعدآ ازما دعوت کنند که درکنارشان بایستیم . حق مسلم خودرا که درگرو هرکسی باشد ، باید بستانیم ، زیرا حق گرفته میشود ، داده نمی شود . دراخیرآرزومندم تا همه نیروهای ملی-مترقی وروشن ضمیر کشورما بادرک حساسیت وضع نابسامان کنونی کشورما از ابتکارح.م.م.ا. در راستای ارائه کاندیدای مستقل این حزب برای انتخابات سال آینده ریاست جمهوری کشورپشتیبانی همه جانبه نموده ، راه را باردیگر برای تحقق ارمانهای دیرینه وانسانی شان باز وبازتر نمایند.

باحرمت بی پایان             نجیب الرحمن شمال

23 جنوری 2019 / مطابق 3 دلو 1397

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.