یاسین بیدار: حمایت ازکاندیدهای حزب متحد ملی افغانستان حمایت از مردم سالاری وحاکمیت قانون است

                       yb1

اخیرا کاندیدهای حزب متحد ملی افغانستان برای احراز کرسی ریاست جمهوری افغانستان در انتخابات پیش رو درشهر کابل ثبت و راجستر شد. محترم نورالحق علومی ٫ رئیس حزب متحد ملی افغانستان٫ بحیث کاندیدا برای کرسی ریاست جمهوری و محترم بشیربیژن رئیس نهادخدمتگذاران کابل بحیث معاون اول و محترم محمد نعیم غیور بحیث معاون دوم شان راجستر شده اند.

ثبت نام کاندید ها برای احراز کرسی ریاست جمهوری افغانستان در حالی صورت میگیرد که شبح تشکیل حکومت موقت و تعدیل قانون اساسی و سهم دادن طالب ها در قدرت٫ در فضای کشور در گردش است و در صورت تحقق آن٫ که قرار است طی چند ماه آینده یکطرفه شود ٫ هرچند رئیس جمهورغنی تشکیل حکومت موقت را قا طعانه رد کرده است ٫ سرنوشت پروسه کنونی انتخابات در هاله ای از ابهام قرار خواهد گرفت.

بهرحال٫ مطرح شدن تیم انتخاباتی حزب متحد ملی افغانستان را٫ یک اقدام مثبت و هدفمند ارزیابی نموده ومجالی میدانیم برای ابراز هویت وشخصیت نوین جریانات ترقیخواه کشور٫ و از آن حمایت و پشتیبانی قاطع خود را اعلام میداریم. این اقدام یک اقدام تاریخی است که واکنش مردم افغانستان آنرا سرنوشت ساز نیز خواهد ساخت.

ما به این باوریم که اوضاع تشویش آورجاری کشور که در نتیجه به بن بست رسیدن پروسه «بن» و یا پروسه ایکه با کنفرانس بن آغاز یافت٫ و اینک ۱۷ سال از آن میگذرد٫ شکل گرفته است ٫ مردم افغانستان و جهان را متوجه این حقیقت ساخته است که اساسا سرنگونی حکومت حزب «وطن»٫ در سال ۱۹۹۲ ٫ بزرگترین اشتباه غرب و ایالات متحده امریکا در این گوشه جهان بوده است. حکومت حزب وطن حکم سدی را داشت که جلو سیلاب بنیاد گرایی (تروریزم) را گرفته بود و سقوط آن باعث شد که این سیلاب که از محور ریاض و اسلام آباد سرچشمه میگیرد و در سیاست های گلوبال٫ یکی از بازیگران منطقوی میباشد ٫ دیگر ٫نه تنها٫ تهدیدی را متوجه منافع ایالات متحده امریکا و غرب می نماید٫ بلکه تهدیدی است به امنیت جهان.

باسقوط اتحاد شوروی٫ ایالات متحده امریکا به این باور بود٫ که جریانات بنیاد گراها ٫ بمثابه دست پرورده های خود شان ٫ بزودی لگام زده خواهد شد ویا حداقل خطری را متوجه منافع آنها نخواهدنمود. چنانچه زبگنیو برژنسکی فقید٫سابق مشاور امنیتی جیمی کارتر رئیس جمهوراسبق امریکا٫ در مصاحبه ای با روز نامه نوول ابزارواتور در سال ۱۹۹۸ گفته بود که« برای تاریخ٫ ازبین رفتن اتحاد شوروی بمراتب مهم تر از هیجان چند نفرمسلمان افراطی است».

حادثه ۹/۱۱ وامروز ۱۷ سال بعد٫ به بن بست مواجه ساختن برنامه های شان٫ در حالیکه کشور های سهمگیرنده در اجماع جهانی ضد تروریزم در افغانستان و در راس ایالات متحده امریکا ٫با از دست دادن هزاران نفر سرباز وافسر و صرف بیش از «یک تریلیون دالر» ٫ در مقابل همان بنیاد گرا ها٫ نشان میدهد که محاسبه برژنسکی فقید چندان دقیق نبوده است. در ۱۷ سال سپری شده ٫امریکا و غرب در افغانستان٫به گفته هیلاری کلینتون٫ در مقابل آنانی می جنگیده اند که خود شان ۳۰ سال قبل بوجود آوردند. امروز پس از تلاش پیگیر جامعه جهانی بیش از نصف قلمرو افغانستان در تحت کنترول طالب ها قرار دارد و همین لحظه در بیش از ۲۰ ولایت جنگ جریان دارد. تلفات ارتش افغانستان٫ روزانه از ۱۰۰ نفر سرباز و افسر تجاوز میکند.

افزون بر همه٫ دولتی هم که پس از کنفرانس «بن» در افغانستان شکل گرفت چنان آلوده به فساد و ناکارآمد بوده است که جز چپاول دارایی های عامه و کمک های بین المللی و بد بخت ساختن مردم افغانستان کار دیگری از ایشان ساخته نشد. این فساد گسترده٫ بخودی خود٫ عاملی بوده است در پیچیده ساختن مزید اوضاع کشور. البته نمی توانیم از دست آورد های این ۱۷ سال منجمله تدوین قانون اساسی دموکراتیک٫ تدویرچندین انتخابات (ولو ناقص)٫ موجودیت رسانه های آزاد وغیره چشم پوشی کنیم.

ما٫ در حزب متحد ملی افغانستان٫ به این باور بوده ایم که قانون اساسی جدید کشور که هفده سال قبل تدوین گردید، یک قانون اساسی دموکراتیک است و حکومتی که به اساس آن شکل گرفت٫ مشروع می باشد. ما ٫ مبارزه برای حفظ و دفاع از نظام را در صدر وظایف خود قرار دادیم. اوضاع آشفته کنونی چه از لحاظ انکشافات داخلی و چه از لحاظ انکشافات منطقوی و جهانی٫ قبل از همه همین دست آورد های دموکراتیک مردم افغانستان را مورد تهدید قرار میدهد.

در بعد خارجی: برای یک لحظه پاکستان را کنار میگذاریم ٫چون اهداف آن اظهر من الشمس است٫ روسیه و ایران ٫ این دو بازیگر پر مدعا در امور داخلی افغانستان را در نظر میگیریم.

روسیه و ایران قبلا اجماع جهانی مبارزه بر ضد تروریزم در افغانستان را ترک نموده اند. هردو کشور دلایل خود را دارند. ایران٫ بحیث یکی از بازیگران منطقوی ٫در سیاست گلوبال٫ هم در شرق میانه و هم در اسیای میانه٫ حریف سر سخت عربستان سعودی و ایالات متحده امریکا است. هر دو کشور( ایران و عربستان سعودی) میخواهند٫ افزون بر ادعای رهبری کشور های اسلامی٫ بازارهای منابع انرژی آسیای میانه را در اختیار خود داشته باشند. برای ایران بحیث یک کشوری که در تحت یک رژیم بنیاد گرای شیعه اداره می شود٫ یک افغانستان دموکراتیک و غیر بنیاد گرا ٫ بسیار قابل تحمل نمی باشد. برهم خوردن مناسبات ایران با ایالات متحده امریکا ٫پس از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ٫ عامل دیگری است در حمایت ایران از طالبها و تضعیف نظام دموکراتیک در افغانستان. برآمدن امریکا از «برجام» و وضع تعزیرات شدید اقتصادی بر ضد ایران و حمایت آنکشور از ائتلاف کشور های عربستان سعودی٫مصر٫اسرائیل٫ امارات متحده عربی بر ضد ایران٫بی ثباتی افغانستان بحیث دوست و متحد امریکا در همسایگی اش را در صدر برنامه های دولت ایران قرار میدهد.

روسیه ٫ کشور دوست و متحد ایران بحیث حامی دیگر طالبها٫ امروز به یک بازیگرجدی دربحران افغانستان تبدیل شده است. روسیه دلایل خود را دارد. از مطالعه اسناد رسمی آنکشور بر می آید که روسیه نه اعاده صلح وامنیت در تحت رژیم دموکراتیک در افغانستان و نه هم بر گشت طالب ها را بسود خود می بیند. یعنی نه پیروزی پروسه «بن» و نه هم شکست آنرا بسود خود میبیند.

ایوان سافرونچوک ٫ مدیر مجله «بازی بزرگ»{ بالشایا ایگرا} ٫ چاپ مسکو٫ طی مقاله مبسوطی تحت عنوان «معضله افغانستان در چارچوب منطقویThe Afghan problem in the Regional context.»   نوشت: « وزارت خارجه روسیه در یک سروی سیاست خارجی در سال ۲۰۰۷ ابراز داشت «اگر کمپاین افغانستان به ناکامی بیانجامد و ایالات متحده امریکا و ناتو آنکشور را ترک کنند؛ کشور های آسیای مرکزی و روسیه با عواقب آن روبرو خواهند شد که عمدتا شامل تهدید های افزایش مواد مخدرو تروریزم می شود که افزایش تمایلات بنیاد گرایی و بی ثباتی منطقه را همراه خواهد داشت.

«اما اگر فرض کنیم که امکان یک پیروزی قاطع ائتلاف غرب و احیای ثبات افغانستان وجود دارد؛ در چنین حالت موانع عمده از سر راه تطبیق پروژه های زیر بنایی و ترانسپورتی برداشته خواهد شد و به یکی ساختن آسیای مرکزی و جنوبی در چارچوب به اصطلاح ” آسیای مرکزی بزرگتر” کمک خواهد نمود.

«این برنامه ها دارای این هدف اند که آسیای مرکزی و جنوبی را با زیر بنای واحد انرژی و ترانسپورت بهم وصل نمایند که برای جمهوری های آسیای مرکزی اتحاد شوروی سابق زمینه دسترسی به بحر هند را میسر خواهد ساخت. اما بدون یک افغانستان با ثبات ( و حالا باید علاوه کنیم ” که بدون یک پاکستان با ثبات” )چنین چیزی نا ممکن است.

«مسکو خود را در موقعیت دشوار یافت. کمک به ایالات متحده امریکا و ناتو در افغانستان بمعنی پذیرش پخش نفوذ ایالات متحده امریکا در آسیای مرکزی میباشد. لاکن روسیه که ملیارد ها دالر را درپروژه های زیر بنایی در منطقه صرف نموده است چشم انداز آنرا جالب نمی بیند. » (*)

روس ها نه افغانستان دموکراتیک را تحمل کرده میتوانند و نه هم یک افغانستان بنیاد گرا را. زیرا یک افغانستان دموکراتیک افزون برآن که میتواند الگویی شودبرای کشور های آسیای میانه و حتی خود روسیه که زمامداران آنکشور آنرا نمی خواهند, میتواند راه منابع طبیعی آسیای میانه را بسوی بازار های جهانی بگشاید, که به گفته آقای سافرونچیک در مقاله بالا, به مزاق زمامداران روسیه موافق نمی باشد. بهمین ترتیب , بر گشت بنیاد گرایی اسلامی به قدرت نیز بخاطر اثر گذاری اش بالای آسیای میانه و بخش های مسلمان نشین روسیه مانند چیچین و داغستان , به پسند زمامداران روس موافق نمی باشد. هدف روس ها , احیای افغانستان قبل از ۷ ثور ۱۳۵۷ است.

در بعد داخلی : قابل یاد آوری است که در طی ۱۷ سال سپری شده و به حسابی هم ٫از سال ۱۹۹۲ به اینطرف که ۲۷ سال می شود ٫ عوامل گوناگون در سیاست کشور ما و زندگی سیاسی و شخصی مردم ما رخنه نموده که سیمای افغانستان را کاملا دگرگون ساخته است؛ نقش پول ٫ نقش مواد مخدر واقتصاد مبتنی برآن ولشکر سه ملیونی معتادین, نقش دستگاه های استخباراتی کشور های مختلف بخصوص کشور های همسایهء واز آنجمله آی اس آی ٫ رسوخ عقاید و باور های افراطی اسلامی٫ تروریزم عریان و لجام گسیخته ٫حضور و نقش افراد فاسد و وابسته به کشور های بیگانه٫سازمانها و دسته های مسلح غیرمسئول جهادی و غیر جهادی( دزدان – رهزنان)٫ ذخیم شدن صف بنیاد گرا ها ٫ وغیره وغیره زندگی شخصی و سیاسی مردم و کشورما را زیرسایه خود قرار داده است. این همه سبب شده است که در گام نخست تطبیق قانون اصلا صورت گرفته نتواند و انتخابات شفاف و پاک هرگز دایر نشود. به اساس تازه ترین گزارش تلویزیون آریانا شام پنجشنبه ۱۷ جنوری ۲۰۱۹ ٫انتخاب رئیس جمهور غنی شفاف نبوده است٫ یعنی با تقلب توام بوده است.

طوریکه پیداست عوامل افزایش بحران, در بعد خارجی و داخلی,در همدستی و هم آهنگی با یکدیگر, نه تنها بقای دموکراسی نوپا و جوان کشور ما را مورد تهدید قرار میدهد٫ بلکه حاکمیت ملی مارا متزلزل می سازد.

درتحت چنین اوضاعی است٫که یک تیم وطنپرست در کارزار انتخابات گام میگذارد. تیمی که بر خلاف دیگر تیم ها فاقد امکانات مادی است٫ تیمی با دست خالی اما دست پاک ٫ تیمی که تمام دارایی اش فقط احساس خدمتگذاری به وطن و تلاش برای نجات وطن از گرداب وحشتناک کنونی است. حضور پیدا کردن منسجم یک بخش ازنیرو های ترقیخواه کشوردر کارزار انتخاباتی٫ میتواند بشارتی باشد از یافتن مجال برای بازی کردن یک نقش سازنده در آینده قریب کشور و یا جلو گیری از فرو لغزیدن کشور در یک بحران دیگر.

تیم حزب متحد ملی افغانستان که با شعار « شایسته سالاری و حاکمیت قانون» وارد کارزار انتخاباتی میشود مانند شمعی است که در ظلمت شب روشن می شود. مردم سالاری٫ترقی و ثبات شعار آن است. دیگراینکه دفاع از نشنلیزم٫ دموکراسی٫ عدالت اجتماعی٫ نظام غیرایدیولوژیک ٫ خودکفایی٫ تساوی حقوق زن و مردبرنامه های حد اقل آنرا تشکیل میدهد.

در اسناد برناموی حزب آمده است که نظام سرمایه داری( دموکراسی لبرال) بخصوص در شرایط جنگ و نا امنی بالخاصه که کشور فاقد زیر بنای صنعتی است٫ از حد سرمایه داری تجاری فراتر رفته نمی تواند. بیکاری ٫بی روزگاری٫ فقر و اعتیاد به مواد مخدر در یکسو و یک مشت مافیای تازه به دوران رسیده در جانب دیگر در واقع ٫سیمای مناسبات اجتماعی-اقتصادی ما را تشکیل میدهد. حزب متحد ملی افغانستان خواهان حضور دولت و نقش سکتور دولتی در اقتصاد کشور به نفع مردم نادار و مستمند کشور میباشد. دولت باید ابتکار خلق کردن کار و فراهم آوری زمینه های کاریابی را در دست بگیرد.

ما به این باوریم که همه منابع زیر زمینی٫ آبی٫ جنگلات وغیره بمثابه دارایی های عامه توسط دولت به نفع مردم به کار انداخته شود. ما عمیقا خواهان خود کفا شدن کشور در عرصه اقتصادی بالخاصه تولیدات زراعتی میباشیم. ما به این باوریم که بهره برداری منظم و با برنامه ازمنابع آبی کشور ٫ مارا از وابستگی   به منابع انرژی و برق به کشور های همسایه بی نیاز می سازد. جای تاسف است که در ظرف ۱۷ سال و با صرف بیش از ۱ تریلیون دالر ٫ افغانستان هنوز برق از خارج وارد میکند.

اینجاست که حمایت صادقانه از تیم حزب متحد ملی افغانستان ٫ تشویق و قرار گرفتن در کنار آن٫ میتواند نقش سر نوشت ساز داشته باشد. بخاطر آنکه برد و باخت آن به همه تعلق دارد. اعضا و منسوبین حزب متحد ملی افغانستان فقط همین را از همه مردم کشور و بخصوص نیروهای ترقیخواه و وطنپرست افغانستان وقبل از همه زنان کشور انتظار دارند که در این میدان تنها رها نشوند.

حزب متحد ملی افغانستان شاید ٫یگانه سازمان سیاسی دادخواه وترقیخواه کشور است که باحفظ افتخارات جنبش ترقیخواه دیروز٫ ٫ طرح های نوی را برای نو سازی جنبش دادخواه کشور ریخت که با یک دید منصفانه همه وطنپرستان کشورمیتوانند جای خود را درصفوف آن بیابند. حمایت از کاندیدهای این حزب در واقع حمایت از یک نیروی پیشگام وترقیخواه و وطنپرست کشور است که برای نجات کشور آستین بالازده است. بیایید صادقانه از این تیم حمایت کنیم.

زنده باد افغانستان عزیز. زنده باد همه نیرو های ترقیخواه وطن. به پیش در راه نجات کشور از وضع نا هنجار کنونی.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                                              Musa Khan Jalazai(*)

Civil War and the Partition of Afghanistan, Pge 126-128

Royal Book Company, BG-5 Rex Centre , Fatima Jinah Road,

Karachi- 75530, Pakistan.

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.