نجیب الرحمن شمال : جوانان وارتقای سطح مسلکی

Ns

( نجیب الرحمن شمال )   26 فبروری 2020 / مطابق 7 حوت 1398

چنانچه دریکی از نوشته های قبلی ذکرنموده بودم ، جوانان چرخ اصلی حرکت وانکشاف جامعه را در دست داشته و با بوجود آمدن شرایط مساعد کاری میتوانند به رشد استعدادهای تخنیکی و علمی شان بپرازند. کشورهاییکه درجهان امروز مقام های شایسته وبایسته یی را از نگاه پیشرفت علم ودانش کمایی کرده اند ،ازبرکت پشتکاروتلاش های خستگی ناپذیر علما وبخصوص جوانان شان بوده است. ازتجارب شخصی ایکه در بخش کارباجوانان ومحیط ماحول خویش در اروپا دارم ، به بسیار مسایل کوچکی برخورده ام که نتیجه آنها را در رشد اقتصاد وپیشرفت کشورهای اروپایی و مخصوصآ کشور آلمان شاهد میباشم . مثلآ وقتی به روی جاده یی با پای پیاده به گردش می پردازم ، درهرموضوعی که مربوط به آن منطقه یا سرک میشود، سخت دقت کرده وکوشش میکنم که همه کارهای انجام شده بخاطر زیبایی در آن جاده یا سرک را از زیرنظر بگذرانم. این حس کنجکاوی برایم زمینه میگردد تا درمحیط ماحول خود بیشتر دقت کنم و به چیزهای نو دست بیابم. دراینجا وقتی به هرکارگر ویا نفرمسئول بخش برمی خورم ، می بینم که هرکدام شان کارهای خودرا باچه صفایی ، صداقت ومهارت های مسلکی انجام میدهند که واقعآ برایم لذت بخش است. همه این مردم برخلاف ادعا و آرزوی هرطفل کوچک کشورما “داکتر ” یا ” انجنیر” نیستند. اما همه آدمهای مسلکی و واقعآ وارد درکارهای خود استند. این زمینه ازکجا و باکدام شرایط میسر میگردد؟؟ گرجه دراین کشورها تعداد داکتران وانجنیران کم نیستند، اما صرف آنانی به این آرزو رسیده اند که نسبت به دیگران خوبتردرس خوانده ودر دوران مکتب زحمات زیادی را متقبل شده اند. اما برعکس وقتی ارقام درشت و تعداد فارغان صنف دوازدهم را ازمکاتب کشورخود میبینم واقعآ تعجب میکنم ، زیرا نیک میدانم که نه موسسات تحصیلات عالی دولتی ونه هم خصوصی توانایی جذب اینهمه محصل را دارند واگر احیانآ هم داشته باشند حکومت زمینه های کاریابی مطابق مسلک ورشته یی را که جوانان فرا گرفته اند- ندارد. به همین لحاظ همه شاهد این بدبختی استیم که جوانان تحصیل کرده امروزی ما اکثرآ بیکار ویا هم مصروف کارهای روی بازار اند که حتی توانایی اعاشه واباطه فامیل خود را ندارند.ازجانب دیگر می بینیم که جوانان مسلکی در رشته های حرفوی مانند معماری ، نجاری ، کندن کاری ، نقاشی ، سنگ تراشی ، رنگمالی ، ترمیم وسایط نقلیه ، بایسکل سازی، کاشی کاری ،مسگری و آهنگری ، بوت دوزی ، فروشنده گی مسلکی و ده ها رشته دیگر روز به روز کمتر شده وحتی بعضی از پیشه های قدیمی مردم ما درحال نابودشدن است که خود مایه نگرانی مردم واشخاص چیزفهم جامعه ما شده است .

درکشورآلمان رفتن به مکتب حتمی وتعلیمات ابتدایی الی ختم صنف پنجم نظر به قانون جبری میباشد. معلمی که شاگردانش را از صنف اول الی ختم دوره ابتداییه همراهی میکند ، صرف یک معلم است. آن معلم در این مدت مکلفیت دارد تا همه توانایی ها واستعداد طفل را مورد ارزیابی دقیق قرار دهد و بعداز ختم هر صنف نظریات خود را درمورد هر شاگرد با والدین شان شریک میسازد. درختم سال دوره ابتدائیه است که شاگردان به کتگوری های مختلف تقسیم میشوند که البته تعداد محدودی به موسسات تحصیلات عالی راه مییابند. اما حداکثر این نو جوانان بعدازختم صنف دهم یعنی دوره متوسطه به مکاتب مسلکی و حرفوی جذب میگردند که بعداز سه سال کار های پراکتیکی وعملی بحیث کارمندان دارای شغل ومسلک معین در رشته هاییکه دربالا از آنها نام بردم شامل کارمیشوند. یعنی اینکه برخلاف آرزوهای اطفال ما ، برای ساخت واعمار کشور، ما نه تنها به داکترو انجنیر ، بلکه به سایر رشته های مسلکی و حرفوی اشد ضرورت داریم که بدون آن اعمار حتی یک پل معیاری عادی هم امکان پذیر نیست. وقتی به ساخت وساز تعمیرات، جوچه های روی جاده ، رنگمالی ونجاری کارمندان غیرحرفوی وغیرمسلکی در کشورم بر میخورم، سخت متاثر شده خجالت میکشم. این بدان معنی نیست که به کار وخلاقیت آنان احترام ندارم ، نخیر.هدف من اینست که حکومت های بمیان آمده باوجود بدست آوردن میلیاردها دالر کمکهای خارجی حداقل در بیست سال گذشته، کوچکترین توجه یی دراین مورد نداشته وبه حال جوانان بی سرنوشت این کشور دل نسوختانده اند. درحالیکه به ده ها هزار جوانان با استعدادکشورما روزانه اینطرف و آنطرف بیکارمیگردند ،درحالیکه حکومات گذشته میتوانستد با رشد وانکشاف مکاتب مسلکی و حرفوی در رشته های مختلف ده ها هزارجوان ما را امروز بحیث کارمندان حرفوی ومسلکی تقدیم جامعه کنند. آرزمندم تا دولت آینده افغانستان که امیدوارم هرچه زودتر شکل بگیرد ، این زمینه را برای جوانان بیکار و بی روزگار ما میسر بسازند تا باشد حداقل در سه سال آینده ما شاهد فارغ شدن هزاران تن ازجوانان عزیزکشورخویش در رشته های مختلف حرفوی ومسلکی بوده ، حداقل از این ناحیه به آزادی برسیم ودست ما دیگر به کارمندان حرفوی ومسلکی کشورهای بیگانه ومخصوصآ همسایه ها دراز نباشد .

ازهمه جوانان عزیزکشورما که بنابرعوامل مختلف ترک وطن نموده وبه کشورهای اروپایی و مخصوصآ کشور آلمان پناهنده شده و زمینه خوب تعلیم و تربیه برای شان میسرشده و اکثریت شان هم دارای اسناد تحصیلی ازموسسات تحصیلات عالی داخل کشور ویا سایر کشور ها نیستند ، صمیمانه تقاضا دارم تا بااستفاده از این چانس طلایی و بدون تشویش ونگرانی از برگشت دوباره به کشور، تلاش بخرچ دهند تا یکی از رشته های حرفوی را فرا گرفته و آنرا به پایان برسانند. با بدست آوردن سند تحصیلی وکسب مهارت های مسلکی در رشته های مختلف مانند رنگمالی، نجاری ، ترمیم موتر، سپورت وورزش ، ساختتمانی تعمیرات ، ترمیم ماشین آلات ، رشته های مختلف کمپیوتر، فروشنده گی ،نرسنگ ومواظبت از سالمندان و ده ها رشته دیگربدون شک زمینه کار برای شان میسر شده وحتی درصورت نداشتن ویزه اقامت ، محل کارشان بخاطرضرورتی که به آنها دارند ، زمینه اخذ ویزه اقامت را نیز فراهم مینمایند. وقتی هموطنان درس خوانده و باتجربه ما خود کفا شده وبه کمک دولت ویا موسسات کمک کننده احتیاج نداشته باشند ،میتوانند بدون تشویش ونگرانی به کار وزنده گی خویش در این کشور ها ادامه داده از اینده درخشانی بهره مند گردند.

از نظرمن این کار هم درست نیست که سایرهموطنان ما که مصروف هربخشی فرهنگی یا هنری مثلآ هنرموسیقی بوده یا استند کوشش کنند تا فرزندان شان هم باید مانند خودشان به همان کار بپردازند. زیرا فراگیری هر رشته ومسلک میراثی نبوده ، بلکه بستگی به استعداد و توانایی های هر شخص برای پیشبرد کار مشخص دارد. شاید فرزندان یک هنرپیشه یا آوازخوان بهترین اقتصاد دان شود، بهترین داکتر شود ، یا بهترین یک سیاستمدار شود. نمیدانم چرا بزرگان ما به این علاقه منفی دل بسته اند که هرکاری را خودشان انجام میدهند ، فرزندان شان نیز باید به همان راه آنان ادامه بدهند؟؟ درحالیکه جهان امروز جهان دیروز نیست ، به همانگونه جوانان امروز هم جوانان دیروز نیستند ، لطفآ از فشار آوردن بر آنان خودداری کنید . به آرزوی موفقیتهای هرچه بیشتر جوانان عزیز ما در بخش های مختلف و آرزوی خوشبختی برای همه شان .

باحرمت

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.