ذکیه نوری : اشعار منتخب

zakias

والدين ، چهار فرزند بر دوش داشتند
دو  دختر و دو پسر با هوش داشتند
نه شادی نه نعم و نوش داشتند
شب و روز بى خوابى و كوش داشتند

سال ها تند گذشت چون  آب روان
فرزندان جوان مستى و خروش داشتند
عمرجوانى والدين بود رو  به  فرود
در کاروان زندگی نه جنب نه جوش داشتند

فرزندان همه رفتند پی عیش وطرب
این دوپا مانده و غم به دوش داشتند
والدین  شد محتاج  و خوار و دربدر
پسران مست باده  ونوش داشتند

والدین میرفتند نزدطبیبان وبیمار شناس
درد حرمان به تن ، نه تن و تن پوش داشتند
خمیده قامت و زار وضعیف هردو ناتوان
نه لباس کد خدایی نه پاپوش داشتند

ای عزیز قدر والدین گران و پُربهاست
این نکته را فهمید آنی که هوش داشتند
در صداقت مادر و پدر برتر از آیینه است
این دو فرشته کی حق حراج وفروش داشتند؟
ذكيه نورى

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.