اهداف کوتاه مدت حزب متحد ملی افغانستان

 

بنام خداوند توانا ودادگر

we1 

اهداف کوتاه مدت حزب متحد ملی افغانستان

9 سنبله 1396

با انصراف ازعوامل فروع جنگ ، درطول تاریخ ومراحل ازمنه های مختلف ، علت وعامل اصلی جنگ ها وخشونت ها ، با عناوین مختلف وشیوه واشکال جنگ هرآنچه بوده برمحور ثروت وقدرت چرخیده است . بنأ نباید جنگ ابرقدرت ها را هم درگذشته ،حال وآینده ازاین دایره بیرون دانست . حمایت کشورهای غربی وهمپیمانان شان از مجاهدین وبرسرقدرت رسانیدن آنها درافغانستان وبعدأ ناکارآمد بودن آنها درحفظ منافع حامیان شان نیاز بوجود آمدن شبکه طالبانی وبه همینترتیب همخوانی نداشتن طالبان با منافع حامیان شان باعث فروپاشی نظام اماراتی طالبان درافغانستان گردید.درواقع ماهیتأ چیزی تغیر نکرد ، جزاینکه ابزار ووسایل سودآورتری جاگزین ابزار ووسایل کهنه گردید.

بعد از یازده سیپتامبر 2001 فضای سیاسی نسبت به گذشته نزدیک بازترگردید و درپرتوآن حزب متحد ملی افغانستان تحت ریاست محترم نورالحق علومی با استفاده از قانون اساسی 1343 بعنوان نخستین حزب در شرایط آمیخته با ترس وهراس در 31 اسد 1383 با مرام ملی ومردمی وشیوه مبارزات پارلمانی و انتخاباتی با مردود شمردن چپ و راست افراطی وهرنوع تبعیض ورقابت سالم وشفاف میان احزاب تأسیس وارد کارزار عرصه سیاست برای رویکارآمدن حکومت مردم ،توسط مردم وبرای مردم باروش ها وشیوه های پذیرفته شده ومتداول درحوزه سیاسی گردید.

حزب متحد ملی افغانستان علی الرغم تلاش های پیگیرورسالتمندانه درجهت بسیج وانسجام افراد وگروهای مردم دوست ومیهن پرست همچون نیروهای سیاسی ، فرهنگی ،اعتقادی، اخلاقی ، مدنی ، متنفذین ، روحانیون و روشنفکران در 32 ولایت کشور با ایجاد شوراهای ولایتی برای اجرا وتحقق برنامه ها واهداف سیاسی خود فعالانه کار مینماید. حزب متحد ملی افغانستان ریشه ها وتداوم جنگهای ویرانگر وتحمیلی را برمردم وسرزمین خویش عمیقأ درک نموده واین راهم میداند که وطن ، منافع وارزش های اساسی و حیاتی آن توسط بیگانگان وبویژه عمالی شان حفظ ودفاع نمیشود . حزب متحد ملی افغانستان یگانه راه معقول درصلح وصفا زیستن ، باهمی زیستن ودرکنارهم زیستن را چه درسطح ملی و چه در سطح بین المللی درحل وفصل مسالمت آمیزاختلافات، وگسترش روابط دوستانه مبتنی بر احترام متقابل به ارزش های حیاتی میداند.

حزب متحد ملی افغانستان حزبیست تجددگرا ،خردگرا ،علم گرا ، واقعگرا وترقی خواه وشیوه وروال کاری آن مبتنی برنوسازی جامعه درعرصه های مختلف اعم از رشد اقتصادی، بازسازی بازار کار ونظام آموزشی و تجدید حیات معنوی ومادی وآگاهی شهروندان از قوانین واجرای بموقع قوانین ازجانب ارگانهای ذیربط برای نهادینه شدن قوانین، تأمین عدالت اجتماعی وساختن یک جامعه هدفمند وعاری از تعصب وتبعیض وخشونت وانتقام جوئی است.

فهم حزب متحد ملی افغانستان از وضعیت کنونی جامعه این است که بحران افغانستان نتیجه اثر گذاری عوامل گوناگون است که به شکل متقابل عمل نموده و بحرانی را بوجود آورده است که در سطح آن تروریزم درعمق آن عوامل تاریخی قرار دارد. یکی ازاین عوامل مساله جابجایی قدرت است.نظام سیاسی سنتی که افغانستان معاصر را بوجود اورد و مدت دونیم قرن ادامه یافت ، قوم محور بود و درجریان دونیم دهه اخیرهم نظام جدید شکل نگرفت ومتاسفانه اقوام و ملیت های باهم برادر ما هنوز جایگاه خود رادرنظام نمی یابند و نظام را از خود نمی شمارند.

قانون اساسی جدید که بر پایه اقتصاد بازار آزاد تدوین گردیده است،انتخابی بودن رهبری دولت یعنی ریس جمهور را تسجیل نموده است. بر بنیاد این قانون اساسی امروز کشور ما دارای رسانه های گسترده و آزاد میباشد. این را میتوان بزرگترین دست آورد مردم افغانستان در قرن بیست ویک تلقی نمود. چهل سال سپری شده همچنان انواع گوناگون سا ختارها و سازمانهای بنیاد گرای مذهبی رابر جامعه افغانی تحمیل نموده است. این سازمانها که متاسفانه مسلح و از لحاظ اقتصادی پرقدرت و دارای تکیه گاه های بیرونی نیز میباشند در نقطه مقابل قانون اساسی جدید و مواد دیموکراتیک آن قرار دارند که مساله حفظ نظام را در آینده بمخاطره مواجه می سازد. بنابران دومساله در برابر ما عرض اندام میکند: 1- حفظ نظام 2- جابجایی ملیت های با هم برادر کشور در ساختار دولتی.

هردو مامول قابل دسترسی خواهد شد هرگاه دموکراسی گسترده در کشور حفظ گردد و ضمانت های قانونی بوجود آورده شود تا هیچ نیرویی آنرا مورد تهدید قرار داده نتواند و بنیاد گرایی به هیچ شکل و فورم آن نتواند دموکراسی و رسانه های آزاد کشور را قربانی اهداف ایدیولوژیک خود کند. این در صورتی ممکن میباشد که :

1- ضمانت قانونی جلوگیری از ایدیولوژیک شدن نظام سیاسی کشور بوجود بیاید. موسسه دولت تکنوکرات ساخته شده و از هرگونه تمایلات ایدیولوژیک دور و مبرا نگهداشته شود. میتوان بشکل یقینی حکم کرد که یک نظام ایدیولوژیک راست و یا چپ، چنانچه تجربه نشان داد، هرگز نمی تواند دموکرات شود و ثانیا مساله جایگاه سیاسی اقوام و ملیت های افغانستان تثبیت ناشده باقی می ماند.

2- مساله جابجایی اقوام و ملیت های باهم برادر کشور در ساختار سیاسی یک مساله جدی وضمنا پیچیده میباشد. باید یاد آور شد که افغانستان از لحاظ اجتماعی در مرحله قبل از تشکیل ملت قرار دارد. تشکیل ملت یک پروسه تاریخی (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ) است که در طی زمان و با برنامه منظم میتواند صورت گیرد. در این رابطه سه ملاحظه ساده را میتوان مطرح نمود:

الف: از لحاظ اقتصادی باید زیر بنای صنعتی و تجارتی رشد داده شود وسیستم مواصلاتی و حمل ونقل که هرگوشه کشور را با گوشه دیگر متصل کند، احداث گردد .

ب: از لحاظ سیاسی جایگاه هرکدام از اقوام کشوردر اهرم قدرت طوری تثبیت شود که اولا مردم خود را در نظام بیابند وثانیأ نظام را از خود بشمارند.

ج: کار با برنامه در راه استحکام وحدت ملی و ملت واحد از طریق راه اندازی برنامه های آموزشی از طریق رسانه ها روی دست گرفته شود.

3-حزبی شدن دولت: دموکراسی بدون انتخابات وانتخابات بدون رقابت احزاب نه تنها یک دموکراسی ناقص که قطعأ بی مهفوم است. پنجاه سال قبل ما دموکراسی بدون حزب را در زمان سلطنت ظاهر شاه تجربه کردیم و دیدیم که چنین نظام فاقد کار آیی است بخصوص در لحظاتیکه سراپای جامعه را نا امنی و بحران فرا گرفته وبقای کشور زیر سوال قرار دارد. در چنین لحظات قرار گرفتن یک شخص ولو هر قدرتوانا هم باشد در راس قدرت نمی تواند بحران را لگام بزند. حزب متحد ملی افغانستان در طی سالهای سپری شده پیوسته این صدا رابلند نموده است که باید برای سهم گیری احزاب در قدرت دولتی زمینه مساعد گردد.

میتوان بصورت فشرده مواضع واهداف کوتاه مدت حزب متحد ملی افغانستان را در عرصه های مختلف چنین فهرست نمود:

1- در عرصه سیاسی

افغانستان بحیث کشور واحد وتجزیه ناپذیر خانه مشترک تمام افغانها ست. دفاع از حاکمیت ملی، استقلال ملی و تمامیت ارضی آن را وظیفه تاخیر ناپذیر خود میدانیم. ما به این باوریم که در شرایط کنونی کشورما مورد حمله و مداخله نظامی و سیاسی کشور های بیگانه قرار گرفته است و شکستاندن وحدت ملی و دامن زدن به اختلافات قومی و ملیتی ما و حتی حذف کشور ما ازاتلس جهان در محراق تهاجم شان قرار دارد . از آنهم خطرناکتر تهاجم فرهنگی است که از مداخله دوامدار کشور های متخاصم و اقامت دوامدار صد ها هزار افغان مهاجر در کشور های بیگانه بالای فرهنگ ما تحمیل میگردد . در این راستا آنچه برجسته گی کسب می کند داشتن ملت واحد وحکومت ملی و تکیه بر نشنلیزم است.

ملت هنگامی نقش اساسی در تضاد های سیاسی بازی میکند که موجودیت آن به خطر افتیده باشد.این وضع درزمان جنگ و یا در صورت احتمال جنگ مصداق می یابد. بنابران در عرصه سیاسی تکیه بر نشنلیزم در صدر خواست های ما قرار دارد.

ناسیونالیزم بمثابه محملی برای تشکیل ملت واحد و سپر دفاعی است در برابر نفوذ و مداخله سیاسی و فرهنگی اجنبی. ناسیونالیزم افغانی در واقع روح جمعی افغانها ست. ناسیونالیزم روحیه ابراز هویت ملی و حفظ استقلال و خود ارادیت در روابط بین المللی است. ناسیونالیزم تلاشی است برای خود آگاهی و خود شناسی ملی، استقلال طلبی، بیزاری از تقلید و گریز از تابعیت است.

هدف ما خلق کردن یک رنسانس ملی، یک نهضت انقلابی فکری است: یعنی یک جوشش نو و نیرومند ملی که تمام ملیت ها و اقوام کشور را در بر بگیرد. در غیر آن این خطر وجود دارد که حتی افغانستانی باقی نخواهد ماند. مساله بر سر دمیدن روح تازه بر کالبد سرد شده مردم افغانستان وآوردن ریفورم در طرز دید و تفکر مردم بخصوص روشنفکران ماست.

2– حفظ دموکراسی

دفاع عام و تام از دموکراسی و دست آورد های دموکراتیک مردم ، تاکید بر تطبیق بلاشرط قوانین جاری کشور بعنوان اساس و پایه نجات آن ازبحران وراه اعمار مجدد و ترقی وطن در صدر وظایف ما قرار دارد .

3– تامین عدالت اجتماعی

هدف ما از عدالت اجتماعی دفاع از حقوق و منافع اقشار و طبقات مستضعف و ناتوان جامعه ماست. باور ما این است که سیاست بازار آزاد در کشور جنگ زده ایکه بنیاد صنعتی ندارد و بنیاد زراعت آنهم خیلی ها ضعیف و فاقد سازماندهی لازم است، سرمایه از حد تجارت فراتر رفته نمیتواند. بهمین سبب است که باوجود سرازیر شدن ملیارد ها دالر در یکنیم دهه گذشته، جوانان ما از بیکاری و بی روزگاری رنج می برند وراه مهاجرت و ترک وطن در پیش میگیرند. فقر، تنگدستی و بد بختی و اعتیاد به مواد مخدره تاثیرات جانبی اوضاع نا بسامان اقتصادی ماست. در چنین حالت فقط دولت است که میتواند خود را به اقشار و لایه های پایینی جامعه برساند. حضور دولت در کنار بازار آزاد، تعین اولویت ها و تدوین یک خط دقیق برناموی میتواند دارای اهمیت اساسی باشد. در این رابطه سه مساله کسب اهمیت میکند:

1-استفاده عادلانه و برنامه ریزی شده از ثروت های ملی ( زیر زمینی و سطح زمینی).

2- اتخاذ اقدامات وتدابیر جدی غرض افزایش تولیدات داخلی درعرصه های کشاورزی ، صنعتی ، مالداری وپیشه وری.

3- مساله جدی دیگر محافظت از تولیدات داخلی از فاسد شدن وقربانی آنها در برابر تهاجم واردات خارجی به قیمت ارزنتر.

4-خود کفایی

ارزش منابع زیر زمینی کشورما به 3-5 تریلیون دالر تخمین شده است. ظرفیت منابع آبی ما که در تدوین پلان انکشافی7 ساله ریاست جمهوری مرحوم محمد داود خان مطالعه شده بود راه اندازی 34 پروژه آبیاری را نشان میداد که افغانستان را به کشور صادر کننده تولیدات زراعتی و صنعتی مبدل می نمود. اما با تاسف ما هنوز یک کشور محتاج باقی مانده ایم. ما به این باوریم که تا زمانیکه یک کشوراز لحاظ اقتصادی روی پای خود ایستاده نباشد نمی تواند از استقلال ملی حرف بزند. باید افغانستان را خود کفا ساخت و کاسه شرم آور گدایی را کنار انداخت.

وقتی از خود کفایی حرف می زنیم هدف ما صرف در عرصه اقتصاد نمی باشد بلکه در عرصه فرهنگی نیز است. نبود و کمبود موسسات برای تحقیق،تالیف و ترجمه بزرگترین کمبود تاریخی ماست. نسل مکتب دیده و روشنفکر ما در مرحله جنگ سرد ، خود ، وطن خود و جهان را در آثار و نوشته های بیگانگان شناختند. این خلای بزرگ را باید پرکرد.

درک حزب متحد ملی افغانستان از وضعیت بحرانی سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و اجتماعی و مداخلات کشور های ذیدخل در امور کشور ، این است که نیروهای ملی ، مترقی و دموکرات کشور میتوانند با حضور فعال ایشان در شورای ملی ، شوراهای ولایتی و شوراهای ولسوالی ها و سهم فعال در انتخابات ریاست جمهوری درجهت تحقق دموکراسی و تأمین عدالت اجتماعی ، حاکمیت قانون ، رفاه و آسایش مردم توجه جدی مبذول بدارند . ما مصمم استیم در انتخابات آینده شورای ملی وریاست جمهوری کشور سهم فعال وکاندیدان مستقل خودرا داشته باشیم .

حزب متحد ملی افغانستان غرض شفافیت پروسه انتخابات کشور دیدگاه خویشرا کتبی ترتیب ومقام ریاست جمهوری وسایر مراجع ذیربط ارسال داشته است که نکات عمده آن چنین فهرست میگردد.

1- معرفی کاندیدان از طریق احزاب سیاسی ، آوردن نظم در سیستم انتخاباتی کشور محسوب میگردد درغیرآن مسایل تباری ، تقلب گسترده و عدم شفافیت را در روند انتخابات ممکن میسازد.

2- ضرور پنداشته میشود تاغرض ارتقای نقش احزاب سیاسی در روند انتخابات شورای ملی وانتخابات ریاست جمهوری آینده کشور مقام ریاست جمهوری اسلامی افغانستان با صدور فرمان به ارزش های جامعه مدنی وتحقق دموکراسی واقعی کشور وقع قایل گردد.

3- دادن امتیازات به بعضی احزاب ازجانب دولت در بیثباتی وضع سیاسی کشور ممد واقع میشود . سایر احزاب سیاسی برعلاوه اینکه ازداشتن چنین امتیازات محروم اند حتی حکومت وحدت ملی آنان را در مبرم ترین قضایای سیاسی کشور ذیدخل نمیداند. به باورما دموکراسی وآزادی درصورتی ارزش می یابد که با عدالت اجتماعی توام باشد.

4- نقش احزاب سیاسی کشور در رابطه به پابندی حکومت وحدت ملی بر اجماع سیاسی کشور تقویت گردد.

5- حضور احزاب سیاسی درکمیسیون انتخاباتی کشور بمثابه راه حل بحران بوجود آمده کمیسیون انتخابات میباشد، ما برتاریخ تعین شده انتخابات شورای ملی وانتخابات ریاست جمهوری کشور تأکید نموده ،هرگونه تعلل را دراین امر بزرگ ،جفا برحق مردم میدانیم .

حزب متحد ملی افغانستان در چنین وضعیت ناهنجار سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و اجتماعی کشور بدون شک اشتراک نهاد های سیاسی را در محور منافع ملی یکی از ضرورت های مبرم جامعه میشمارد . بر مبنای این ضرورت مبرم وتاخیر ناپذیر، و به خاطرتداوم مبارزه هدفمند و موثر بخاطر اعاده صلح و ثبات وانجام تحولات عمیق اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی و در غایت تا مین سعادت مادی ومعنوی مردم کشور ضرورت تشکل همه عناصر ونیروهای وطندوست، دموکرات، ملی وطرفدار آزادی انسان را در یک نهاد ملی ومردمی ….. وتأثیر گذار که یگانه وسیله مؤثر برای جلوگیری کشوراز سقوط در پرتگاه نیستی باشد ، احساس نموده وهمین اکنون در تأسیس آن گام های عملی برداشته است .

نورالحق علومی

رهبر حزب متحد ملی افغانستان

Text Widget

Aliquam ut tellus ligula. Nam blandit massa nec neque rutrum a euismod t ellus ultricies! Phasellus nulla tellus, fringilla quis tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius, tristique ornare, condi mentum non erat. Aliquam congue or nare varius.